دکتر احمدی نژاد در اقدامی پسندیده و به غایت زیبا در دو سال اخیر حضور در بین کودکان بی سرپرست را به نشستن در کنار سفره هفت سین منزلش ترجیح داده است؛ این فرصت که گذشت اما هنوز برای پیامبرِ شادی شدن دیر نیست!

به گزارش «تابناک»، روز گذشته و در واپسین ساعات سال 1391، دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور به همراه همسرش در مركز بهزیستی شبانه روزی حضرت فاطمه (س) كرج حضور یافت و در فضایی عاطفی و صمیمی با كودكان خردسال و نونهال این مجتمع دیدار كرد.

در این دیدار که به مانند دیدار مشابه رئیس جمهور در سال گذشته، با شادی و خنده کودکان همراه بود، رئیس جمهور اسباب بازی هایی را به عنوان هدیه به این کودکان اهدا کرد و در آخر با قرار گرفتن در کنار سفره هفت سین نوروزی، از ایشان پذیرایی كرد.

این اقدام دست کم از چند منظر شایسته تقدیر است؛ 

نخست آنکه دکتر احمدی نژاد در شرایطی که آخرین تحویل سال را در قامت رئیس جمهور سپری می کرد، با حضور در جمع آینده سازانی که به هر دلیل از نعمت وجود پدر و مادر محروم مانده اند، نه به اندازه حضور یک فرد عادی، بلکه در قد و قواره ریاست جمهوری یک کشور بزرگ به عنوان حامی و پشتیبان این نوجوانان و نونهالان معرفی کرد تا بذر امید در دل کودکانی همانند ایشان، کارمندان مراکزی از این دست و غیره بکارد.

دوم آنکه این دیدار رئیس جمهور را می توان در راستای اقدامات پیشین وی گذاشت؛ آن زمان که تصمیم گرفت خودروی شخصی اش را برای دریافت کمک مالی به بهزیستی به حراج بگذارد -و البته سرانجام ماجرا دست کم از بعد فرهنگ سازی چنگی به دل نزد-، هنگامی که با کودکان بی سرپرست سال را تحویل کرد و پس از آن به کانون اصلاح تربیت سر زد و با نوجوانانِ در حال بازیابی خصایص نیکو دیدار کرد و یا همین اواخر که هدایای دریافتی از سران کشورهای مختلف را باز به منظور کمک به بهزیستی به حراج گذاشت. 

اگر این دست کارها وقتی به صورت زنجیری و پیوسته در کنار یکدیگر قرار گیرند، حکایت از پشتوانه فکری رئیس جمهور در این باره داشته و نشان خواهد داد که دکتر احمدی نژاد دست کم فرصت جشن نوروز را به بهترین شکل ممکن برای جلب توجه اقشار مختلف جامعه نسبت به کودکان و نوجوانان محروم مورد استفاده قرار داده و برخلاف حراج هایی که بی شباهت به جشن های نیکوکاری و عاطفه ها نیست، این بار نه از دیدگاه مادی، که از دید معنوی و از منظر مهر و محبت موارد کمتر دیده شده را در معرض دید همگان قرار دهد.

شاید برای درک بهتر ماجرا بهتر باشد که اینگونه تصور کنیم که به عنوان مثال اگر رئیس جمهور برای دیدار با کودکان مرکز بهزیستی شبانه روزی وقتی اختصاص نمی داد، چه قصوری رخ داده و چه نکوهشی می توانست متوجه وی باشد؟ آیا غیر از این است که شنیدن خبر این رویداد ممکن است برای ما و شمایی که کمی احساس گرفتاری و ضیق وقت می کنیم، عامل تحرک بیشتر شده و در نهایت منجر به اقدامی نیک شود؟

اما سومین برآیند مثبتی که از این دیدارهای رئیس جمهور می توان متصور بود، بنا گذاشتن یک رسم نیک در ایام جشن باستانی نوروز است؛ آنجایی که با پیوستن ما و شما به اقدام شایسته رئیس جمهور، دایره مرسوم دید و بازدیدهای نوروزی مان آنقدر وسعت می یابد که از جمع اقوام، دوستان و آشنایان فراتر رفته و به نهادهای حمایتی کشیده می شود. کمترین خاصیتی که برای وقوع این مهم می توان متصور بود، رواج نیکی کردن به یکدیگر در روزگاری است که به هردلیل، اخلاقیات در شرایط خوبی قرار نگرفته و به عنوان مثال، گرانی ها سبب سقوط دومینوی تورم به دست خودمان بر سر خودمان شده است؛ زمانی که گرانی یک کالا به دست ما به سرعت به سایر کالاها تسری می یابد اما شاهدیم که هیچ موج محبتی این گونه تکثیر نمی شود.

اکنون حدود یک روز از آخرین بذر محبتی که رئیس جمهور کاشته می گذرد و البته فرصت تحویل سال در کنار اقشار کم توان تر که از دست رفته است اما تا پایان تعطیلات نوروزی فرصت برای نقش آفرینی ما هست؛ شاید بتوانیم با استفاده از فرصت طولانی تعطیلاتِ پیش رو، تبدیل به پیامبر شادی برای افرادی شویم که سهمشان از شادی کمتر از ماست.

نوشته شده: پنجشنبه 1 فروردین 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()