در پی بروز اختلاف تعیین مرز بین دو شهر آبپخش و سعدآباد و انتشار شب نامه، صدور قطعنامه و ابراز موضع عمومی مردم و بزرگان شهر بر آن شدم تا موضوع را در دو سناریو پیش خوانی کنم؛ هر چند هر دو نگاه از پشت عینک سیاه و سفید، یکی کاملا بدبینانه و دیگری خوش بینانه است، لیکن در صورت تحقق خسارت یا منفعت سرشاری را برای مردم محقق خواهند کرد:

سناریو اول:

تابلوی شهر سعدآباد تغییر می کند، این تغییر کافی است تا دوباره آتش اختلاف و تعصب سر باز کرده و فوران احساسات حال و روز بد هر دو شهر را بدتر کند، حرفهای در گوشی شروع می شود رگ غیرت خاک و خاک پرستی گل می کند، قطعنامه صادر می کنیم، شب نامه صادر می کنند، اعتراض می کنیم و اعتصاب می کنند، راه بسته می شود، غائله بالا می گیرد، راه می بندیم، نهر دولت(آب پخش) که از سد شبانکاره سرازیر می شود را در کانال دولت می بندند، راه عبور و مرور شهر سعدآباد را می بندیم، شهری با چندین هزار نفر جمعیت در بن بست قرار می گیرد و چندین روز عبور و مرور مردم مختل می شود، خون ها به جوش می آید، تابلو به رگبار بسته می شود، کتک و کتک کاری، بالا می گیرد، مردم دیگر با ترس به سراغ اقوام میروند، ادارات سعدآباد بر روی اهالی شهر بی اداره ما بسته می شود، مسیر عبور شیراز به گناوه و خوزستان طولانی تر می شود، ماشین ها بنزین بیشتر و زمان بیشتری باید صرف کنند، نخل ها از بی آبی پژمرده شده اند، ثمر نخیلات آبپخش کم شده است، دیگر همسایه در محور مواصلاتی حضور ندارد، سعدآباد در بن بست عبور و مرور، و رفت و آمد قرار گرفته است، کار به مقامات بالا کشیده و مسئله سیاسی و امنیتی شده است، بحث فرمانداری منتفی است و مردم هر دو شهر آبپخش و سعدآباد به بی فرهنگی و تعصبات مسخره متهم می شوند، شهر ثالثی(همسایه شمالی) بیشترین بهره را از این اختلاف می برد و بیشترین ضرر نصیب مردم شده است. مسئولین با وضع دستورات و دخالتهایی در صدد بهتر کردن روابط هستند... بازی باخت باخت است.

 

سناریو دوم:

تابلوی شهر سعدآباد تغییر می کند، این تغییر کافی است تا دوباره آتش اختلاف و تعصبات سر باز کرده و فوران احساسات حال و روز بد شهرها را بدتر کند، حرفهای در گوشی شروع می شود قبل از اینکه رگ غیرت خاک و خاک پرستی گل کند، شورا و ائمه جمعه هر دو شهر با هم قرار می گذارند نشستی داشته باشند، برنامه می ریزند و به توافقاتی دست می یابند:

1. راه مواصلاتی بین دو شهر بزرگراه می شود! دیگر خبری از تصادف نیست!

2. مرزها به صورت توافقی مشخص می شود! و جنگ و دعوایی وجود ندارد! شهرها به هم متصل شده و جمعیت شهری توسعه می یابد!

3. بین دو شهر مکانی برای ایجاد بازار روز مشخص می شود و دست فروشها به آنجا منتقل می شوند. سود حاصله بین شهرداری ها تقسیم میشود. مردم برای خرید جایگاهی مشخص پیدا می کنند و ناوگان تاکسیرانی شکل می گیرد، اطراف بازار پاساژها قد علم می کنند.

4. توافق می شود هر دو دادگاه حقوقی کوچک شهرها به محدوده مشترک منتقل شده تجمیع شده و یکی حقوقی و دیگری جزایی شود!

5. جمعیت دو شهر ایجاب می کند که درمانگاه های شهری تبدیل به بیمارستان شده و محلی در محدوده مشترک برای ساخت بیمارستان در نظر گرفته می شود!

6. به علت جمعیت زیاد دو شهر آب پخش و سعدآباد دیگر بحث واگذاری فرمانداری به شهر ثالث منتفی است.

7. امکانات زیادی از قبل اتصال دو شهر عاید مردم شده و رفاه نسبی ایجاد می شود.

بازی برد برد تمام می شود.


عباس صمصامی


تصاویر مرتبط



تجمع مردم سعدآباد

نوشته شده: چهارشنبه 29 بهمن 1393    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()