تبلیغات
Click here to make Firefighter your default homepage!
اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
وب سایت بچه‌های آتش
بچه های آتش - مطالب خرداد 1392

تاریخچه احداث مسجد مقدس جمکران

یکی از مکان‌های مقدس برای دعا و راز و نیاز با امام زمان(عج) طبق روایات رسیده مسجد مقدس جمکران در شهر قم است، به همین منظور در ادامه به تاریخچه مختصر احداث مسجد مقدس جمکران از کتاب «نجم‌الثاقب» تألیف محدث نوری اشاره می‌شود.


شیخ حسن بن مثله جمکرانی می‌گوید: من شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان سال ۲۷۳ هجری در خانه خود خوابیده بودم که ناگهان عده‌ای از مردم به در خانه من آمدند و در حالی که نیمی از شب گذشته بود، مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز و خواسته امام مهدی(عج) را اجابت کن که تو را می‌خواند».

حسن بن مثله جمکرانی می‌گوید: ‌برخاستم و به در خانه آمدم، جماعتی از بزرگان را دیدم؛ سلام کردم، جواب دادند و آن‌گاه مرا آوردند تا جایگاهی که اکنون مسجد است. دیدم تختی گذاشته‌اند و فرشی بر آن پهن کرده‌اند و ...؛ جوانی سی‌ ساله بر آن بالش‌ها تکیه کرده و شخصی پیر در مقابل او نشسته و کتابی در دست گرفته و می‌خواند، آن پیرمرد حضرت خضر(ع) بود.

آن پیرمرد مرا نشاند و امام(عج) به من فرمود: «برو و به حسن بن مسلم بگو که تو چند سال است که در این زمین می‌کاری و ما خراب می‌کنیم و پنج سال است که زراعت می‌کنی و امسال دوباره زراعت کردی، دیگر اجازه نداری که در این زمین زراعت کنی و باید هر نفعی که از این زمین برده‌ای، برگردانی تا در این مکان مسجد بنا کنند، به او بگو: حق تعالی این زمین را از میان زمین‌های دیگر برگزیده است و تو آن را همراه زمین خود گرفتی و حال آن که خداوند به سبب این عمل تو، دو پسر جوانت را از تو گرفت و تو بیدار نشدی»!.

حسن بن مثله گفت: ای مولای من، باید لیل و نشانی بر گفته شما داشته باشم تا مردم حرف مرا تصدیق کنند. حضرت(عج) فرمود: «ما در این جا علامت‌گذاری می‌کنیم، تا تو را تصدیق کنند، تو نزد سید ابوالحسن برو و بگو تا حسن بن مسلم را حاضر کند و در‌آمد چند ساله این زمین را از او بگیرد و خرج بنای مسجد کند و مابقی مخارج مسجد را از «رهق» (یکی از روستاهای کاشان) بیاورد و مسجد را تمام کند».

نوشته شده: جمعه 31 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

صوت العراق: قطر شرفش را حتی در فوتبال هم می‌فروشد!

به گزارش ایسنا، تیم ملی فوتبال قطر در آخرین بازی خود در جام جهانی در حالی که تا دقیقه‌ 60 با یک گل از میزبان خود ازبکستان پیش بود به یکباره قافیه را واگذار کرد و پنج بار دروازه‌ خود را باز شده دید تا شایعه تبانی یک بار دیگر بر فوتبال قطر سایه اندازد.

سایت "صوت العراق" در گزارشی تند مدعی شد که قطر این کشور کوچک خلیج فارس بار دیگر در گرداب تبانی فرو رفت. در این گزارش که به قلم عباس المریانی نوشته شده، آمده است: سهل انگاری واضح و عامدانه بازیکنان قطر در دیدار برابر ازبکستان اصلا غافلگیر کننده نبود. آنها در حالی که در نیمه اول با یک گل جلو بودند به یک باره در نیم ساعت پنج گل دریافت کردند. همه پنج گل ازبکستان در 30 دقیقه‌ به ثمر رسید که این معمولا در فوتبال رخ نمی‌دهد. مطمئنا شکست قطر با این شکل و با این نتیجه‌ تنها در یک صورت رخ می‌دهد و آن توافق و سازش دو تیم برای جلوگیری از حضور ایران در برزیل. ازبک‌ها و قطری‌ها گمان می‌کردند که ایران نمی‌تواند در اولسان کره جنوبی را شکست دهد. آنها تساوی را محتمل‌ترین نتیجه‌ برای این دیدار می دانستند. البته نیم نگاهی هم به شکست ایران داشتند، اما تیم ملی فوتبال ایران هم معادلات را بر هم ریخت و تنها و تنها برای خود بازی کرد نه برای مصلحت دیگر تیم‌ها. بازیکنان ایران با پیروزی برابر کره جنوبی به آنچه که می‌خواستند دست یافتند، این در حالی است که قطری‌ها شرف و حیثیت خود را باختند و ازبکستان هم تنها با اختلاف یک گل نسبت به کره جنوبی از صعود مستقیم به جام جهانی باز ماند. این افراد نادان ارزیابی خوبی نداشتند و حساب همه چیز را نکرده بودند، چرا که ما درباره تیم ملی فوتبال ایران سخن می گویم نه تیم دیگری.

در ادامه این گزارش آمده است: تبانی، عهدشکنی و گریز از قانون برای کشور کوچک قطر یک امر طبیعی به شمار می‌آید، کشوری که بر پایه خیانت و ظلم بنیان نهاد شده است و چه بسا بتوان گفت که تنها کشوری در جهان است که شرافت و آبروی خود را به راحتی برای منافع دیگران می‌فروشد. قطری‌ها همواره در معرض خرید و فروش (تبانی) هستند و این رویه آنها است. سوالی که نمی‌توان تفسیری برای آن پیدا کرد این است که چرا موضع‌گیری‌های قطر تا این اندازه پست است. آیا به خاطر حکومت خائن و ظالمانه در این کشور است یا به خاطر این که آنها کشوری کوچک و پست هستند که همواره احساس ترس و نگرانی می‌کنند؟ سهل انگاری و تبانی قطری‌ها قابل پیش‌بینی بود، اما آنچه که قابل پیش‌بینی نبود آگاه شدن ایرانی‌ها از این تبانی و نقش بر آب کردن تمام برنامه‌های قطری‌ها است.

ایران با پیروزی ارزشمندی که برابر کره جنوبی به دست آورد حساب و کتاب را برای کره‌ای‌ها و ازبک‌ها به جا گذاشت، چرا که به چنین حساب و کتاب‌های احتیاج ندارد و کار خود را انجام می‌دهد.

نوشته شده: چهارشنبه 29 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

یادداشت خواندنی یک شاعر درباره انتخابات 92

 مژگان عباسلو، از شاعران مطرح کشور در صفحه خود در یکی از شبکه‌های اجتماعی نوشت:

فرق ما با شما اینست:

ما به این بدیهی ترین اصل هر انتخاباتی واقفیم که ممکن است به یک نفر رای بدهیم و آن یک نفر رای نیاورد یعنی کاندیدای محبوب ما شکست بخورد.

ما به این اصل واقفیم که کاندیدای محبوب گروه دیگر، حالا رئیس جمهور کشور ایران است و ایران، کشور ما هم هست. پس دعا می کنیم رئیس جمهور جدید کشورمان خرابی ها را آبادسازد و آبادانی ها را آبادتر. او را تخطئه نمی کنیم، نسبت نمی دهیم و به طرفدارانش هزار انگ و رنگ نمی بندیم.

ما بعد از این شکست هوچیگری نمی کنیم، به خیابان نمی ریزیم، به اموال عمومی آسیب نمی رسانیم، می دانیم کاندیداهایمان هم عاقلتر از آنند که هوادارانشان را بعد از شکست به نزاع خیابانی بخوانند و بیانیه های واهی پشت بیانیه صادر کنند. ما به برادرمان، به خواهرمان، به خانواده مان، رفیقمان پشت نمی کنیم، نمی تازیم، فحش نمی دهیم و ادعای دزدیده شدن رایمان را نداریم! ضمن اینکه این بار تنها با چندصدهزار رای (کمی بیش از 50% آرا) کاندیدای مورد علاقه ی شما پیروز شد نه با چندین میلیون رای - که در مورد اول تقلب کردن بسیار ساده تر است نه؟

ما به این اصل هم واقفیم که انتخابات این دوره در همان سیستم و زیر سایه ی همان نظام و همان رهبری شکل گرفت که شما چهار سال قبل، دروغگو و متقلب خواندید در حالیکه خیلی از همان شمایان خیلی های دیگرتان را این بار به رای دادن ترغیب کردید و حتا از نظرات سفت و سختتان چند روزی مانده به انتخابات برگشتید و کاندیدای محبوبتان را هم به بقیه معرفی کردید. ما برعکس شما درباره ی این تغییرات قضاوت نمی کنیم. می گوییم انشاا... که خیر است و چه خیری بهتر از این که انتخاب همان کاندیدا به شما ثابت کرد همه ی بیانیه ها و ادعاها لزوما درست نیستند.

ما به شما و به رئیس جمهور کشورمان آقای روحانی - کاندیدای محبوب شما - تبریک می گوییم. به خودمان هم تبریک می گوییم که خداوند که لطف و ستایش او را سزاست به ما چنان سعه ی صدر و بینش و دانشی عطا کرده که بدانیم و بفهمیم هدف غایی همه ی این انتخابها آبادانی و سرافرازی ایران است و آسایش ملت ایران و این سرافرازی به دست نمی آید مگر در سایه ی اتحاد، پس به قول شاعر:

دست در دست هم نهیم به مهر

میهن خویش را کنیم آباد

نوشته شده: دوشنبه 27 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

از اول هم معلوم بود چه کسی رییس جمهور می شود!!!

ایسنا در مطلب طنزی نوشت:

وقتی یک فرد بدگمان و همیشه معترض فردا صبح از پای کانال های ماهواره بلند شده و از نتیجه آراء انتخابات ریاست جمهوری با خبر می شود در حالی که به خاطر نمی آورد اصلاً دیروز رای داده یا نه با توجه به نام فرد پیروز خواهد گفت:

اگر رییس جمهور قالیباف باشد: بابا تابلو بود که قالیباف رو می خواستند رییس جمهور کنند. ندیدی چطور اخبارش رو منتشر می کردند؟ فقط ما ساده بودیم که دلخوش بودیم!

اگر رییس جمهور رضایی باشد: از اول معلوم بود!می خواستند این دفعه یک نفر لر رییس جمهور بشه تا انتخاب رییس جمهور محدود به چند استان نشه!فقط ما ساده بودیم که گول خوردیم!

اگر رییس جمهور غرضی باشد: مثل روز روشن بود می خواهند غرضی را رییس جمهور کنند. دقیقه نود تاییدش کردند تا مثلاً پدیده باشه. فقط ما فریب خوردیم!

اگر رییس جمهور روحانی باشد: دیدی گفتم می خواهند روحانی را رییس جمهور کنند! براش موج درست کردند فقط برای اینکه در شرایط تحریم تغییر ایجاد کنند. همه ما سرکار بودیم بابا!

اگر رییس جمهور جلیلی باشد:بایدم می شد! چون از اول اراده این ها این بود که جلیلی را رییس جمهور کنند. اصلا دو سه ساله دبیر شورای امنیت ملی شد تا به جهان معرفی باشه. همه انتخابات هم فیلم بود تا جلیلی را رییس جمهور کنند!

اگر رییس جمهور ولایتی باشد: نگفتم! بابا از یک سال پیش ولایتی را برای رییس جمهوری آماده کرده بودند. و گرنه چرا پیگیری بیداری اسلامی را دادند به ولایتی؟ فقط برای این که نشان بدهند روی ولایتی نظر دارند. ما هم خام شدیم رای دادیم!

نوشته شده: شنبه 25 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

خدایـــا....

خدایـــا

تو که می‌بینی من شاگرد خوبی نیستم ... !!!

تو که می‌بینی من درسام  خوب پس نمی‌دم ...!!!

تو که می‌بینی من در تمام امتحانات تو مردود میشم ...!!!

پس چرا ؟؟!!

پس چرا‏‏‏؛ پرونده منو نمیذاری زیر بغلم و از اینجا بیرونم نمی‌کنی؟؟؟

 

نوشته شده: جمعه 17 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

بخوان به نام پروردگارت

آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا

و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی

آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را

که نمی دانست بیاموخت . . . عید مبعث مبارک باد ..

نوشته شده: پنجشنبه 16 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

از هدایای تروریست‌ها برای حوریان تا ساخت تندیس یزید!!!

پایگاه خبری "عرب تایمز" در گزارشی درباره آزادسازی القصیر می‌نویسد: «در فرهنگ اسلامی، موضوع ظهور امام مهدی(عج) ارتباط زیادی با بسیاری از اتفاقات جهانی و به ویژه تحولات سوریه دارد و در بسیاری از نوشته ها نیز اشاره‌ها و علامت‌های زیادی در مورد علائم نزدیک شدن ظهور وجود دارد که یکی از این علامت‌ها ویرانی شام و شورش شخصی با صفت "سفیانی" است.»


این گزارش در ادامه، به بررسی تحولات مربوط به آزادسازی "القصیر" به دست رزمندگان مقاومت اسلامی و ارتش سوریه پرداخته و می نویسد: دلایل زیادی از طریق روایات موثق در دهها کتاب وجود دارد که یکی از آنها موضوعی است که حجت الاسلام "علی کورانی" در کتاب خود که سالها قبل به چاپ رسیده، نوشته که فتنه سفیانی به صورت دقیق از شهر "درعا" آغاز می‌شود جایی که آشوب های سوریه از آنجا کلید خورد.

عرب تایمز در ادامه بدون تأیید این نظریه سعی می‌کند ارتباط این موضوع با تحولات جاری در آزادسازی شهر القصیر را بررسی کند و می‌نویسد: در ابتدا برای سوریه که تروریست‌ها را از بین می بردند، عجیب بود که چرا آنها مقادیر فراوانی لباس‌های زیر زنانه با خود حمل می‌کنند، آنها نمی‌دانستند که این افراد فریب خورده، خود را برای ملاقات با "حورالعین" آماده کرده بودند و قرار بود این لباس ها را پس از کشته شدن در راه جهاد، به حوریان بهشتی پیشکش کنند.

بر اساس این گزارش، در میان کشفیات به دست آمده از اجساد برخی تروریست ها پس از پاکسازی القصیر، علاوه بر بمب‌های دستی و خشاب‌های گلوله‌ها، به وفور قرص ها و داروهای تقویت جنسی نیز یافت شده که طبق اظهارات اسیران تکفیری، این قرص ها را برای ورود به کاخ های حوریان در بهشت آماده می کرده اند. طبق فتاوای مفتی های وهابی، هر کس برای جنگیدن با ارتش سوریه و حزب الله و به نیت سرنگونی بشار اسد به سوریه برود، پس از کشته شدن، مستقیماً وارد بهشت و آغوش حوریان می شود!

این گزارش می افزاید: البته موضوع بهشت و جهنم و رستاخیز و حورالعین، بخشی از اعتقاداتی است که همه مسلمانان آن را قبول دارند اما موضوع جدید این است که بحث بهشت و حور، بخشی مخفی از فعالیت‌های عضوگیری گروه‌هایی را تشکیل می‌دهد که به دنبال شکار قربانیان خود از میان جوانان عوام و کم سواد لیبیایی و تونسی و سوری و سایر جوان های بیکار در کشورهای عربی است که فقر و نیاز مالی، آنان را از دنیا زده کرده و ترغیب آنها به جهاد و وصال حورالعین، بهترین جایگزین برای آرزوهای دور و درازی است که این افراد در ذهن می پرورانند و قدرت رسیدن به آنها را ندارند.

نوشته شده: چهارشنبه 15 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

واکنش «کفش ملی» به اظهارات روحانی

روابط عمومی کفش ملی نسبت به اظهارات حسن روحانی در مناظره تلویزیونی واکنش نشان داد.

در این جوابیه آمده است: در ارتباط با واگذاری کارخانه کفش ملی که در مناظره تلویزیونی مورخ 10/03/92 بیان فرموده اید باستحضار میرساند که کارخانجات کفش ملی واقع در کیلومتر 18 بزرگراه فتح ( جاده قدیم کرج ) در طی سالهای 82 و 83 ( در دولت اصلاحات ) عملاً تعطیل و سپس قسمت عمده از زمینهای محل کارخانه به شرکت سایپا انتقال و نهایتاً در اواخر سال 83 شرکت کفش ملی به عنوان بخشی از دیون دولت به صندوق بازنشستگی کشوری واگذار میگردد.

اما در دولت نهم و دهم با آنکه کارخانجات تعطیل شده بود، صندوق بازنشستگی کشوری بعنوان سهامدار اصلی این شرکت، مبادرت به ادامه فعالیت آن از طریق قرارداد با بیش از 110 تولیدکننده داخلی و عرضه کفشهای تولیدی آنها در 250 فروشگاه می نماید و بدینوسیله ضمن حمایت از محصولات تولید کنندگان داخلی موجبات اشتغال در این صنعت را فراهم نموده است.

خوشبختانه فروش و سود شرکت در طی 8 سال اخیر مرتباً در مقایسه با سال ماقبل خود افزایش چشمگیر داشته است بطوریکه پیش بینی می شود فروش شرکت در طی سال 92 به بیش از 1100 میلیارد ریال برسد.

نوشته شده: یکشنبه 12 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

ورود یک دختر قهرمان به کتب درسی

به گزارش فارس ، در کتاب سوم ابتدایی درسی به نام «فداکاران» وجود دارد که امسال با تغییر کتب درسی سوم دبستانی‌ها و همسو سازی آن با سند برنامه درسی ملی، تغییر ویژه‌ای در این درس داده شده است.

تغییر ویژه درس فداکاران، اضافه شدن یک دختر قهرمان در کنار سایر فداکاران به این درس است.

حجت‌الاسلام والمسلمین محی‌الدین بهرام محمدیان، می‌گوید: درس فداکاران تکمیل شده است و سهام خیام به به عنوان یک دانش‌آموز دختر قهرمان به این درس اضافه شده است.

وی ادامه می‌دهد: سهام خیام دانش‌آموز شهر هویزه بود که در دوران دفاع مقدس یک روز هنگام شستن ظرف‌ها در کنار رودخانه، با دیدن سربازان عراقی که شهرش را اشغال کرده و به مقدسات توهین می‌کنند، به سمت آنها سنگ پرتاب می‌کند و آنها این دانش‌آموز را به رگبار می‌بندند و به شهادت می‌رسانند.

 محمدیان اضافه می‌کند: ما در درس فداکاران، سیمایی از شهیده سهام خیام و رفتار انقلابی‌اش‌ ترسیم کردیم.

به گزارش فارس، شهیده «سهام خیام» 25 بهمن ماه 1347 در بخش ساحلی شهر هویزه دیده به جهان گشود؛ وی که از اشغال سرزمینش توسط نیروهای عراقی بسیار خشمگین بود، یک روز در ایام دفاع مقدس در حاشیه رودخانه در حالی که مشغول شستن ظرف بود، به نیروهای عراقی اعتراض کرده و به طرف آنها سنگ پرتاب کرد.

نیروهای مسلح صدام از سنگ‌هایی که با دستان کوچک سهام پرتاب می‌شد بسیار ترسیدند، به همین دلیل لوله اسلحه‌ها را به سوی او نشانه رفتند و آتش‌ گشودند و «سهام» 12 ساله همچون شکوفه‌ای پرپر شده در بر لب شط بر زمین افتاد؛ تیر مستقیم به پیشانی سهام ‌خورد و از بینی تا کاسه سر او را متلاشی ‌کرد.

در زمان تدفین این دانش‌آموز شهید، به دلیل متلاشی شدن مغزش و چون نمی‌توانستند خون سر را متوقف کنند، به ناچار سر شهیده سهام را در یک کیسه نایلونی قرار دادند و او را آماده خاکسپاری کردند.

نوشته شده: شنبه 11 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

سیاه نمایی در تبلیغات نامزدها ممنوع!!!

به گزارش ایسنا، روزنامه کیهان در ستون گفت و شنود امروز خود نوشت؛

گفت: اکثر نامزدهای ریاست جمهوری در مناظره تلویزیونی دیروز، تصویر سیاهی از موقعیت جمهوری اسلامی و عملکرد دولت کنونی ارائه دادند.

گفتم: خب! باید سیاه‌نمایی کنند تا بتوانند خودشان را به عنوان نجات دهنده جا بزنند!

گفت: مثلاً مجری، تصویری از یک بازار بسیار شلوغ و پرازدحام را نشان داد و نظر آنها را درباره آن پرسید، و هر یک از آنها با حمله به دولت کنونی درباره آن اظهارنظر کردند. یکی گفت؛ حیف که جیب آنها خالی است! دیگری گفت؛ صورت خود را با سیلی سرخ کرده‌اند، آن یکی گفت؛ نگاه مردم به مغازه‌ها نیست و معلوم است پول ندارند! و...

گفتم: هیچکس هم پیدا نشد که بگوید اگر اینطوری است که شما می‌گوئید، اینهمه جمعیت در بازار که یک مرکز خرید است چه می‌کنند؟!

گفت: یعنی دولت کنونی یک اقدام درخور تقدیر هم نداشته است؟ گفتم: چه عرض کنم؟!

یارو می‌گفت؛ کتاب «پیرمرد و دریا» تنها کتاب خوبی است که مرحوم جلال آل احمد نوشته است! گفتند؛ ولی کتاب پیرمرد و دریا را ارنست همینگوی نوشته است و یارو بدون آن که به روی خودش بیاورد گفت؛ دیگه بدتر، یک کتاب خوب هم که دارد، ارنست همینگوی برایش نوشته است!

نوشته شده: شنبه 11 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

توهین بی ادبانه و بزرگ شبکه من و تو به ایرانی ها

گروه رسانه «تیتریک» ؛ به نقل از وبلاگ londoneye ، شبکه من و تو برای چندمین بار توهین به مردم ایران را در دستور کار قرار داد. این شبکه انگلیسی با اهانت بی شرمانه به مردم ایران و با جسارت به شعور ایرانیان ،مردم را به خر تشبیه کرد.

پانته آ مدیری

پانته آ مدیری سردبیر اناق خبر که همزمان در دوشبکه انگلیسی بی بی سی و من و تو مشغول به فعالیت می باشد، این بار نیز حق اربابان استعمار گر خود را ادا نموده و سناریوی اهانت به ایران و ایرانی را بار دیگر در این شبکه کلید زد. وی که مسئولیت بخش سیاسی شبکه من و تو را بر عهده دارد در فیس بوک شخصی اش با اشاره به اتفاقات سال 88 در پی انتخاب اکثریت مردم ایران نوشت: «دقیقا 8 سال قبل مردم ایران به دلیل نفرت از هاشمی به احمدی نژاد رأی دادن و الان می خوان به هاشمی رأی بدهن، بعد میرن خر از قبرس وارد می کنند.»



این اقدام بی ادبانه در حالی است که چندی پیش نیز در یکی از برنامه های شبکه انگلیسی من و تو، یکی از قومیت های کشور عزیزمان را به سخره گرفت. در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، شبکه من و تو که تا چندی پیش حمایت از کاندیدای خاص را در دستور کار قرار داده بود؛ پس از اعلام صلاحیت ها توسط شورای نگهبان سیاست تحریم را در پیش گرفته است هر چند پا به پای شبکه بی بی سی هنوز از احیای برخی رد صلاحیت شده ها قطع امید نکرده است.

نوشته شده: چهارشنبه 8 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

آقای مطهری كربلای5 كجا بودی!؟

اظهار نظر ناپخته علی مطهری به اعلام اسامی كاندیداهای احراز صلاحیت شده از سوی شورای نگهبان واكنش جالب و بعضا طنز كاربران فضای مجازی روبرو شده است.

به گزارش رجانیوز، در حالیكه تلاش این روزهای علی مطهری برای گره زدن خود با موضوع كاندیداتوری هاشمی رفسنجانی چندان با استقبال وی و اطرافیانش روبرو نشده است، مواضع ناپخته این نماینده مجلس امروز و پس از اعلام نتایج كاندیداهای احراز صلاحیت شده، با دو واكنش ناپخته سیاسی موجی از واكنش‎های مختلف و عمدتا طنز را در شبكه‎های اجتماعی بوجود آورده است.

علی مطهری در اولین واكنش خود در مصاحبه اختصاصی كه خبرگزاری سازمان تبلیغات پیرامون همین موضوع با او ترتیب داده بود،‌ با ادبیاتی زننده و به دور از ادب عنوان كرد:« بنده پیشنهاد می کنم برای ارزیابی توان جسمی آقای هاشمی، یک مسابقه دو صدمتر بین ایشان و آقای جلیلی و یک مسابقه کشتی بین آقای هاشمی و آقای حداد برگزار کنند.»

بدنبال انتشار این اظهارات، شبكه‎های اجتماعی با موجی از واكنش‎های منفی مواجه شد. بیشترین واكنش‎ها در این رابطه متعلق به كاربران شبكه اجتماعی گوگل پلاس بود.

كبری آسوپار یكی از كاربران پلاس در واكنش به مطلب علی مطهری نوشت: چرا مطهری جرأت كرده جانبازی جلیلی را به سخره بگیرد؟!

مملكت روی پاهای قطع شده ی جانبازان استوار مانده، بعد یك فحاشی كه ما همه اش احترام پدرش را نگه می داریم، پای قطع شده ی كاندیدای جانباز ریاست جمهوری را به سخره می گیرد كه بگویید فلانی بیاید مسابقه ی دو!

پاهای قطع شده ی امثال سعید جلیلی است كه علی مطهری را سرپا نگاه داشته تا با وقاحت تمام، دهان به هر توهین و تحقیری بگشاید!

صرف نظر از آنكه به جلیلی رأی می دهم یا نه، او برای من انسان ارزشمندی ست؛ و اولین ارزش او برای من همان پایی ست كه ندارد؛ پایی كه برای اسلام و میهنش داده و مطهری كه از نام پدر نان می خورد، چه می داند ایستادن روی پای خود، خصوص پایی كه در بهشت جا مانده، یعنی چه!

حسن روزی‎طلب ضمن بازنشر یكی از سخنرانی‎های سعید قاسمی با عنوان «به‌جای آقای مطهری كربلای 5 كجا بودی!؟ » نوشت: جلیلی در کربلای 5 یک پایش را جا گذاشت؛ آقای مطهری كربلای 5 كجا بودی!؟

امیرحسین ثابتی یكی دیگر از كاربران پلاس نیز در واكنش به سخنان علی‎مطهری نوشت:

«1. علی مطهری كه این روزها به آب و آتش می زند تا هاشمی تایید صلاحیت شود؛ 20 مهر 1383 قبل از انتخابات نهم ریست جمهوری طی نامه ای خطاب به هاشمی نوشته بود:

آقای هاشمی! اكثر فرزندان و برخی نزدیكان شما در كارهای اقتصادی وارد شده‌اند و این امر در صورتی كه جنابعالی رئیس جمهور شوید، موجب افزایش شایعات خواهد شد. تحمل جنابعالی در مقابل انتقاد آشكار و مطرح در رسانه‌ها اندك است، اگرچه انتقادات خصوصی را راحت‌تر می‌پذیرید و این امر یك نقطه منفی برای یك رئیس جمهور است و باعث پیدایش گروه‌های سیاسی نیمه مخفی می‌شود.

2. امام علی علیه السلام: لا تَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً،؛  جاهل را جز در حالت افراط و تفریط نمی بینی»

احسان صالحی نیز در صفحه خود در این زمینه نوشت: «وقتی هشت سال توی این مملکت جنگ بوده و جوانهای مردم جلوی توپ مستقیم تانک جون میدادند و تو آقازاده و بزرگ زاده باشی و یک روز هم جنگ رو ندیده باشی معلومه که امروز بایدم یک بچه بسیجی رو که جونش رو گذاشته کف دستش و رفته خط مقدم و اونجا هم پاش رو جا گذاشته و برگشته مسخره کنی.»

زهرا اچ بی، یكی از كاربران پلاس نوشت: «حالا مطهری واقعا فکر میکنه میتونست طرحهای درخشانش منجمله دفاعش از تفکیک جنسیتی دانشگاه ها و گشت ارشاد و اینا رو تو دولت هاشمی هم ادامه بده که هنوز نه به داره نه به باره با پای مصنوعی جلیلی جک میسازه؟»

علی نادری در صفحه خود در همین زمینه نوشت: «جلیلی آنروزی كه باید، یك پایش را داد تا علی مطهری با خیال راحت بشود «دكتر مطهری» و یك پای دیگرش را نگهداشت تا كیلومترها راهی كه هاشمی و خاتمی و روحانی عقب نشینی كرده بودند را بر گردد؛ جلیلی همین الان هم با همین پای یكدانه كیلومترها جلوتر است از اكبر و فائزه و مهدی!»

الیاس قنبری نیز در صفحه خود نوشت: «اینقدری که علی مطهری و احمد توکلی عصبانی و ناراحت اند خود هاشمی و مشایی ناراحت نیستن.»

این در حالی است كه صبح امروز نیز سایت احمد توكلی با انتشار متنی مفصل تصمیم اخیر شورای نگهبان در عدم احراز صلاحیت هاشمی را به چالش كشیده بود. در حالی که امام خمینی فرمودند هر کس مصوبه شورای نگهبان را کذا بخواند مفسد است.

نوشته شده: پنجشنبه 2 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

پیام امید عباسی: زندگانی به جای زنده مانی

ماجرای مرگ امید عباسی، به مثابه یک پیام رسانهای قدرتمند در میان مجموعهای از پیامهای تخریبی و غیراخلاقی سیاسی و انتخاباتی این روزها عمل کرد و به چشم آمد.

شارا، احسان میراب زاده اردکانی، روزنامه نگار:
 هر پیام، سبک زندگی خاص خود را ارائه می دهد. منظور از سبک زندگی، اعمال و کارهایی است که حاصل ادراکاتی خاص اند. ماجرای مرگ امید عباسی (آتش نشان فداکار) هم، به مثابه ی یک پیام رسانه ای قدرتمند در میان مجموعه ای از پیام های تخریبی و غیراخلاقی سیاسی و انتخاباتی این روزها عمل کرد و به چشم آمد. او سبکی از زندگی را به ما نشان داد.

 امید عباسی را هرگز ندیده ام؛ همان آتش نشان رادمردی که از جان خود گذشت تا به دختربچه ای گرفتار در شعله های آتش جان ببخشد و با اهدای اعضای خود پس از مرگ، به انسان های بریده از جان دیگری، امید و جان دهد. پندار و کردار نیک او، بار دیگر آرش کمانگیر را به یادمان آورد: «جان خود در تیر کرد آرش».
 خانواده ی سربلند این جوانمرد را هم نمی شناسم؛ آنها که ضمن موافقت با اهدای دو عضو بدن پاک دُردانهی خود، در میانه ی هجوم اندوه و غم، آنجا که نجوا می کردند: «چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری!» خود را مخاطب پروردگار قرار دادند که: «و بشرِ الصابِرِینَ * الذِینَ إِذَا أَصَابَتهُم مصِیبَةٌ قَالُوا' إِنا لِلهِ وَإِنـا إِلَیهِ رَاجِعونَ».
 مدتی پیش پیامکی روی گوشی های موبایل دست به دست می شد. جوکی بود با محوریت دهقان فداکار؛ یادتان که هست؟ ریزعلی خواجوی؛ همان رادمردی که در سیاه زمستان در کنار ریل، متوجه مسدود شدن مسیر قطار به علت ریزش کوه می شود و برای نجات مسافران آن، کت خود را آتش زده و در نهایت باعث توقف قطار میشود.
 این جوک که در قالب یک پیامک برای من هم آمده بود، از دهقان فداکار دیگری سخن می گفت که میگوید: کت و شلوار، شده دستی 700 هزار تومان و مردم را هشدار می داد که از این پس خودشان فکری برای نجات خود بکنند. این جوک، که در شبکه تلفن همراه دست به دست شد چه سبکی از زندگی را ارائه می دهد؟ آیا پیام رسانه ای اش این است که دوران ریزعلی خواجوی ها به پایان رسیده است؟
 حالا اما امید عباسی با مرگ خود،گوئی جامعه ای را به خود آورد؛ او به وجدان جامعه تلنگر زد و نحوه ی مرگش پیامی بود برای یادآوری سبکی از زندگی؛ که آی آدم ها! در میان همهمه های روزمره گی هایتان به خویشتن خودتان هم فرصتی دهید؛ فرصتی برای دوست داشتن، برای بخشش و برای بخشایش.
 تعداد زیاد مردمانی که با شنیدن این خبر شاید حتی لحظه ای  اندیشیدند؛ بغض کردند و به خود آمدند چنین بشارت می دهد که هنوز، ما زنده ایم؛ هنوز ایثار و مهر در زندگی مان زنده است. شاید تلنگری بخواهد تا بیدار شود؛ اما هرچه باشد زنده است. پیام امید عباسی درک شد؛ جاودانه شد.
...
 «امید عباسی» های زیادی در میانمان هستند.کافیست قدری به دور و برمان نگاه کنیم. کافیست زندگانی کنیم نه زنده مانی. فکر می کنم امید عباسی چنین پیامی برای ما داشت؛ چنین سبکی از زندگی را نشان داد.

نوشته شده: پنجشنبه 2 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

امید عباسی؛ آتش نشان قهرمان..

امید عباسی؛ آتش نشان قهرمان..

این آتش‌نشان هنگام نجات یک دختر 9 ساله از میان آتش و دود، ماسک اکسیژن خود را به او داد تا زنده بماند.
دختر نجات یافت، اما «امید عباسی» دچار مرگ مغزی شد و درگذشت. در بیمارستان مسیح دانشوری، اعضای بدن آتش‌نشان قهرمان را به بیماران نیازمند پیوند زدند. او که فرمانده ایستگاه 68 آتش‌نشانی تهران بود، 35 سال سن داشت و از سال 79 به این کار مشغول بود.

نوشته شده: چهارشنبه 1 خرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

جهت عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید

استفاده از مطالب این وب سایت تنها با ذكر نام "بچه های آتش"بلامانع می باشد