تبلیغات
Click here to make Firefighter your default homepage!
اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
وب سایت بچه‌های آتش
بچه های آتش - مطالب عمومی

اقتصاددان ایرانی؛ یکی از ۱۰۱ دانشگاهی خطرناک آمریکا

کنترل دستمزد و قیمت‌ها در شرایط جنگ اقتصادی ایران

استاد ایرانی دانشگاه ایالتی کالیفرنیای آمریکا جزء ۱۰۱ فرد دانشگاهی خطرناک آمریکاست که توسط یک نویسنده صهیونیستی لقب داده شده‌است.این اقتصاددان تاکید دارد ایران درگیر یک جنگ تمام عیار اقتصادی است، بنابراین کنترل قیمت و دستمزدها ضروری است و جو روانی بازار را باید کنترل کرد.

خبرگزاری فارس: اقتصاددان ایرانی؛ یکی از ۱۰۱ دانشگاهی خطرناک آمریکا/ کنترل دستمزد و قیمت‌ها در  شرایط جنگ اقتصادی ایران

ساسان فیاض منش استاد اقتصاد و سرپرست مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در فرزنو است. زمینه‌های پژوهشی کنونی او اقتصاد سیاسی خاورمیانه و تئوری و تاریخ پولی است. مقاله‌های او در بسیاری از مجلات (همچون مجله تاریخچه اندیشه اقتصادی، پژوهش در تاریخ اندیشه و روش‌شناسی اقتصادی، بازنگری در اقتصاد سیاسی رادیکال، تاریخچه ایده‌های اقتصادی، مجله مطالعات خاورمیانه دانشگاه UCLA، پژوهشنامه آسیای جنوبی) به چاپ رسیده است. وی در مصاحبه‌های تلویزیونی و رادیویی بسیاری حضور داشته اشت،تعدادی کتاب تألیف و تدوین کرده که از میان آن‌ها می‌توان «آمریکا و ایران: تحریم‌ها، جنگ و سیاست مهار دوگانه» را نام برد که انتشارات روتلج  آن را در سال  2008 چاپ کرده است. کتاب بعدی او «مهار ایران: سیاست دیپلماسی خشن اوباما» در سال 2013 توسط انتشارات پژوهشگران کمبریج (Cambridge Scholars Publishing) در حال چاپ است. 

وی از سوی گروه اسرائیلی دیوید هورویتز در کتابی با عنوان «اساتید: 101 نفر از خطرناکترین دانشگاهیان در آمریکا»، در لیست 101 استاد دانشگاه خطرناک آمریکا قرار گرفته است.

وی بر این باور است  که از دیدگاه مدل‌های نئوکینزی  هیچ سیاست اقتصادی وجود ندارد که همزمان مشکل رکود و تورم را از بین ببرد. می‌توان  به بهای بدتر کردن یکی از این مشکل‌ها، بر روی از میان برداشتن مشکل دیگر تمرکز کرد.

فیاض منش ، شرایط تورمی ایران را به مانند تورم زمان جنگ  می داند که برای مهار آن سیاست کنترل قیمت و دستمزد ممکن است ضروری شود.

او معتقد است، حس مثبت‌اندیشی که در پی انتخاب دکتر روحانی پدید آمده تداوم کاهش ارزش ریال را متوقف کرده و نرخ تورم را کاهش داده است. اگرچه این بینش تنها با دیدن نتایج مثبت حفظ خواهد شد.  

دیگر دیدگاه‌های این اقتصاددان ایرانی در آمریکا را در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس در ادامه می خوانید.

نوشته شده: چهارشنبه 17 مهر 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

مقایسه کار خیر میلیونر ایرانی و میلیونر فرانسوی + عکس

به نقل از نماینده، چندی قبل خبری منتشر شد درباره یک خیر ایرانی که حاضر شده بود برای پرداخت جریمه فسخ قرارداد محمدرضا خلعتبری یک میلیون دلار پرداخت کند.

خیر فرانسوی در همان روزها هم مصاحبه‌ای تلویزیونی از یک خیر فرانسوی منتشر شد که بد نیست با کار خیر او آشنا شویم و مقایسه‌ای داشته باشیم بین عمل خیر دو مسلمان؛ یکی ایرانی و دیگری فرانسوی.
این مسلمان فرانسوی میلیونر (تصویر بالا) به تازگی مصاحبه‌ای با یکی از شبکه‌های فرانسوی داشته است. کار خیر این میلیونر فرانسوی مربوط می‌شود به قانونی که فرانسه برای مقابله با زنان محجبه وضع کرده که طی آن هرکس با حجاب از خانه بیرون بیاید باید جریمه بپردازد.
وی در این مصاحبه تلویزیونی یک برگ چک را نشان داده و گفته است: من یک میلیون یورو کنار گذاشته‌ام تا وقتی زنان مسلمان خواستند با حجاب از منزل بیرون بیایند راحت باشند، چون جریمه‌شان را من میدهم.
میلیونر فرانسوی خطاب به زنان مسلمان فرانسوی گفت: خواهر من، آزادانه هرجا که می‌خواهی برو، من جریمه‌اش را میدهم.
این دو میلیونر هر دو مسلمانند و تفاوتی در دین ندارند، تنها تفاوتشان این است که یکی در نظام اسلامی نفس می‌کشد و دیگری در بلاد کفر!

نوشته شده: جمعه 5 مهر 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

شهرهای رکوددار حضور در کابینه +جدول و نمودار

به گزارش جهان به نقل از تسنیم، خاستگاه دولت سازندگی و کارگزاران را می‌توان اصفهان و کرمان دانست چرا که رییس‌جمهور متعلق به استان کرمان، بیشترین میزان مدیران را در همین استان و استان همجوار یعنی اصفهان داشته است‌. حضور کارگزاران در دولت‌های مختلف باعث شد اصفهانی‌ها همچنان در صدر جدول وزرای هیات دولت در دوره‌های مختلف باقی بمانند و با انتخاب حجت‌الاسلام روحانی به عنوان رییس‌جمهور نیز بسیاری از این مدیران که حدود ۱۶ سال از مقام‌های اجرایی دور بودند‌، دوباره پا به پاستور گذاشتند و اکثریت را از آن خود کردند.

نوشته شده: شنبه 9 شهریور 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

نامه‌ای به تمام انسان‌ها

سوگند به روز وقتی نور می‌گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرده‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام.(ضحی1و2)

افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30)

و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4)

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام. (انبیا 87)

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری.(یونس 24)

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی‌توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی‌توانی از او پس بگیری.(حج 73)

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. (احزاب 1)

تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی، که من مهربانترینم در بازگشتن.(توبه 118)

 

وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی.(انعام 63-64)

این عادت دیرینه‌ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای. (اسرا 83)

 

آیا من برنداشتم از دوشت باری که می‌شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3)

غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59)

پس کجا می روی؟ (تکویر26)

 پس از این سخن دیگر به کدام سخن می‌خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50)

چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6)

مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنند و ابرها را پاره پاره به هم فشرده می‌کنم تا قطره ای باران از خلال آنها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48)

 

من همانم که می‌دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی‌ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی‌انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می‌دهم. (انعام 60)

 

من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3)

برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29)

تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده)

نوشته شده: شنبه 12 مرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

شعر زیبا در مورد شب قدر

بگذار تا بمیرم در این شب الهی / ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی

چون رو کنم به توبه، سازم نوا و ندبه / چندان که باز گردم گیرم ره تباهی

چون رو کنم به احیاء، دل زنده گردم اما / دل مرده می‏شوم باز با غمزه گناهی

گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان / بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی

ای کاش تا توانم بر عهد خود بمانم / شرمنده ‏ام ز مهدی وز درگهت الهی

تا در کفت اسیرم قرآن به سر بگیرم / چون بگذرم ز قرآن اُفتم به کوره راهی

من بندگی نکردم با خویش خدعه کردم / ترسم که عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی

 با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم / دانم که در به رویم وا می‏کنی به آهی

 ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را / گر تو نمی ‏پسندی تقدیر کن نگاهی

 دل را تو می ‏کشانی بر عرش می ‏کشانی / بال ملک کنی پهن از مهر روسیاهی

 دل را بخر چنان حُر تا آیم از میان بُر / بی عجب و بی تکبّر از راه خیمه گاهی

 امشب به عشق حیدر ما را ببخش یکسر / جان حسین و زینب بر ما بده پناهی

 آخر به بیت زینب بیمار دارم امشب / از ما مگیر او را جان حسن الهی

 در این شب جدایی در کوی آشنایی / هستم چنان گدایی در کوی پادشاهی

نوشته شده: دوشنبه 7 مرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

چه کسانی غیر از احمدی‌نژاد دانشگاه دارند

اسامی ۱۶ موسسه غیر انتفاعی به همراه صاحبان مشهور آنها در خبرگزاری تسنیم منتشر شد.

پیرو انتشار خبری مبنی بر اخذ مجوز تاسیس دانشگاه توسط محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور، که شب گذشته در گفت‌وگوی زنده تلویزیونی نیز رسماً از سوی وی تایید شد، موضوع دانشگاه‌های غیرانتفاعی مجدداً بر سر زبان‌ها افتاد.

احمدی‌نژاد شب گذشته در پاسخ به سوال مجری تلویزیون مبنی بر اینکه آینده شغلی و سیاسی شما چه خواهد بود گفت که: یک دانشگاه بین المللی می‌خواهم تأسیس کنم که از خارج از کشور هم دانشجو می‌پذیرد.

با این وجود، احمدی‌نژاد تنها شخصیت سیاسی مطرح کشور نیست که دانشگاه غیرانتفاعی تاسیس می‌کند. طبق آمار رسمی موجود نزدیک به 296 مرکز و موسسه آموزشی غیر انتفاعی براساس مجوز وزارت علوم در کشور به امر آموزش می‌پردازند. در بین نام‌های صاحبان مختلف این مراکز آموزشی اسامی برخی صاحبان دانشگاه‌های غیر انتفاعی به دلیل شهرت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آشناتر از سایرین به شمار می‌رود.

اسامی برخی از موسسات غیر انتفاعی را به همراه صاحبان مشهور آنها منتشر می‌‌.کند:

1- فاضل اردشیر لاریجانی برادر رئیس مجلس شوای اسلامی - "دانشگاه غیرانتفاعی طبری" در بابل
2-سعدالله نصیری قیداری - مؤسسه غیرانتفاعی "عبدالرحمن صوفی" در زنجان
3-محمدمهدی زاهدی وزیر علوم دولت نهم، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس - مؤسسه غیرانتفاعی کرمان در کرمان
4-حسین عبده تبریزی - دبیر کل بورس دولت نهم- مؤسسه غیرانتفاعی "پژوهش صنایع ایران " در قزوین
5- حمیدرضا ناطق نوری - مؤسسه غیرانتفاعی "محدث نوری " در شهرستان نور
6 -خرازی وزیر خارجه دولت خاتمی - مؤسسه غیرانتفاعی مهر البرز در تهران
7- مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش- مؤسسه غیرانتفاعی "علوم و فنون " در مازندران
8- مصطفی کواکبیان نماینده سابق مجلس، دبیر کل حزب مردمسالاری- مؤسسه غیرانتفاعی "فضیلت " در سمنان
9-علیرضا محجوب نماینده مجلس- مؤسسه غیرانتفاعی "کار " در قزوین
10- خانواده هاشمی رفسنجانی و ناصر باهنر - مؤسسه غیرانتفاعی "رفاه " در تهران

نوشته شده: دوشنبه 7 مرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

شب قدر

نوشته شده: یکشنبه 6 مرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

گروهان اخراجی‌ها در سال 1366 در شاخ شمیران می‌جنگید

به نقل از فارس، «مسعود ده‌نمکی» کارگردان فیلم اخراجی‌ها روز گذشته میهمان بخش ره‌یافتگان نمایشگاه قرآن کریم بود که طی سخنانی به شرح حال گروهان اخراجی‌ها و شهید «مجید خدمت» پرداخت.

بنا بر این گزارش ده‌نمکی طی سخنانی با اشاره به اینکه بازگشت اتفاقی است که در زندگی همه ما رخ داده گفت: این فرصت، سکوی پرتابی است تا یک فرد از شخصیت زمینی به آسمانی تبدیل شود.

گردان‌های توابین با حضور اسرای عراقی علیه صدام می‌جنگیدند

ده‌نمکی برپایی غرفه‌ای برای معرفی اینگونه افراد را در نمایشگاه قرآن بسیار مفید و ارزشمند دانست و گفت: برپایی چنین غرفه‌ای که افراد توّاب را معرفی می‌کند کار بسیار زیبایی است اما باید بگویم در دوران دفاع مقدس اتفاق بزرگ‌تری پیش چشمان ما رخ داد؛ در طول جنگ حدود 80 هزار اسیر عراقی توسط نیروهای ایرانی به اسارت درآمدند که از این تعداد قریب به 15 هزار نفر توبه کردند و لشکری به نام لشکر 9 «بدر» تأسیس شد، همچنین در این لشکر گردان‌هایی به نام «توابین» شکل گرفت، آنها اسلحه به دست گرفتند و علیه صدام جنگیدند. باید بگویم بسیاری از آنان از بسیجی‌ها بسیجی‌تر بودند.

گروهان اخراجی‌ها در سال 1366 در شاخ شمیران می‌جنگید

وی در خصوص فیلم اخراجی‌ها و گروهان «اخراجی‌ها» گفت: فیلم مستند با فیلم سینمایی تفاوت دارد، زیرا در فیلم سینمایی داستان‌پردازی می‌شود، البته دسته اخراجی‌ها در سال 1366 در گروهان یک گردان «حضرت‌رسول(ص)» وجود داشت. در آن زمان فردی به نام «سوری»، فرمانده گردان بود و می‌خواست افراد دسته اخراجی‌ها را از جبهه بیرون کند زیرا آنها مسئول دسته خود را کتک زده بودند، اما من وساطت کردم و فرماندهی این افراد را پذیرفتم.

نوشته شده: یکشنبه 6 مرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

زنی که ادعا می‌کند فرزند محمدرضا پهلوی است

«من حاصل ازدواج پنهانی شاه و گوگوش هستم.» این ادعای زنی با نام «شادی پهلوی» است که خود را فرزند ازدواج پنهانی شاه مخلوع ایران و یک خواننده زن لس آنجلسی می داند و می گوید حاضر است تا با آزمایش DNA هم ادعای خود را اثبات کند.
به نوشته مجله مهر شادی پهلوی در صفحه خود در یکی از شبکه های اجتماعی داستان تولد خود را به از سرپرستان ساواکی خودش شنیده است این طور روایت می کند:«دلیل واقعی دستگیری مادرم توطئه بر علیه ولیعهد بود چون اگر من پسر به دنیا می آمدم موازنه های قدرت پشت پرده زیادی به هم می ریخت مادرم بعدا با وساطت غلام رضا پهلوی از زندان آزاد شد در آن زمان در ایران به دلیل سانسور ساواک جز اعضای محرم و داخلی دربار و ساواک و اعضای خانواده حقیقی فرح دیبا که من به دست آنها سپرده می شوم کسی از مردم عادی ایران از تولد دختری بین فائقه آتشین و محمد رضا پهلوی خبر دار نشده و من نیز به بقیه کوه اسرار پدرم و خانواده او ملحق میشوم .....
مادرم کمی پس از تولد من به دستور ساواک و برای جلوگیری از پخش هر نوع شایعه ای مبنی بر زایمان او از محمد رضا پهلوی او با همین شریک اخاذی مالی خود یعنی محمود قربانی ازدواج کرد و بار دیگر به دستور ساواک و برای واقعی نشان دادن ازدواج خود با قربانی او فرزند بعدی خود یعنی کامبیز قربانی را حامله شد من از سرپرستان ساواکی خود شنیده بودم که فرح برای انتقام از تولد من و همدستی مادرم در نقشه کودتای داخلی اسداله علم ........ او در روز زایمان مادرم مامور به بیمارستان فرستاده و آنها بلافاصله پس از تولد کامبیز با دستگاه اتصال قلب شوک به سر او وارد می کنند ...کامبیز به این دلیل امروز کند ذهن.... و لقب عقب مانده گرفته است.»
شادی پهلوی مدعی شده است: من به برادرم کامبیز قربانی هم بارها پیام دادم و گفتم برای آزمایش DNA به ترکیه بیاید تا داستان خود را ثابت کنم.
او همچنین آرزو کرده روزی با مسلسل گوگوش را در جمع هوادارانش بکشد.

نوشته شده: چهارشنبه 2 مرداد 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

تیم ملی در ورزشگاه آزادی هو شد/ نمره مردود تماشاگران به میلیاردرها

به گزارش قدس آنلاین، نمایش ملی پوشان ایران مقابل تیم منتخب سال 1998 که همگی سنی گذرانده بودند و تعدادی شان نمی توانستند چند متر هم با توپ بدوند به قدری بی رحمانه بود که صدای 3 هزار تماشاگری که به ورزشگاه آزادی آمده بودند را به شدت در آورد. تصور می شد ملی پوشان مقابل قدیمی های فوتبال قدری نرم تر بازی کنند و حتی مانند بازیکنان تیم های اروپایی اجازه دهند پا به سن گذاشته ها دروازه شان را باز کنند اما ملی پوشان کنونی فوتبال ایران به قدری بازی را جدی گرفته بودند که این موضوع سبب اعتراض گسترده تماشاگران حاضر در ورزشگاه و حتی بینندگان تلوزیونی شد.

بازیکنان تیم ملی به خصوص مجتبی جباری که این یکی تصور می کرد دارد در آخرین بازی تیم ملی مقابل کره جنوبی بازی می کند! به قدری سفت و محکم با بازیکنان قدیمی تیم ملی ایران برخورد می کردند که تصور می کردی یک جدال کاملا جدی در میدان مسابقه در حال انجام است.

اگر بازی های این چنینی در سطح اروپا را به یاد بیاورید حتی به مواردی برمی خورید که یک بازیکن به عمد دروازه تیم خودش را باز می کند تا هم توازن برقراربشود، هم اصول جوانمردی رعایت بشود و هم تماشاگر از این دیدن این صحنه های شاد لذت ببرد اما در بازی شنبه شب انگار ملی پوشان کنونی فوتبال آمده بودند زورشان را به رخ پا به سن گذاشته ها بکشند که البته با واکنش تند هواداران مواجه شدند.

در اوایل این بازی 30 دقیقه ای که فقط یک نیمه هم داشت که این از عجایب بازی شنبه شب هم بود، وقتی تیم ملی کنونی کشورمان دروازه تیم منتخب 1998 را گشود به خصوص زمانی که جباری گل زد شعار: عقده ای عقده ای همه جا را فرا گرفت و وقتی گل های بعدی به ثمر رسید همه بازیکنان تیم ملی هو شدند تا یکی از نادر ترین صحنه های فوتبال در ورزشگاه آزدی رقم بخورد. همین تماشاگران یک ماه پیش به خاطر صعود تیم ملی به جام جهانی این بازیکنان را تشویق کردند اما وقتی اصول جوانمردی و فتوت توسط بازیکنان کنونی تیم ملی زیر سوال رفت تماشاگران این بازیکنان را هو کردند. این واکنش بیش از همه به ما فهماند که تماشاگر فوتبال با تمام عامی بودنش ابیشتر از فوتبالیست های چند میلیاردی کنونی قواعد و اصول فوتبال آن هم در چنین بازی های نمادین را می فهمد. امید است در آینده برگزاری چنین بازی هایی باعث آزار بیننده گان نشود. البته بازی شنبه شب به قدری به نظمی بود که به نوعی این هو شدن ها در میان آن هم بی برنامگی گم شد.

نوشته شده: یکشنبه 30 تیر 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

پروین‌احمدی‌نژاد: برادرم شهید تهمت‌شدی

به نقل از باشگاه خبرنگاران، پروین احمدی‌نژاد پیش از ظهر امروز(دوشنبه) در مراسم تجلیل از تلاشگران حوزه زن و خانواده که در نهاد ریاست جمهوری برگزار شد، گفت: من در سحرگاه امروز دل‌نوشته‌ای برای برادر عزیزم نوشته‌ام.

وی دل‌نوشته خود را به این شرح قرائت کرد:

"سلام برتو ای برادر! خداقوت، خسته نباشید.

نمی‌گویم که تو خستگی را خسته کردی، نه باید گفت تو خستگی را شرمنده کردی.

برادرم! رئیس‌جمهور مظلوم! بدان که تاریخ درباره تو قضاوت خواهد کرد و این خداوند متعال است که درباره ما در طول تاریخ قضاوت می‌کند. "

در ادامه دل‌نوشته پروین احمدی‌نژاد آمده است:

"اگر بر شهید بهشتی با سرمایه‌دار بودن و مستبدبودن و بر شهید رجایی با برچسب بی‌سوادی تاختند اما بر تو بدترین توهین‌ها و تخریب‌ها روا داشتند و تو را بزرگترین خطر از صدر اسلام تاکنون دانستند.

خواستم بگویم که تو غریبانه آمدی ولی نخواهم گفت که غریبانه رفتی چرا که غریب‌تر و مظلومانه‌تر از تو حق غربت و عدالت است و غربت، آرمان‌ها و ارزشهایی است که تو به خاطر آن شهید تهمت شدی.

غریب تر از تو قصه غربت رسول خدا(ص)ست که سالها مواجه با نفاق بوده است. غریب تر از تو قصه علی(ع) است؛ قصه دل پردرد و غصه خنجر و تیر و محراب و قلب شکافته و اینکه او ادامه راه رسول خدا(ص)ست.

غریب‌تر از تو قصه ام ابیهای پلو شکسته و بازوی کبود خیرالنساء العالمین(س) و حجت خدا بر اولیاست.

غریب‌تر از تو قصه تنهایی حسن(ع) و زهر تیر است.

غریب تر از تو قصه حسین(ع) وشمشیرهای بران و خط سرخ شهادت است.

و از همه غریب‌تر قصه فراق امام عصر (عج) است که هزار و اندی سال است که غربت‌نشین است.

او یاوری از جنس تمام حق‌طلبان و همه مظلومان و مستضعفان عالم است.

پس باید تلاش کرد و غربت از این چهره برگرفت و به این انتظار پایان داد که پایان انتظار ، پایان تمام زشتی‌هاست.

پس برادرم! غمگین نباش، اندوه به دل راه نده و دل را به خدا بسپار ، آمده‌ایم و آماده‌ایم تا این عصر، به طلایی‌ترین دوران در دوران تاریخ مبدل شود.

نوشته شده: سه شنبه 25 تیر 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

دست خدا " را بالاتر از " قدرت ارتباطات دیدم

به نقل از مهر، عبدالمحمد شعرانی سرباز معلم دیری که کار خود را با تدریس درکوچکترین مدرسه دنیا آغاز کرد، با ایجاد یک وبلاگ برای این دبستان باعث شد تا این دبستان در جهان شناخته شود.

او با وبلاگ خود با عنوان "دیر تش باد" موفق شد عنوان بهترین وبلاگ سال را کسب کند.

تلاش‌های این سرباز معلم باعث شد تا روستای کالو نیز مشهور شود و افراد زیادی از مردم با این شهر آشنا شوند. مسئولان زیادی به این روستا رفتند و از این مدرسه بازدید کردند.

او آنقدر تلاش کرد و نوشت که کم کم کالو آباد شد.

کالو صاحب جاده و مدرسه و کتابخانه و مجتمع آموزشی و … شد و رئیس جمهور به وجود معلمی چون او در دولتش افتخار کرد و در حاشیه کتاب او نوشت: «معلم ارزشمند، جناب شعرانی، تلاش‌های صمیمی شما در انجام خدمت و رسالت الهی تعلیم و تربیت، ستودنی و موجب افتخار است.».

یونسکو او و مدرسه‌اش را ثبت جهانی کرد. و خیلی‌ها با خواندن نوشته‌های او امیددشان به زندگی بیشتر شد.

ناگفته‌های شعرانی از مدرسه کالو

شعرانی می‌گوید: "من دست خدا را بالاتر از قدرت ارتباطات در این چند سال حس کردم"؛ این‌ها ناگفته‌هایی است که برای اولین بار آن‌ها را بیان می‌کنم.

دانش آموخته ارتباطات نبودم! اما آدمی بودم ارتباط گرا؛ آنچه باعث معرفی کالو و مدرسه‌اش در این چند سال شد لطف خدا و شوق من برای ارتباط بود. امروز به این نتیجه رسیده‌ام آنچه در این چند سال برای من و مدرسه‌ام اتفاق افتاده، که معجزه ارتباطات می‌دانمش در هیچ دانشگاهی تدریس نمی‌شود.

به دنبال بلند پروازی نبودم اما «انسان» بودن را دوست داشتم. بعد‌ها فهمیدم جامعه من چقدر تشنه «انسان» بودن است.

در ساده‌ترین حالت می‌توانستم از‌‌ همان ابتدا در وبلاگم از کمبود‌ها در روستای محل خدمتم بنویسم و روزشماری هم برای پایان خدمتم درج کنم و برای گرفتن کارت پایان خدمت لحظه شماری کنم.

مدرسه کالو؛اسفندماه 86

مدرسه کالو؛مهرماه 89

هیچ‌گاه به دنبال نشان دادن فقر نبودم؛ یک مطلب در وبلاگ من از شاکی بودنم پیدا نمی‌کنید. وقتی cnn گزارش مدرسه را پخش کرد «کالو» دیگر «کالو» شده بود. به هیچ رسانه‌ای خارجی و داخلی اجازه سیاه نمایی ندادم.

در این چند سال کلی توریست خارجی مهمان مدرسه و مردم روستا بودند. وقتی خارجی‌ها استفاده از آموزش مبتنی بر تکنولوژی جدید را می‌دیدند شگفت زده می‌شدند و باور نمی‌کردند این امکانات برای ۴ دانش آموز و در روستایی دور افتاده در ایران باشد.

خارجی‌ها می‌گفتند مدرسه‌ات نگاه ما را به ایران تغییر داد. چقدر در این کشور همایش‌های میلیاردی برای معرفی ایران عزیزمان برگزار می‌شود اما هیچ تغییری ایجاد نمی‌کند. اما مدرسه من با کمترین هزینه ایران و ایرانی را به جهانیان معرفی کرد.

ما برای مهمان‌های داخلی سرانه‌ای نداشتیم چه برسد به مهمان‌های خارجی! سرانه مدرسه کالو براساس تعداد دانش آموز زیر ده هزار تومن بود!

یک آلمانی دوچرخه سوار که مهمان مدرسه‌مان بود فقط صبحانه ۷ نان محلی و ده تا تخم مرغ محلی خورد؛ می‌گفت این صبحانه عالیه!

ماجرای معلم کالو و مجری شبکه بی بی ‌سی

بعد از چند هفته جواب ردم به مصاحبه با بی‌بی سی را رسانه‌ای کردم؛ کاری که کردم از ادب و اخلاق دور بود اما مجری بی‌بی سی به خانواده‌ام هتاکی کرد و گفت تو خائن به کشوری و از طرف دولت پول می‌گیری! اگر این حرف‌های به دور از انسانیت او نبود هیچ‌گاه

نوشته شده: سه شنبه 25 تیر 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

نظر رهبرانقلاب درباره ربنای شجریان

به گزارش تریبون مستضعفین، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در ۱۳۷۰/۱۲/۱۳ در در دیدار اعضاى گروه ویژه و گروه معارف اسلامى صداى جمهورى اسلامى ایران‌ به نکات جالبی درباره موسیقی مذهبی و اذان و مناجات‌های صدا و سیما اشاره کردند و نکاتی گفتند که متاسفانه اکنون بعد از گذشت ۲۰ سال هنوز به آنها توجه جدی نشده است.

ایشان در این سخنان «ربنا»ی شجریان را اثری هنری می‌خواند که فاقد حس و حال مناسب برای اذان ماه مبارک رمضان است و بهتر است با نمونه‌های مسجدی جایگزین شود: «آن «ربّنا»هایى که شجریان خوانده و در ماه رمضان قبل از اذان مغرب مى‌گذارند، یک کار هنرى است؛ یک کار حالى نیست؛ مناسب نیست که بعد از اذان، کسى بخواهد آن‌طور چیزى را بگذارد؛ نه، بعد از اذان، به نظرم مى‌رسد که همین صداى معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسب‌تر باشد.»

آیت الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود درباره لحن دعاخوانی و قرآن‌خوانی فرمودند: «اگر این دعاها را با سبک قرآن‌خوانىِ فارسى بخوانند – همین سبکى که در مسجدها مى‌خوانند – مطلوبتر است؛ آن آهنگ‌هاى کشیده خیلى مناسب نیست. البته همین دیروز یا پریروز بود که دیدیم بعد از اذان دعایى با لحن عربى خوانده شد که خوب و دلنشین بود؛ اما اگر بخواهند آن را بِکِشند، چیز مطلوبى نخواهد شد. البته استثناهایى هم وجود دارد.»

ایشان در بخش دیگری از نظرات خود به اشکالاتی درباره اذان‌های پخش شده از صدا و سیما پرداختند و اذان گلدسته‌ای را به عنوان جایگزین اذان استودیویی طرح کردند: «یک نکته را هم در خصوص اذان‌هایى که از صدا و سیما پخش مى‌شود، متذکر مى‌شوم. شما به اذان غلوش اشاره کردید؛ اما عیب اذان غلوش این است که آهسته گفته شده است؛ اذان استودیویى است؛ مثل این‌که براى خودش حدیث نفس کرده است. اذان ابوزید هم همین‌طور است؛ او هم براى خودش گفته است؛ اینها براى دیگران اذان نگفته‌اند. ما در این‌جا به آقایان قرّاء مصرى گفتیم که اذان باید از دل کنده بشود؛ یعنى اذان گلدسته‌یى بگویند؛ اذان استودیویى به درد ما نمى‌خورد! اذان گلدسته‌یى، مثل همان اذانى است که شما گفته‌اید؛ یا اذان آقاى شریف که انصافاً از آن اذان‌هاى بسیار خوب و درجه‌ى یک است. البته این اذان آقاى شریف، نسخه‌ى بدل است؛ اصلش را یک عرب گفته است و من سالها پیش این اذان را شنیده‌ام. مرحوم عطاءاللَّه زاهد مى‌گفت که موسیقى متن فیلم محمّد رسول‌اللَّه را از اللَّه‌اکبر آن اذان گرفته‌اند. اذان طوخى و اذان مؤذن‌زاده هم خوب است؛ اذان پُرحرارت و پُرمغزى است. بناى ما بر این نبوده که در رادیو و تلویزیون، از اول تا آخر، همین چهار تا اذان را بگذاریم؛ نه، بنا بر این بوده است که اذان گفتن را نظمى بدهند؛ منتها براى این‌که خیلى شلوغ نشود، گفته شد که مرزى بگذارند. البته ممکن است گاهى بعضى از اذانها را هم بگذارند؛ اما توجه داشته باشید که اذان رسمى و دایمى رادیوى ایران که ما مى‌خواهیم در دنیا پخش بشود، باید – به قول شماها – یک اذان استاندارد باشد؛ یعنى بتوانیم آن را عرضه کنیم و بگوییم ما این‌طورى اذان مى‌گوییم.»

نوشته شده: چهارشنبه 19 تیر 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

دهمون منتظر تحولّاته آتقی!

مجموعه اشعار طنز سعید سلیمان پور ارومی در کتابی با عنوان «خنده​های فالش» از سوی سوره مهر روانه بازار شد که در ادامه قطعه​ای از این مجموعه را می​خوانیم.

هی می‌گفتی که می‌رم از این ولایت آتقی
بار و بندیلتو بستی در نهایت آتقی
گفتیمت نرو، نکردی هیچ عنایت آتقی
پند ما باد هوا!

کردی زود شال و کُلا
حتی گوش به حرف کدخدا نکردی آتقی
رفتی پشت سرتَم نیگا نکردی آتقی

عید اومد، بهار اومد، هیچ خبری ازت نشد
گفتیم این غنچة دل وا می‌شه، عاقبت نشد
یه دو خط نامه هم از سوی تو مرحمت نشد
رفتی بی‌وفا شدی

بی‌خیال ما شدی
بی‌خیال رفقا، عیبی نداره آتقی!
کیلویی چنده وفا؟ عیبی نداره آتقی!

گفتیم اونجام که بری صُب تا غروب بیل می‌زنی
یا توی یه رستوران سُنبه به پاتیل می‌زنی
شنیدیم اما دم از ادامه تحصیل می‌زنی
آخر هوش و حواس!

بابا ای ول با‌کلاس!
طاق شده طاقت ما، چش‌انتظاریم آتقی
زودی دکتر شو بیا، طاقت نداریم آتقی

این روزا از آکسفورد و کمبریج صدات می‌آد
اهل ده می‌گن: «داره حلّال مشکلات می‌آد
بی‌سوات رفته و حالا داره باسوات می‌آد»
بکن اسفندا رو دود
کور بشه چشم حسود!
ده بالا‌ تو کف علم و کمالت ‌آتقی
یعنی باز گلی به گوشة جمالت آتقی!

توی تهران نذاری یهو اسیرت بکنن
زبونم لال، ببرن یه جا وزیرت بکنن
دو ماه بعدش بزنن ‌خرد و خمیرت بکنن
دودی کن عینکتو
رو نکن مدرکتو
تا نگن این پاره کاغذ در پیته آتقی
تو بپا خیط نکنی‌! که اوضاع خیطه آتقی

صد جوره قضابلا رو سرمون ردیف شده
ته جیبمون تمیز و خونمون کثیف شده
زود بیا که اقتصاد دهمون ضعیف شده
نمی‌آی، نامه بده

طرح و برنامه بده
قربون منگوله‌ای که رو کُلاته آتقی
دهمون منتظر تحولّاته آتقی ...

نوشته شده: جمعه 14 تیر 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

وقتی باربی‌ام به دست من چادری شد

به گزارش جهان، وبلاگ سه روش نوشت: دیروز وقتی خاطره‌ای رو درین باره می خوندم از تدبیر ساده اما موثر یک مادر خردمند و مومن غرق شعف شدم که چطور یک تهدید به نام باربی رو برای فرزند خودش تبدیل به یک فرصت کردند.

خاطره رو با هم بخونیم:
عروسک باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم...
دست و پاش ۹۰درجه کج و راست میشد و انگشتای ظریفی داشت..
و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مث خونه کوچیک،ماشین کوچیک) بودم رویا بود...
خونه یکی از دخترهای افه ای فامیل بودیم
که برای آب کردن دل من ، کمد باربی هاشو بهم نشون داد...

باباش وقتی سفرهای دریایی میرفت یکی از اینا رو براش می آورد... عید اون سال مامانم بعد از اصرار فراوان برام یکی از اونا رو با تمام وسایلش خرید.... اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من لباس درست و حسابی نداشت....مامانم قاطیِ بازی کردن من میشد و میگفت آخه اینکه اینطوری نمیتونه بره بیرون...
و براش یه شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه....
فکر میکنید چی شد؟
زانوهای باربی ام شکست....

چون با من نماز میخوند و من وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه زانوهاشو تا ته خم میکردم...

و طبعا یک باربی آمریکایی عادتی به دو زانو چهار زانو نشستن نداره و اصلا خمی زانوهاش تا این حد طراحی نشده....

من بعد از اون ۵ -۶ تا باربی دیگه خریدم و همشون بعد از دو روز زانو نداشتند...

داشتم فک میکردم چقد تحت تاثیر این عروسک بودم؟
مامانم یه کاری کرد که من فک کنم بازیه
ناخناشو با هم کوتاه کردیم چون میرفت مدرسه

لاکاشو پاک کردیم...
موهاشو بافتیم
مث خودم چادر سرش کردم

و نماز جمعه هم میرفت...
مامانم خیلی ساده نذاشت من مث باربی بشم چون باربی مث من شد...

نوشته شده: پنجشنبه 13 تیر 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

جهت عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید

استفاده از مطالب این وب سایت تنها با ذكر نام "بچه های آتش"بلامانع می باشد