تبلیغات
Click here to make Firefighter your default homepage!
اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
وب سایت بچه‌های آتش
بچه های آتش - مطالب عمومی

"دلار" چگونه بوجود آمد؟

در ششم ژوئیه سال 1785 به اتفاق آراء "دلار" واحد پول ایالات متحده قرار گرفت، در جریان انقلاب، آمریكایی‌ها سكه نقره‌ای اسپانیا به نام «دلار» را كه در مكزیك رایج بود وسیله داد و ستد قرار دادند و به همین دلیل نام پول ملی خود را "دلار" گذاشتند. سکه دلار نقره ای از قرن چهاردهم به مدت سه قرن و اندی به نام «تالرThaler، دالر، تلار و دلار» در اروپا رایج بود که اسپانیایی ها آن را حفظ کردند و به مستعمرات خود در قاره آمریکا منتقل ساختند.

اس با خط عمودی" $" كه علامت بین المللی دلار است نیز از اسپانیایی ها اقتباس شده كه پول خود را با "p" مشخص می‌کردند. نام پول ملی چند كشور دیگر از جمله كانادا نیز «دلار» است كه ارزش برابری متفاوت دارند و چند كشور از جمله بعضی اوقات آمریكایی ها در محاوره، به جای لفظ دلار، واژه " باكBuck" را بكار می برند. از دوران جنگ داخلی آمریكا، اسكناس دلار (دلار کاغذی) به تدریج جای دلار طلا را گرفت. 

نوشته شده: یکشنبه 18 فروردین 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

داستان متفاوت بودن

 مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟
 جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم،
 برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !
 یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید...
 _____________________________
 مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود !
 یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود...
 _______________________________
 مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می‌خواست !
یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شده اند ...
 _______________________________
مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید .
 به فکر فرو رفت ...
 باید کاری می کرد. باید خودش را اصلاح می کرد !
 ناگهان فکری به ذهنش رسید. او می توانست بازیگر باشد :
 از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد!
 او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد!
 وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می‌کنیم !!!
 سفارش های مشتریانش  را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد.
 تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک
 سپرده بود و ده ها بار خودش یا فرزندش مریض شده بود...
 _______________________________
حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده  و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!
 اما او دیگر با خودش «صادق » نیست.
و الان یک بازیگر است.همانند بسیاری از مردم.

نوشته شده: شنبه 17 فروردین 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

گلشیفته فراهانی ؟

صحبت های حسن عباسی درباره گلشیفته فراهانی و تحلیل فیلم جایی دیگر و...

*** لازم به ذكر است گفته دكتر عباسی در مورد آینده خانم فراهانی مبنی بر(***) در فیلم اخیرشان كه در نقش یك افغانی بازی كرده‌اند محقق شده است.


  لینك دریافت فایل


Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

نوشته شده: دوشنبه 12 فروردین 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره با او مصاحبه کرد و تمیز کردن زمینش رو - به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرم‌های مربوطه رو واسه‌تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین...

مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!»

رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد. نمیدونست با تنها ۱۰ دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق ۱۰ کیلویی گوجه فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگی‌ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، توانست سرمایه‌اش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با ۶۰ دلار به خونه برگشت. مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت...

پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکا شد. شروع کرد تا برای آینده خانواده‌اش برنامه‌ریزی کنه و تصمیم گرفت بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبتشون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»

نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراطوری در شغل خودتون به وجود بیارین.. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:

آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت...

نوشته شده: یکشنبه 4 فروردین 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی

امسال حماسی، حماسی هستیم
در مدرسه علی شناسی هستیم
ای فتنه گران خیال خامی نکنید
ما کارشناسان سیاسی هستیم
بر سفره نان خشک هم بنشینیم
پیروز نبرد، اقتصادی هستیم


نوشته شده: شنبه 3 فروردین 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

قطار عمر چه تند گذشت

دوباره از لب دیوار من بهار گذشت
بهار خسته و دلخون و داغدار گذشت

اگرچه سکوت کشید و از هزار فرسنگی
دوباره آمد و خالی ترین قطار گذشت

قطار عمر چه سنگین از این پل غفلت
توخواب بودی و روزی هزاربار گذشت

چه تلخ برهمه تاق ها و تاقچه ها
چه بر آینه های پر از غبار گذشت

من و بنفشه در این فصل سرد هم دردیم
که عمر کوته او هم در انتظار گذشت

اثر نیامد زتقویم کهنه پیرار
سبوی پیر شکست و خماریار گذشت

گناه من لب آلوده بود و چون انگور
تمام زندگی ام بر فراز دار گذشت

.. واز مقابل چشمان باز سربازان
بهار آمد و از سیم خاردار گذشت

نوشته شده: سه شنبه 29 اسفند 1391    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

فتوشاپ بودن مصافحه‎ی احمدی‎نژاد با مادر چاوز

مصطفی حق بین، سرویس سیاسی :روز گذشته، روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف با انتشار تصویری مدعی مصافحه ی محمود احمدی نژاد با مادر هوگو چاوز شد و این خبر، فوراً تیتر نخست رسانه های ایرانی شد، بسیاری سراسیمه موضع گرفتند و ... «انتخاب» نیز در دادم موج رسانه ای گرفتار آمد و اقدام به درج این تصاویر کرد.

به گزارش سرویس سیاسی «انتخاب» ؛ اما اگر این هیجانات و احساسات را اندکی کنار نهیم و به بررسی دقیق تصویر بپردازیم، به راحتی می توان به قطعیت رسید که تصویر نه تنها جعلیست که یک فتوشاپیست غیرحرفه ای دست به جعل این تصویر زده است.

اول:ابتدا به تصویر زیر و فلش های قرمز رنگ توجه کرده تا "جداسازی" ناشیانه، غیرحرفه ای و ضعیف "کله" و "سر "حاضران در تصویر را به وضوح مشاهده کنید (جهت ملاحظه تصویر با کیفیت بالا،اینجاکلیک کنید)

نوشته شده: یکشنبه 20 اسفند 1391    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

شاهکارجدید کلاه پهلوی…!

حقیقتا نوشتن از “کلاه پهلوی” و جمع و تفریق کردن گاف‌های پی‌درپی این سریال نه برای رسانه‌ها خوشایند است و نه برای خوانندگان! چرا که به قول معروف این سریال با هزینه هنگفت ساخته شده و صدا و سیما بی‌خیال پخش آن نخواهد شد.

شنیده شده تازه بسیاری از بخش‌ها و قسمت‌های سریال جرح و تعدیل شده که به اینجا رسیده است و گرنه که شاهد یک شاهکار عظیم‌تری می‌بودیم!

در هر صورت یکی دیگر از قسمت‌های “کلاه پهلوی” شب گذشته روی آنتن شبکه اول سیما رفت و طبق عادت مالوف سرشار بود از گاف‌های تاریخی، مذهبی، دیالوگی و فرمی. کماکان زوایه دوربین بسته و فوکوس نامناسب و تار بودن لنز دوربین یک عادت شده برای این سریال اما در قسمت جدید این سریال شاهد یک گاف دینی، مذهبی بودیم که نباید به راحتی از کنار آن گذشت.

در این قسمت از آخرین ساخته سید ضیاالدین دری فرزند یکی از افراد مثلا خوب شهر فرضی سامان (که البته انسانی مذهبی و عصبانی به تصویر کشیده شده است و معلوم نیست بر چه اساسی انسان‌های مذهبی اینقدر دریده و احمق نشان داده شده و آدم‌های بد داستان در این حد از منطق و عقلانیت جلوی دوربین برده شده‌اند) از تهران بازگشته است.

این پسر که دوران سربازی خود را در تهران بوده و به قول خودش گماشته یکی از تیمسارهای ارتش بوده است، حالا با کت و شلوار و کراوات به سامان آمده است. او در جر و بحثی که با پدرش درباره وضعیت روز جامعه و سیاست دارد، روایتی غلط را از حضرت مولا علی علیه السلام نقل می‌کند که باعث ایجاد شبهه در میان بینندگان شده است.

این پسر خطاب به پدرش(نقل به مضمون) می‌گوید که مولا علی هم فرموده: فرزندانتان را بر اساس زمان خودشان تربیت کنید.

باید گفت که امام علی علیه السلام می‌فرمایند: فرزند زمانه خویش باش. به نظر نویسنده کلاه پهلوی خواسته منظور این روایت را برساند که به غلط در تناقض با روایتی دیگر از مولا در آمده است. حضرت در جایی دیگر عنوان می‌دارند که: لاتودب اولادکم به آدابکم، یعنی اینکه فرزندانتان را بر اساس آداب روز تربیت نکنید. یعنی اگر در کشوری هم‌جنس بازی قانونی و عرفی شد نمی‌توان گفت که باید فرزند زمانه خویش باش و تو هم… .

این دو روایت حضرت علی علیه السلام نه تنها نافی یکدیگر نیستند بلکه مکمل‌اند اما در سریال کلاه پهلوی فرزند آدم خوبه‌ی سریال با استنادی غلط به روایتی از حضرت که البته روایت را نیز اشتباه عنوان می‌کند دهان پدرش را می‌بندد و می‌رود.

منبع: افکار نیوز

نوشته شده: سه شنبه 15 اسفند 1391    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

زخمه های یکشنبه سیاه؛

دعوای کودکانه و زشت شما خطاست

نفس شما به حضرت ابلیس مبتلاست

وقتی که خصم منتظر یک بهانه است

آیا جدال و جنگ در این روزها رواست؟

این رهبر عزیز دلش خون شد از شما

حتما دوباره گفت که عمار من کجاست

امواج فتنه می رسد از هر طرف ولی

کشتی نوح را چه غم از ورطه بلاست

این انقلاب کشتی اولاد احمد است

این پور حیدر است که بر عرشه ناخداست

نوشته شده: دوشنبه 16 بهمن 1391    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

اندیشه کن، اما نخند..!!

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب. نخند!
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز از آدامسهایش نمی خری. نخند!
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ای کوتاه معطلت کند. نخند!
به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده. نخند!

به دستان پدرت،

به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،

به رفتگری که در گرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،
به راننده ی آژانسی که گاهی مواقع چرت می زند،
به پلیسی که سرچهارراه با کلاه صورتش را باد می زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند،
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی،
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان،
به مسافری که سوار تاکسی می شود و بلند سلام می گوید،
به زنی که با کیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی،
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی

نخند ...


نخند که دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!
که هرگز نمیدانی آنها چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!
آدمهایی که هرکدام برای خود و خانواده شان همه چیز و همه کسند!
آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،
بار می برند،
بی خوابی می کشند،
کهنه می پوشند،
جار می زنند،
سرما و گرما می کشند،
و گاهی خجالت هم می کشند ...


انسانهای بزرگ، دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است
و دلی که می خندد و آشکار است.

نوشته شده: جمعه 13 بهمن 1391    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

مقایسه توان نظامی ایران و آمریکا در دریا و هوا

طبق آخرین آمار سرویس اطلاعاتی آمریکا (CIA)، ایالات متحده آمریکا با در اختیار داشتن 48 درصد بودجه نظامی جهان در صدر بزرگترین کشورهای نظامی جهان قرار دارد. این درحالیست که طبق همین آمار، ایران تنها 5 دهم درصد بودجه نظامی جهان را به خود اختصاص داده است.

در این یادداشت برآنیم که اولاً با مقایسه توان نظامی ایران و آمریکا و ثانیاً با تکیه بر نظر سنجی اخیر شورای روابط خارجی (Foreign policy) و مرکز امنیتی آمریکا در مورد وضعیت نظامی آمریکا به تحلیل و بررسی توان نظامی این دو کشور بپردازیم.

کشور آمریکا با جمعیتی بالغ بر 304 میلیون نفر، تولید ناخالص ملی 14 تریلیون دلاری و بودجه سالانه نظامی 711 میلیارد دلاری و در اختیار داشتن 2.5 میلیون نفر نیروی نظامی ( 1500000 نفر در حال خدمت و 1000000 به عنوان نیروی ذخیره) بزرگترین قدرت نظامی جهان محسوب می شود.

در مقابل کشور ایران با جمعیتی بالغ بر 70 میلیون نفر، تولید ناخالص ملی 750 میلیارد دلاری و بودجه سالانه نظامی 7 میلیارد دلاری و 895 هزار نفر نیروی نظامی ( 545 هزار نفر در حال خدمت و 350 هزار نفر نیرو به عنوان ذخیره ) یکی از بزرگترین کشورهای نظامی خاورمیانه می باشد.

در این بخش توان نظامی ایران و آمریکا را در چهار بخش تجهیزات نیروی زمینی، نیروی دریایی، نیروی هوائی و تسلیحات هسته ای مقایسه می کنیم.

نیروی زمینی

نوع تجهیزات

آمریکا

ایران

تانک

8023

1613

ماشینهای شناسایی

348

35

ماشینهای زرهی جنگی

6719

610

نفربر

21242

640

توپخانه

8041

8196

بالگرد

5425

311

اگر چه نیروی زمینی آمریکا به لحاظ تجهیزات و امکانات از برتری نسبی نسبت به ایران برخوردار است. با این وجود این نکته را نباید نادیده گرفت که نیروی زمینی آمریکا به نقل از منبع اطلاعاتی خود آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان گیر کرده اند.

نوشته شده: چهارشنبه 4 بهمن 1391    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

نتیجه دربی فصل78-79 سرخابی ها چگونه رقم خورد؟!

معاون اسبق سازمان تربیت بدنی گفت:"در دربی رفت فصل 79_78 از سرپرست استقلال خواهش کردم تا در نیمه دوم ملاحظه پرسپولیس را بکنند."

به گزارش اوج نیوز،سعید فائقی،درباره اظهارات اخیر فتح الله زاده درباره مسابقه رفت دو تیم استقلال و پرسپولیس در فصل 79_78 مبنی بر اینکه از استقلالی ها خواسته شده بود تا مقابل پرسپولیس 9 نفره در نیمه دوم آرامتر بازی کنند،اظهار داشت:"بله این بحث درست است.از آقای فتح الله زاده ممنون هستم که این بحث را حالا مطرح کرده نه آن موقع تا جوی علیه من به وجود نیاید.ایشان مردانگی کردند که این همه سال صبر کردند."

وی درباره اتفاقات آن مسابقه افزود:"داور عربستانی در نیمه اول دو بازیکن پرسپولیس را اخراج کرد.من یادم هست که علی پروین می خواست تیم را بکشد بیرون.من رفتم و به پیروانی ،کاپیتان پرسپولیس،گفتم که این کار را نکند.بعد هم رفتم سراغ داور عربستانی و به او توپیدم.به او گفتم که اوضاع و احوال ما را نمی دانی؟آقای دادرس هم شاهد بود."

فائقی ادامه داد:"یادم هست از نصرالله عبداللهی که سرپرست استقلال بود خواهش کردم در نیمه دوم ملاحظه پرسپولیس را بکنند.البته دستوری حرف نزدم و نگفتم چون معاون سازمان هستم پس باید این کار را انجام دهید.این گونه نبود که بشود به بچه ها چنین حرفی زد.من خواهش کردم و غیر مستقیم از آنان خواستم تا در نیمه دوم جلوی پرسپولیس سفت بازی نکنند..به هر حال باید سکوها را مدیریت می کردیم."

وی در پاسخ به این سوال که آیا با این درخواست در حق هواداران استقلال اجحاف نشد،چرا که آنها می توانستند آن باخت با 6 گل را جبران کنند،گفت:"نه این گونه نبود،علی پروین نمی گذاشت چنین اتفاقی بیفتد.اگر استقلال دو سه گل می زد پروین تیم را می کشید بیرون."

سرپرست و مدافع وقت تیم استقلال به بیان نظراتشان در واکنش به اظهارات اخیر مدیرعامل باشگاه در خصوص دربی سال 78 پرداختند.

نصرالله عبداللهی سرپرست وقت استقلال در این باره اظهار داشت:بین دو نیمه برخی افراد گفتند که درگیری ها در ورزشگاه زیاد شده است و احتمال دارد جو ورزشگاه دچار مشکل شود.به همین دلیل در نیمه دوم آرام تر بازی کنید.پرسپولیس 9 نفره شده بود و هواداران این تیم به شدت نسبت به این موضوع معترض بودند.در نیمه دوم بازیکنان ما آرام تر بازی کردند.
رضا حسن زاده،مدافع آن روزهای استقلال هم در این باره گفت:از آن سال تاکنون خیلی ها به این مساله اشاره کردند بین دو نیمه بازی از ما خواسته شده بود که در نیمه دوم به پرسپولیس فشار وارد نکنند.این اظهارات صحت دارد.وقتی فیلم آن بازی را در نیمه دوم ببینید،به راحتی متوجه صحت موضوع خواهید شد.چطور می شود تیمی 9 نفره شود،آنگاه یکپارچه و بدون استرس گل خوردن حمله کند؟پرسپولیس داشت در نیمه دوم حمله می کرد.یا من و سه مدافع دیگر در زمین خودمان میخکوب بودیم و به جلو نمی رفتیم.بهتر است مسائل را بیشتر باز نکنم.به ما گفتند آرام بازی کنید.

مدیرعامل باشگاه استقلال فاش کرده بود که پس از اخراج اسماعیل هلالی و نادر محمد خانی در نیمه نخست،برخی از مقامات برگزارکننده بازی گفته بودند که مسابقه در نیمه دوم ملایم تر از سوی استقلال دنبال شود.

نوشته شده: یکشنبه 24 دی 1391    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

آقای رویانیان! سردار! جنگ را یادت هست؟!

خبرگزاری ایپنا در مورد حرفهای زشت سردار رویانیان نسبت به سرپرست باشگاه فجر در برنامه تود  و حال روزها و ولخرجیهای ایشان چنین می‌نویسد:

برادر! امروز ابزار قیاس جامعه، رفتار من و توست. آنان حاجی آژانس شیشه ای را بیشتر از سردار متمول پرسپولیس دوست دارند.
برادر سردارم! جنگ را که یادت هست؟ یادت هست که جنگ با خود خیلی چیزها داشت؟ آدم های نجیبش را چه؟ کسانی که بر سر هر سه راهی آنقدر جان می دادند تا آنجا را سه راه مرگ بنامند. همان آدم های نابغه ای که چمران و آوینی یک به هزارشان می شدند. آدم های خوبی که خوبترین آنان بر نگشتند و یا اگر بر گشتند به اندازه نداشتن پائی، چشمی، دستی،سری، حتما سبکترشده اند. عده ای از همه آن سرو قدان، مستقیم راهی قبرستانی شدند که امروز قطعه شهدا نامیده می شود و عده ای نیز راهی گورستانی شدند به نام جامعه!
راستی برادر! من هم یکی از آن هزاران هزاری بودم که امام شهدا آرزوی بوسیدن دستانش را داشت و فقیهی آرزوی معاوضه ی همه عمر طاعت و سعی اش را با دو رکعت نمازشان.
من هم برگشتم از آن جنگ، شما هم و خیلی های دیگر مثل من و شما. اما حالا شدم یکی شبیه همه!
چنین می پنداشتیم که هریک از ماها باید بر اساس سفارش پیامبر، پس ازجنگ، مبارزه با نفس راسر لوحه کارمان قرار دهیم. من نیز بر این سبیل، همانند بسیاری دیگر از همسنگرانم، رفتیم تا ته خط. تا جائی که امروز نون را با شمارش سکه های باقی مانده ی ته جیب به خانه می برم. شبیه همه ی مردمی که روزی قرار بود همه ی جانم را برایشان فدا کنم. مردمی که شاید بخاطر کاری که باید برایشان می کردم و نکردم، شرمنده ام.
گمانم یادتان باشد شلمچه را و رمضان را؟
محرم و زبیدات را چه؟
بیت المقدس و والفجر را؟
سردار! شهیدان عالی، طوسی و بصیر را یادتان هست؟
حتما تو هم تشنگی ۲۴ ساعته را چشیده ای؟ گرسنگی ۳ روزه را خورده ای؟
سردار! از جنگ که بر گشته ایم هر یک پی کاری رفته ایم. از پاسداری تا معلمی، از صنعتگری تا کرایه کشی. بعضی ها را نیز به کار نظافت گمارده اند که لاجرم آبدارچی گری آقایان نیز به آن اضافه شد. اما...
اما کار شما؟ این چه کاری بود که شما را به این همه مکنت رسانده است که ریال های شوخی شما میلیاردی است که با توهم خدمت فرهنگی، سله می دهید؟
آنچه که امروز شما انجام می دهید باعث این توهم شده است که حاجی آژانش شیشه ای به یک شوخی سینمائی تزدیکتر است تا روایتی تلخ از آنچه من و بسیاری دیگر از آن برگشت خورده های جنگ می کشیم.
همیشه و در این سال ها بر این طبل کوبیدیم که مردم ما فهیمند و قدر شناس، اما آقای سردار! مردم الان باید چه چیزی را بفهمند؟ و قدر چه چیزی را بدانند؟
نمی ترسید مردم از این آزرده شوند که سردار مدعی خدمتشان در یک برنامه زنده تلویزیونی کاری با همرزم دیروزی اش می کند که بسیجیان دیروز، با اسیرعراقی اشان نمی کردند که به والله نمی کردند.
آقای سردار! مردم دیگر باور نمی کنند. دیگر باور نمی کنند که حتی من شبیه آنانم، چه رسد به تو.
آقای سردار! شاید کسی از سر ترس و یا دلبستگی! به تو نگفته باشد که تو اصلا شبیه خادمین مردم نیستی و بیشتر شبیه کسانی شده ای که شبیه تواند!
گمانم باید تعریفی دوباره از واژه ها کرد و قرائتی متفاوت تر از اتفاقات.
در ضمن گمان نمی کنید که صحبت در مورد گهر درود با همه ی سفارشی که در مورد کمک به دیگران شد، منجر به تحقیر تیم و طرفدارانش می شود؟ و یا در مورد برنامه نود و مجری آن باید اجازه بدهیم تا او وظیفه رسانه ای خود را انجام دهد و نباید مرعوب جایگاه و رفتار نظامی شما شود؟ با فرض نقد به این برنامه، مراجعی برای شکایت وجود دارند که شما هم می توانید به عنوان یک شهروند حقیقی یا حقوقی به آن مراجعه کنید و طلب احقاق حقتان را نمائید.
برادر! امروز ابزار قیاس جامعه، رفتار من و توست. آنان حاجی آژانس شیشه ای را بیشتر از سردار متمول پرسپولیس دوست دارند.
سردار! شهدا و امامشان چشم براهند تا ما از کشته های آنان پیغام ببریم. بعید می دانم دستان خالی ما آنان را خوشحال کند.
و من! البته که کوتاهی کرده ام، باید مواظب تو و برادران دیروزی ام می بودم که نبوده ام. باور دارم که راه توبه باز است. من از بی مسئولیتی ام توبه می کنم و تو هم از...

نوشته شده: شنبه 16 دی 1391    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

دانشگاه جامع علمی كاربردی ـ آتش نشانی

دانلود نحوه نگارش پروژه استاد گرامی

کلیک کنید


------------------------------------------------------------------------------

دانلود جزوه ایمنی حمل و نقل و ترافیک استاد گرامی

بخش اول
بخش دوم
بخش سوم
بخش چهارم


------------------------------------------------------------------------------

دانلود جزوه میان ترم استاد سینایی
کلیک کنید

نوشته شده: چهارشنبه 15 آذر 1391    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

ماجرای خون باریدن آسمان انگلیس در روز عاشورا +سند

کتاب 'وقایع عصر آنگلوساکسون' که در سال 1996 میلادی به چاپ رسید، ماجرای خون باریدن آسمان انگلیس در روز عاشورای سال 61 هجری قمری، که واقعه‌ای تاریخی،‌ عجیب و به یاد ماندنی بود را بیان کرده است.

به گزارش سوک، شبکه ایران به نقل از‌ پایگاه خبری الجوار نوشت: کتاب "وقایع عصر آنگلوساکسون" که یکی از منابع تاریخی آنگلوساکسون به شمار می رود، توسط "میشل آسوانتون" (MICHAEL SWANTON) ترجمه و ویرایش شده است.

این کتاب در سال 1996 میلادی در انگلستان منتشر شده و در سال 1998 توسط دانشگاه اکستر(Exeter) در ایالت نیویورک آمریکا تجدید چاپ شد. در صفحه 38 این کتاب چنین عبارتی آمده است: (685. Here in Britain there was Bloody rain, and milk and butter were turned to blood) ترجمه: در سال 685 میلادی در اینجا، در سرزمین بریطانیا آسمان خون بارید و شیر و کره به خون تبدیل شد و رنگ آن سرخ گردید.


تصویر ذیل به صفحه 38 کتاب "وقایع عصر آنگلوساکسون" مربوط می شود:


A.D. 685. This year King Everth commanded Cuthbert to be consecrated a bishop; and Archbishop Theodore, on the first day of Easter, consecrated him at York Bishop of Hexham; for Trumbert had been deprived of that see. The same year Everth was slain by the north sea, and a large army with him, on the thirteenth day before the calends of June. He continued king fifteen winters; and his brother Elfrith succeeded him in the government. Everth was the son of Oswy. Oswy of Ethelferth, Ethelferth of Ethelric, Ethelric of Ida, Ida of Eoppa. About this time Ceadwall began to struggle for a kingdom. Ceadwall was the son of Kenbert, Kenbert of Chad, Chad of Cutha, Cutha of Ceawlin, Ceawlin of Cynric, Cynric of Cerdic. Mull, who was afterwards consigned to the flames in Kent, was the brother of Ceadwall. The same year died Lothhere, King of Kent; and John was consecrated Bishop of Hexham, where he remained till Wilferth was restored, when John was translated to York on the death of Bishop Bosa. Wilferth his priest was afterwards consecrated Bishop of York, and John retired to his monastery (21) in the woods of Delta. This year there was in Britain a bloody rain, and milk and butter were turned to blood.


سال 685 میلادی با سال 61 هجری قمری که سال وقوع حادثه عاشورا شهادت حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) و یارانش بوده، برابر است.

در برخى از احادیث نیز تصریح شده که در روز عاشورا آسمان خون گریست. براى مثال حضرت زینب(س) در روز عاشورا به مردم فرمودند: "أو عَجفبتم أن مَطَرت السماء دماً" آیا از این که آسمان خون گریسته است شگفت زده شده اید؟ در کتب عامه نیز آمده است: "لما قتل الحسین اسودّت السماء و ظهرت الکواکب نهاراً حتى رأیت الجوزاء عند العصر و سقط التراب الأحمر" راوى مى گوید: هنگامى که امام حسین(ع) به شهادت رسید، آسمان تیره و تار شد و ستاره‌ها در روز مشاهده شدند و من ستاره جوزا را هنگام عصر مشاهده کردم. هم چنین در آن روز خاک سرخ از آسمان بر زمین پاشیده شد. مورخان نیز آورده‌اند که در این روز در بیت المقدس هر سنگ را که پشت و رو مى‌کردند، زیر آن خون تازه مى دیدند و پدیده خورشید گرفتگى تا سه روز ادامه یافت.

نوشته شده: پنجشنبه 2 آذر 1391    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

جهت عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید

استفاده از مطالب این وب سایت تنها با ذكر نام "بچه های آتش"بلامانع می باشد