تبلیغات
Click here to make Firefighter your default homepage!
اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
وب سایت بچه‌های آتش
بچه های آتش - مطالب مطالب جالب

بیکار

به نقل از وبلاگ بوشهر شهر بدون پاییز:

چند سال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم. ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که:« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر ».
رفتم خواستگاری؛ دختر پرسید:« مدرک تحصیلی ات چیست »؟ گفتم:« دیپلم تمام »! گفت:« بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشو برو دانشگاه ». رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم ......برگشتم؛
رفتم خواستگاری؛ پدر دختر پرسید:« خدمت رفته ای »؟ گفتم:« هنوز نه »؛گفت:« مردنشده نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی ». رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم برگشتم؛
رفتم خواستگاری؛ مادر دختر پرسید:« شغلت چیست »؟ گفتم:« فعلا کار گیر نیاوردم »؛ گفت:« بی کار! بی عار! انگل اجتماع! تن لش!علاف! پاشو برو سر کار ». رفتم کار پیدا کنم؛ گفتند:« سابقه کار می خواهیم »؛ رفتم سابقه کار جور کنم؛ گفتند:« باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم ». دوباره رفتم کار کنم؛ گفتند:« باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم ». برگشتم؛
رفتم خواستگاری؛ گفتم:« رفتم کار کنم گفتند سابقه کار، رفتم سابقه کار جور کنم گفتندباید کار کرده باشی ». گفتند:« برو جایی که سابقه کار نخواهد ». رفتم جایی که سابقه کار نخواستند. گفتند:« باید متاهل باشی ». برگشتم؛
رفتم خواستگاری؛ گفتم:« رفتم جایی که سابقه کار نخواستندگفتند باید متاهل باشی ». گفتند:« باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی ». رفتم؛ گفتم:« باید کار داشته باشم تا متاهل بشوم ». گفتند:« باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم ». برگشتم؛ رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم.

نوشته شده: پنجشنبه 18 اسفند 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

ارتباط با خدا

نوشته شده: سه شنبه 16 اسفند 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

جملاتی زیبا از لتر کینگ

در نهایت، آنچه در ذهن ما خواهد ماند حرفهای دشمنانمان نیست بلکه سکوت دوستانمان است !!!

 كسی را نمی توان از موضع او در زمان آسایش و راحتی شناخت، بلكه معیار شناخت، موضع گیری او در گیر و دار چالش ها و جر و بحث ها است.

در هر كاری كه می‌كنید، هنرمند باشید. حتی اگر رفتگر خیابان هستید، پیكاسوی رفتگر باشید.

مرگت درست از لحظه یی آغاز می شود که در برابر آن چه مهم است ، سکوت می کنی …

 

زندگینامه مارتین لتر کینگ

نوشته شده: چهارشنبه 26 بهمن 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

بازی روزگار (دلنوشته پرفسور حسابی)


 


بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :

انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یكشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شكست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می كند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.

نوشته شده: دوشنبه 19 دی 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

مفاهیم بنیادین بورس در كاریكاتور




تصمیم گیری در بورس دقت ثانیه ها را می طلبد








برخلاف بورس بازار ارز و سكه افول های ناگهانی دارد

نوشته شده: شنبه 10 دی 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

ببخشید داداش! ، شما به این بلند بلندا چی میگید؟!

استان نیوز در مطلبی جالب نوشت : برادرم ابراهیم هم مثل خودم روستا زاده ای بود که در روستای...(استان بوشهر) زندگی می کرد؛ صبح تاغروب در کنار پدر، مادر، برادران و خواهرانم در نخلستان کوچکمان کار می کرد؛ فصل درو کردن گندم که می شد، همین ابراهیم از همه زرنگ تر بود و کارش را به نحو احسن انجام می داد؛ پدرم همیشه می گفت: این پسر از همه شما بیشتر زحمت می کشد؛ به همین دلیل هم پدرم به او محبت بیشتری می کرد.

موعد سربازی ابراهیم که فرا رسید، او را به تهران فرستادند، هر چه از زمان خدمت او بیشتر میگذشت، وقتی به مرخصی می آمد کمتر به خانواده و پدر کمک می کرد، اواخر خدمت اصلا به مزرعه و باغ هم سر نمی زد؛ خلاصه این ابراهیم، ابراهیم سابق نبود که یک تنه خرمای همه نخلها را می برید! اصلا لهجه اش هم تغییر کرده بود، دیگر ماها را قبول نداشت! تا اینکه یه روز که از تهران برگشته بود به یکی از نخلهای داخل حیاط اشاره کرد و گفت: "ببخشید داداش! شما به این بلند بلندا چی میگید؟!" منم که از اداهاش کلافه شده بودم، یکی خوابوندم زیر گوشش و گفتم: ما به اینها میگیم "مُخ"! شما چی میگید؟! ابراهیم هم که صورتش سرخ شده بود و زورش هم به من نمی رسید، فقط یه نگاهی کرد و گفت:"چقد تو بی تربیتی!"

از اون موقع تا حالا این داستان تو روستای ما ضرب المثلی شده که در مناسبت های خاص بازگو می شود.

 مشهدی احمد که پیرمرد شوخ طبعی هم هست، بعد از تعریف کردن این داستان لبخندی زد و گفت: حالا عزیز من الان این نماینده ها با ما کار دارند، هم با مردم سلام و علیک گرمی دارند، هم اگر تو جاده یکی را دیدند سوار می کنند، شام دعوت می کنند و خلاصه...؛ ولی می ترسم پاشون که به تهران برسه اسم "مُخ" را هم فراموش کنند!

نوشته شده: شنبه 3 دی 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

موفقیت

مایكل شوماخر چندین سال متوالی در مسابقات رالی در دنیا اول شد.
وقتی رمز موفقیتش را پرسیدند، در جواب گفت:
تنها رمز موفقیت من این است كه زمانی كه دیگران ترمز می‌گیرند، من گاز می‌دهم...
 
 
STUDY while others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)
 
 
DECIDE while others are delaying (hesitating)
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)
 
 
PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران در خیال پردازیند)
 
 
BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)
 
 
WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردنن د)
 
 
SAVE while others are wasting
(صرفه‌جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردند)
 
LISTEN while others are talking
(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردند)
 
 
SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند)
 
 
 PERSIST while others are quitting
(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال تسلیم شدنند)

نوشته شده: پنجشنبه 1 دی 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

آخر راننده

این روزها پیدا كردن راننده خوب و حرفه ای كم نیست ولی در این بین تعداد رانندگان تازه كار و آماتور بیشتر جلوه كرده است. به خصوص در بین خانم ها!!!

حالا این كلیپ رو از وبلاگ بچه های آتش ببینید و لذت ببرید. واقعا این گونه رانندگان توی كشور ما كم نیستند.

 دانلود كنید

نوشته شده: چهارشنبه 30 آذر 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

نگارش و تدوین كتاب مفاتیح الحیات پایان یافت

عضو شورای پژوهشی تدوین كتاب مفاتیح الحیات گفت: مرحله نگارش و تدوین كتاب ارزشمند مفاتیح الحیات پایان یافته است و هم اكنون این كتاب در مرحله ارزیابی ، ویراستاری و صفحه بندی است.

به گزارش ایرنا حجت الاسلام 'محمد حسین فلاح زاده ' در دیدار اعضای شورای پژوهشی طرح تدوین كتاب مفاتیح الحیات با آیت الله جوادی آملی افزود: این كتاب كه طرح اولیه تدوین آن از سوی آیت الله جوادی آملی ارائه شده بود توسط پژوهشگران پژوهشگاه علوم وحیانی معارج مرحله تدوین و پژوهش خود راپشت سر گذاشته و فهرست بندی آن نیز مشخص شده است.

وی افزود: محتوای این كتاب كه به نوعی جلد دوم مفاتیح الجنان برشمرده می شود از آیات قرآن و روایات معصومین و همچنین آثار حضرت آیت الله جوادی آملی استخراج شده است. وی ابرازداشت: مفاتیح الحیات در 800 تا 900 صفحه فهرست بندی شده است و امیدواریم تا پایان سال 90 به مرحله چاپ و انتشار برسد.

استاد حوزه علمیه قم افزود: تعامل انسان با خود ، همنوعان ، نظام ، حیوانات و نحوه تعامل با طبیعت پنج سرفصل اصلی كتاب مفاتیح الحیات هستند.

وی خاطر نشان كرد: مفاتیح الحیات كتابی است كه ثواب ها و عِقاب های مربوط به كلیه امور رفتاری انسان در زندگی دنیوی را یادآور می شود و با تكیه بر اصول اخلاقی راهنمایی بر نحوه چگونگی رفتار انسان با هم نوعان خود و همچنین طبیعت و .... خواهد بود.

 

نوشته شده: یکشنبه 27 آذر 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

یك مطلب كوتاه

دختر کوچولو و پدرش از رو پلی میگذشتن.
پدر یه جورایی می‌ترسید، واسه همین به دخترش گفت: عزیزم، لطفا دست منو بگیر تا نیوفتی تو رودخونه.
دختر کوچیک گفت: نه بابا، تو دستِ منو بگیر
پدر که گیج شده بود با تعجب پرسید: چه فرقی می‌کنه؟
دخترک جواب داد: اگه من دستت را بگیرم و اتفاقی برام بیوفته، امکانش هست که من دستت را ول کنم. اما
اگه تو دست منو بگیری، من، با اطمینان میدونم هر اتفاقی هم که بیفته، هیچ وقت دستم رو ول نمی‌کنی.
در هر رابطه دوستی‌ای، ماهیت اعتماد به قید و بندهاش نیست؛ به عهد و پیمان‌هاش هست. پس
دست کسی رو که دوست داری رو بگیر، به جای این که توقع داشته باشی اون دست تو رو بگیره.....!ا

نوشته شده: پنجشنبه 10 آذر 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

ارزش انسانها!!!

(این کلام نقل به مضمون از مرحوم علامه جعفری است)
علامه محمد تقی جعفری (رحمه الله علیه) میفرمودند:
عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند.

موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».
برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه ی آن است. اما معیار ارزش انسانها در چیست.
هر کدام از جامعه شناسها صحبتهایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.
بعد وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق میورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.
کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است. ..

نوشته شده: شنبه 7 آبان 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

آخر فیلم هندی!!!

نوشته شده: پنجشنبه 5 آبان 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

عشق

هرجا از عاشقی بپرسید عشق چیست؟ تنها به زخم‌های خود اشاره می‌کند. عشق، ترجمه زخم است.
عشق، پاسخ مبهم انسان به ابدیت است.
عشق، انفارکتوس تدریجی محبت است.
عشق، سرطان دوست داشتن است.
عشق، خرید و فروش پایاپای عاشق و معشوق است.
عشق لک لکی‌ست که روی درخت خاطرات ما لانه دارد...
عشق، دل ماست تقسیم بر همه زیبایی‌ها. عشق، کوچه‌ای است که دوست داریم از آن عبور کنیم.
عشق، اولین کت و شلوار ما در شب عید خودآگاهی‌ست.
عشق، اولین حقوق ما از باجه معرفت است.
عشق، اولین پاداش ما از حسابداری الهی است.
عشق، عقد دائمی ما با غربت است.
عشق، شب نامزدی ما با جدایی‌ست.
عشق، کارت تبریکی‌ست که الان برای معلم سال اول خود می‌فرستیم.
عشق، لحظات نادر شاه زندگی‌ست.
عشق حمله مغول به رویاهای ماست.
عشق، شماره تلفنی‌ست که سال‌ها به دنبال آن می‌گردیم.
عشق، آسانسور حیات بشر است؛ وای به حال کسی که در آسانسور گیر افتاده باشد.
عشق، عبور اضطراری انسان از کریدور عادت است.
عشق، جناح رادیکال عرفان است.
عاشقان پیوسته به دنبال یک تحول بنیادی در ساختار وجودند...

نوشته شده: شنبه 30 مهر 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

شارژ ابتدایی 12 ساعته باطری غلط است

یک سنتی نادرست در بین مردم ما شایع است و آن اینکه نه یاد می گیرم و نه به روز می شویم.

مدتی پیش برای خرید یک دستگاه اپل آیپد به بازار مراجعه کرده بودم و با یک تصور غلط مواجه شدم که مرا بر آن داشت در این مورد توضیحاتی بدهم.

به گزارش وب شهر موقع خرید این تبلت پیشرفته که همه فناوریهای روز در آن خلاصه شده است فروشنده تاکید کرد که حتما” 12 ساعت شارژ اولیه را رعایت کنید! باور کنید داشتم شاخ و دم در می آوردم.

 شما هم اگر ادامه مطلب را بخوانید متوجه می شوید چقدر افکارمان به دلیل به روز نبودن کهنه شده است.

در دنیای باطریها چندین فناوری وجود داشته که هر یک جای خود را به تکنولوژیهای جدید داده اند و منسوخ شده اند. مهمترین نسلهایی که در دنیای وسایل الکترونیکی شایع بوده اند به این شرح است.

الف-باطریهای نیکل کادمیوم

اینها در واقع اولین نسل تجاری باطریهای با تولید انبوه در ابزارهایی مانند موبایل و نوت بوک بودند.

علامت مشخصه آنها این است که روی باطری Ni-Cd و یا خود کلمه نیکل-کادمیوم قید شده است. در دفترچه مشخصات هم عینا” نوع و توان باطری قید میشود. این نوع باطریها اکنون منسوخ شده اند.

در واقع این باطریها بودند که اولا” شارژ ابتدایی 12 ساعته نیاز داشتند و ثانیا” هر بار باید تا انتها تخلیه می شدند تا شارژ مجدد موجب از بین رفتن سلولها نشود.

تقریبا” 5 سالی میشود که دیگر این نوع باطریها به دلایل مختلفی کنار رفته اند و در محصولات جدید به هیچ وجه کاربردی ندارند.

نوشته شده: شنبه 30 مهر 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

تنبلی ایرانیان بالاتر از متوسط جهانی

 

اتلاف وقت و فرار کردن از کار و زحمت و تلقی آن به زرنگی در فرهنگ ما به موضوعی عادی تبدیل شده است به طوری که بر اساس آمارهای جهانی ایرانیان بعد از اعراب و آفریقاییان جایگاه سوم تنبلی را در جهان به خود اختصاص داده‌اند.

به گزارش خبرنگار مهر، درست سرساعت پشت میز می نشینیم و بساط صبحانه را راه می اندازیم. یک ساعتی بعد روزنامه صبح مان را هم خوانده ایم. نم نمک کار را آغاز کرده ایم که تلفن زنگ می زند و یک ساعتی هم گزارش میهمانی شب گذشته را به یکی از غایبان مراسم می دهیم.

دوباره سرمان را به کار گرم می کنیم تا یکی از همکارانمان که با یکی دیگر حرفش شده به سراغمان می آید و تا ظهر به بررسی ابعاد این حادثه می پردازیم. روز به نیمه رسید. وقت نماز و ناهار و استراحت نیز تمام می شود و بعد از آن دوباره درگیر کار می شویم. هنوز درصدی از کار پیش نرفته است که سرویس اداره منتظر است تا ما را به خانه بازگرداند.

این داستان هر روز با ماجرایی تازه تکرار می شود تا آنجا که ما را از نظرتنبلی اجتماعی به رده سوم جهان برساند. مردمانی که روزمرگی هایشان را تکرار می کنند تا سوت پایان برایشان به صدا در آید .


تالاسمی خفیف در تنبلی موثر است

عباس محمدی اصل، جامعه شناس، در این رابطه به مهر می گوید: تنبلی درایرانیان تک عاملی نیست و تنها به عوامل اجتماعی برنمی گردد، بلکه مشکلاتی جسمی نیز در این تنبلی تاثیر گذاشته است. براساس تحقیقات علمی، بیشتر ایرانیان به تالاسمی خفیف دچار هستند که این به دلیل نوع اقلیم و کمبود آب است. در طول تاریخ نیز دستور دادن و کار خواستن در رفتار ایرانیان ریشه دار است.

وی ادامه می دهد: دلیل دیگری که سبب تشدید این رفتار می شود وجود نفت خام و نعمتهای الهی است. ما به دلیل برخورداری ازاین منابع مالی بی نهایت کمتر به سوی کارهای تولیدی رفته ایم.

این جامعه شناس معتقد است: این بی برنامگی و تنبلی در سطح کلان جامعه نیز به چشم می خورد. ابتدا تعطیلی مدارس ابتدایی در پنجشنبه ها مطرح می شود و در ادامه به دنبال تعطیل کردن مدارس راهنمایی و دبیرستان نیز هستند.

تعطیلی سه ماه تابستان به اضافه تعطیلی های فراوانی که در طول سال وجود دارد سبب رخوت در سیستم آموزشی کشور شده است .

او اضافه می کند:عدم تمایل به سرمایه گذاری خلاق و گرایش به کارهای تولیدی و خلاقانه نیز سبب می شود گرایش به شبکه های هرمی افزوده شود و بیشتر به فکر سود هنگفت با کارکم باشند.

محمدی اصل با بیان این که ناامیدی ازآینده انگیزه سخت کوشی را در نسل جدید از بین برده است می گوید:جوانی که نمی داند کی قرار است ازدواج کند، کی به شغل می رسد و آیا با وجود داشتن توانایی و لیاقتهای لازم می تواند به جایگاه واقعی خود برسد به سمت تنبلی پیش می رود.

این جامعه شناس یادآوری می کند: کمتر دیده می شود که در فعالیتهای کلان از مردم کمک گرفته شود و این عدم مشارکت سبب منزوی شدن فرد و تنبلی می شود.
او رسانه هایی مانند تلویزیون و بازیهای یارانه ای و فضای مجازی را در تنبل تر شدن ایرانی ها موثر می داند و می گوید:مردم دیگر مانند گذشته برای تفریح به پارک و باشگاه ورزشی و ... نمی روند بلکه منفعلانه ساعتها جلوی تلویزیون می نشینند. سیستم آموزشی مدارس نیز تنها بر مطالب نظری تاکید می کند و از مهارت های عملی کمتر استفاده می شود.

این جامعه شناس می گوید: اگر اشعار قدیمی را نیز مرور کنیم متوجه می شویم این تنبلی در ایرانیان ریشه تاریخی دارد. باید برنامه های اجتماعی، مردمی و جامعه نگر باشد تا روحیه مشارکت پذیری مردم تقویت شود.
استاد کتاب 500 صفحه ای را در جزوه ای 20 صفحه ای خلاصه کرده است،10 سوال نیز انتخاب کرده و قرار است هفت سوال را برای امتحان آخر ترم انتخاب کند. روز امتحان بیشتردانشجویان پاسخ ها را مرتب و ریز در برگه به مساحت 25 سانتی متر جای داده اند.

محمدی اصل این نوع تنبلی در دانشجویان را به دلیل بی رغبتی و تحمیلی بودن رشته تحصیلی شان می داند و می گوید: کنکور یکی از عواملی است که سبب می شود در برخی از افراد خلاقیت و علاقه به کار از بین رود. نباید همه را از سوراخ یک سوزن رد کرد. ممکن است یکی سفالگری دوست داشته باشد اما در کنکور روانشناسی قبول شود و زندگی اش تغییر کند وبه دلیل عدم علاقه به حرفه همیشه دچار رخوت باشد.

 

طراوت دختران 14 ساله ایرانی برابر زنان 40 ساله اروپایی

آماری دراین رابطه وجود دارد که نشان می دهد دختران 14 ساله ما طراوت و شادابی شان مساوی زن های 40 ساله فرانسوی است. اینها به عنوان مادران فردا چگونه می توانند نسلی پویا و خلاق را تربیت کنند. این را محمدی اصل در توجیه تنبلی اجتماعی ایرانیان می گوید.
زیر این لایه پر جنب و جوش شهری، رخوت و تنبلی نهفته است و کمتر احساس رضایتمندی وجود دارد. هر روز صبح مردم از شهر خوابگاهی مانند کرج به تهران می آیند و با خستگی و خواب آلوده به سرکارهایشان می روند و هرروز همین اتفاقات تکرار می شود. این چرخه را نمی توان زندگی نامید. جان دادن تدریجی است و نمی توان روزمرگی را زندگی دانست.

او محیط شهرها را هم در ایجاد این بی تحرکی و تنبلی موثر می داند و می گوید: استوانه هایی پر از دوچرخه در برخی ازمناطق وجود دارد اما همیشه قفل هستند و شهروندان نمی دانند چگونه از این وسایل استفاده کنند. همچنین میزان پیاده روهای پایتخت محدود است. با وجود پستی و بلندی ها یی که در این مسیرها وجود دارد ممکن است دچار آسیبهای جسمی شویم.

نوشته شده: یکشنبه 24 مهر 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

جهت عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید

استفاده از مطالب این وب سایت تنها با ذكر نام "بچه های آتش"بلامانع می باشد