تبلیغات
Click here to make Firefighter your default homepage!
اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
وب سایت بچه‌های آتش
بچه های آتش - مطالب مطالب جالب

سامسونگ؛ از فروش سبزیجات تا تولید LCD

در سال 1938 «لی بیونگ چول» کره‌ای، یك شركت بازرگانی به نام سامسونگ با چهل نفر کارمند تاسیس کرد که بیشترین حجم كاری آن بر صادرات ماهی و میوه و سبزیجات به چین اختصاص داشت.

بعد از یک دهه سامسونگ آسیاب‌های آرد و محصولات شیرینی‌پزی تولید می‌كرد و بعد از آن با رشدی بسیار سریع با مشاركت عده بیشتری اداره گردید و به یكی از 10 شركت بزرگ كره تبدیل شد.
از سال 1958 سامسونگ رو به ترقی، شروع به گسترش به صنایع دیگر از قبیل كشتی‌سازی، تولید مواد شیمیایی، رسانه، امور مالی و حسابداری كرد. در سال 1969 شركت سامسونگ الكترونیك در گروه سامسونگ متولد شد و کار اصلی آن تولید لوازم الکترونیکی از قبیل تلویزیون، ماشین حساب، یخچال، کولر و ماشین لباسشویی بود. سامسونگ در زبان كره‌ای به معنای «سه ستاره» می‌باشد. این شركت در دهه 1970با سرمایه‌گذاری در صنایع سنگین، صنایع شیمیایی و پتروشیمی و ساخت كشتی، راه صنعتی شدن را در پیش گرفت.
در 1973 دومین برنامه پنج‌ساله مدیریت اعلام و گذار از مرحله ساخت مواد اولیه به محصول نهایی به‌عنوان هدف اصلی شركت اعلام گردید. دهه 1970 دهه توسعه شركت سامسونگ بود و شركت‌های صنایع سنگین، پتروشیمی، كشتی‌سازی و صنایع دقیق سامسونگ تاسیس و اولین صادرات صنایع الكترونیك از سوی سامسونگ الكترونیك صورت گرفت. محصولات این شركت در دهه 1980 توانست به بازارهای جهانی راه یابد.
«لی كان هی» سومین پسر «لی بیونگ چول» (بنیانگذار گروه) در سال 1978 نایب‌رییس سامسونگ شد و در سال 1987 با مرگ پدر، جانشین او گردید. وی یك سال بعد برنامه انقلاب دوم سامسونگ را در شركت به راه انداخت. این برنامه مشتمل بر تجدید ساختار كسب و كار قدیمی و تبدیل شدن شركت به یكی از پنج شركت برتر الكترونیك و یكی از شركت‌های برتر در دنیا در قرن بیست‌و یكم بود. او به خوبی شركت را در عصر دیجیتال به پیش می‌برد. در سال ۱۹۸۱، شرکت بیش از ۱۰ میلیون تلویزیون سیاه و سفید تولید کرد و در سال ۱۹۸۸ با شرکت نیمه‌هادی و ارتباطات سامسونگ ترکیب شد.

ادامه مطلب
نوشته شده: شنبه 19 تیر 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

با‌هوش‌ترین میلیاردر جهان

الهام جوادی
جیمز (جیم) هریس سیمونز، میلیاردر پنجاه و پنجم جهان با ثروت 8 میلیارد دلار،‌ یک ریاضیدان، محقق آکادمیک، تاجر و فرد خیر آمریکایی است.


وی متولد شهر نیوتون در ماساچوست است. او در سال 1982 شرکت رنسانس تکنولوژیز را که یک بنگاه خصوصی در نیویورک است، تاسیس کرد. سیمون همچنان مدیرعامل این شرکت است که در حال حاضر یکی از موفق‌ترین صندوق‌های پوشش سرمایه و سرمایه‌گذاری جهان محسوب می‌شود. سیمونز به همراه همسرش در منهتن زندگی می‌کند و سه فرزند دارد.
جیم سیمونز فرزند مالک یک کارخانه کفش سازی در ماساچوست بود. او در سال 1958 از موسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT) با مدرک کارشناسی ریاضیات فارغ‌التحصیل شد. وی همچنین در سال 1961 و در حالی که تنها 23 سال داشت، از دانشگاه برکلی کالیفرنیا با مدرک دکترای ریاضی فارغ‌التحصیل شد. او بین سال‌های 1964 و 1968 عضو محققان بخش تحقیقات روابط عمومی موسسه تحقیقات دفاعی (IDA) بود. سیمونز همچنین در دانشگاه‌های هاروارد و MIT ریاضیات تدریس می‌کرد. او در سال 1968 به عنوان رییس دپارتمان ریاضی‌دانشگاه استونی بروک برگزیده شد.
سیمونز در سال 1976 جایزه اوسوالد وبلن در هندسه را از انجمن ریاضیات آمریکا دریافت کرد. اثرگذارترین پژوهش سیمونز شامل کشف و به کارگیری اندازه‌های خاص هندسی که منجر به خلق تئوری چرن- سیمونز شد، بود. تئوری او که آن را به همراه یک هندسه‌دان معروف به نام شی ینگ شن چرن تالیف کرده بود، در سال 1974 به چاپ رسید. این تئوری در فیزیک نظری و به ویژه نظریه استرینگ مورد استفاده قرار گرفته است.
سیمونز در سال 1978 پژوهش‌های آکادمیک را رها کرد تا یک صندوق سرمایه‌گذاری برای تجارت کالاها و ابزارهای مالی، راه‌اندازی کند. صندوق پوشش سرمایه رنسانس تکنولوژیز که در بازارهای زیادی در سرتاسر دنیا فعالیت می‌کند، به مدت بیش از دو دهه مدل‌های ریاضیاتی پیچیده‌ای (که بسیاری از آنها به طور خودکار عمل می‌كنند) را برای تحلیل و اداره معاملات تجاری به کار گرفته است. رنسانس از مدل‌های کامپیوتری برای پیش‌بینی تغییرات قیمتی استفاده می‌کند. این مدل‌ها بر پایه حداکثر میزان داده‌هایی که بتوان جمع کرد، تحلیل انجام می‌دهند و سپس به دنبال حرکت‌ها و تغییرات غیر‌تصادفی برای پیش‌بینی بازار می‌گردند. رنسانس متخصصان بسیاری را با پیش زمینه‌های غیر‌مالی، شامل ریاضی‌دانان، ‌فیزیک‌دانان و آماردانان، به کار گرفته است. جدیدترین صندوق این بنگاه صندوق سرمایه‌های نهادی رنسانس (RIEF) نام دارد. RIEF یک صندوق جداگانه شامل پول‌های شخصی مدیران شرکت است.

نوشته شده: شنبه 12 تیر 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

ناگفته های از زندگی سید حسن نصرالله از زبان خودش

دبیرکل حزب الله خود زندگی اش را چنین روایت می کند: نامم حسن نصرالله است فرزند "سیدعبدالکریم" و "مهدیه صفی الدین". در تاریخ سی و یکم ماه آب سال 1962 متولد شدم.
اصالتا اهل روستای "بازوریه" در منطقه صور واقع در جنوب لبنان هستم ولی محل حقیقی تولدم یکی از محلات حومه شرقی شهر بیروت است. طبعا وضعیت معیشتی خانواده که جزو خانواده های فقیر ومستضعف بودند، همچون باقی خانواده های شیعه ای که در تلاش برای پیدا کردن یک فرصت شغلی و لقمه ای نان از جنوب لبنان به بیروت مهاجرت کردند، بود. تا آن جا که به یاد دارم، مدرسه النجاح یا الکفاح- الان شک دارم- واقع در همان منطقه ای که به دنیا آمدم یعنی حومه شرقی بیروت، مدرسه ابتدایی من بود.
بعد از آن در مدرسه دیگری در مقطع راهنمایی - که در لبنان به آن تکمیلی می گوییم - مشغول به تحصیل شدم و این دوره را به اتمام رساندم. در همین اثناء بود که جنگ داخلی درلبنان به وقوع پیوست یعنی در سال های هفتاد و چهار- هفتادو پنج. در پی آغاز این جنگ، مدارس تعطیل شد و حومه شرقی بیروت که درآن شیعیان ومسلمانان سکونت داشتند، به دست نیروهای لبنانی و"حزب کتائب" سقوط کرد. در اثر جنگ، ما این منطقه را ترک کرده و به روستای بازوریه در جنوب لبنان بازگشتیم.

من از زمان کودکی علاقه شدیدی به کسب علوم دینی داشتم و خیلی زیاد دوست داشتم که در حوزه درس بخوانم و وقتی که به هر فرد معممی نگاه می کردم، سخت به صورت آنان خیره می شدم. از کودکی هر گاه که در محضر برخی مشایخ می نشستم، برای مدتی طولانی به عمامه آنان نگاه می کردم، یعنی به خود عمامه و چین و پیچش آن. آن موقع عمامه به صورت تکه ای پارچه بود که دستاری سیاه رنگ بر آن پییچیده شده بود.
دستار پدرم را می گرفتم وآن را برتکه ای پارچه می پیچیدم و به عمامه اضافه می کردم سپس آن را بر سر می گذاشتم. وقتی که کوچک بودم انگیزه ومیل شدیدی به سمت کسب علم و این پوشش داشتم. پس در آن زمان به فکر این افتادم که به نجف بروم.

نوشته شده: سه شنبه 8 تیر 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

فندکی که هیچ گاه با وزش باد خاموش نشد

کوشان غلامی
سال‌ها قبل، فندک به عنوان وسیله‌ای قابل حمل‌ونقل برای روشن کردن آتش، جای خود را در میان مردم جهان باز کرد و مردم آن را به رسمیت می‌شناختند. وسیله‌ای که راحت‌تر از سنگ چخماق و کبریت، به کار مردمانی می‌آمد که محتاج آتش بودند. تنها مشکل فندک‌ها این بود که همانند کبریت، با وزش باد خاموش می‌شدند.


جورج بلیزدل (George G. Blaisdell) تصمیم گرفت فندک ضدبادی طراحی کند که هم ظاهری زیبا داشته باشد و هم استفاده آسان. وی در سال 1932 با الهام گرفتن از یک فندک مشابه اتریشی، نخستین فندک زیپو را در پنسیلوانیا تولید کرد و آن را به قیمت یک دلار و 95 سنت فروخت. او نام زیپو را به این دلیل برای این فندک انتخاب کرد که از صدای کلمه «زیپ» خوشش می‌آمد و «زیپو» صدای مدرن‌تری داشت.
زیپو با بنزین مخصوص به خود روشن می‌شد و برای روشن کردن آن فقط کافی بود یک بار فتیله‌اش آتش بگیرد. فندک که روشن می‌شد،‌ دیگر نیازی به نگه ‌داشتن چیزی وجود نداشت. فتیله ‌از بنزین مخصوص زیپو تغذیه می‌کرد و روشن می‌ماند.
طراحی و تزئینات زیپو، یکی از خصوصیاتی بود که این فندک را از سایر نمونه‌های خود متمایز کرد. اولین نشانه‌های توجه سازندگان زیپو به طراحی در فندک، در سال 1935 نمایان شد. در این سال بود که قطعه‌های تزئینی آهنی به آن اضافه شد تا زیباتر و خاص‌تر باشد. یکی از خصوصیات زیپو این است که همه فندک‌هایش، یک شماره اختصاصی دارند. اولین زیپویی که با شماره مخصوص تولید شد، در سال 1936 به بازار آمد. شماره این زیپو 2032695 بود. این کدگذاری در طول سالیان تغییر کرد و حتی به جایی رسید که روز و سال تولید آن نیز با کدهایی قابل فهمیدن بود. زیپو روی فندک‌هایی که زندانیان آن را تولید کرده‌اند، کدگذاری‌هایی کرد که نشان دهد این فندک را آنها ساخته‌اند. حتی نوع جرم و طول مدت زندانی بودن سازنده هر کدام از این فندک‌ها نیز با این کدها مشخص می‌شد.

ادامه مطلب
نوشته شده: دوشنبه 7 تیر 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

به دور دنیا سفر کنید تا میلیاردر شوید

الهام جوادی
توضیح: در فهرست میلیاردرهای جهان که توسط سایت فوربس منتشر می‌شود، به علت برابری ثروت، برخی رتبه‌ها به بیش از یک نفر اختصاص یافته. به عنوان مثال چندین نفر در رتبه پنجاه و دوم قرار دارند.


یکی از موسسان و رییس شرکت معروف نایکی، فیلیپ‌هامپسون نایت با ثروت 2/8 میلیاردی خود در حال حاضر پنجاه و دومین فرد ثروتمند دنیا محسوب می‌شود. وی در سال 2004 از مقام مدیریت ارشد اجرایی شرکت استعفا داد؛ اما در پست ریاست شرکت باقی ماند.
فیل نایت، متولد 24 فوریه سال 1938 در پورتلند اورگان فرزند یک حقوقدان و ناشر روزنامه بود. نایت به دبیرستان کلولند در پورتلند رفت و سپس برای تحصیل به دانشگاه اورگان در یوجن رفت و در آن جا به عضویت انجمن اخوت فی گاما دلتا در آمد و در سال 1959 یک درجه روزنامه‌نگاری دریافت کرد.
نایت درست پس از فارغ‌التحصیلی از اورگان به ارتش رفت و به مدت یک سال در آن جا به شکل فعال و 7 سال به شکل رزرو به خدمت مشغول شد. اورگان پس از یک سال خدمت فعال در ارتش، به مدرسه تجارت استنفورد رفت، در دوران تحصیل و در کلاس کسب و کار فرانک شالنبرگ به عشق دیگری در زندگی‌اش جدای از ورزش پی برد. او فهمید که یک کارآفرین است. اورگان در مقاله‌ای در مجله استنفورد چنین می‌گوید: «این کلاس جرقه‌ای در ذهن من زد... شالنبرگ نوع شخصیت افرادی که کارآفرین بودند را توصیف کرد و من متوجه شدم که او در مورد من حرف می‌زد. من به خودم می‌گفتم: این واقعا کاری است که من می‌خواهم انجام دهم.» نایت در این کلاس می‌بایست یک برنامه کسب و کار طراحی می‌کرد. او در آن سال‌ها مقاله ای نوشت که دروازه ورود او به سمت فروش کفش‌های دوندگی بود. فیلیپ نایت در سال 1962 با مدرک MBA از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. او پس از فارغ‌التحصیلی به سفری دور دنیا رفت و در نوامبر سال 1962 در شهر کوب ژاپن توقف کرد و آن جا بود که با برند تایگر برای کفش‌های دوندگی که توسط شرکت اونیتسوکا در کوب ساخته می‌شدند، آشنا شد. نایت که از کیفیت بالا و قیمت پایین این کفش‌ها شگفت زده شده بود موفق شد تماسی با آقای اونیتسوکا گرفته و با او قرار ملاقاتی بگذارد. نایت در انتهای این قرار ملاقات توانست حق توزیع کفش‌های دوندگی تایگر را برای فروش در غرب ایالات متحده آمریکا دریافت کند.
حدود یک سال طول کشید تا نخستین نمونه‌های تایگر برای نایت فرستاده شوند. او طی این زمان در یک شرکت در پورتلند اورگان به عنوان حسابدار مشغول به کار شد و زمانی که محموله نمونه کفش‌ها را دریافت کرد، دو جفت از آنها را با این امید که بتواند آنها را به فروش برساند برای بیل بوئرمن در یوجن فرستاد تا تایید او را بگیرد. بوئرمن در کمال شگفتی نایت نه تنها از کفش‌های تایگر سفارش داد، بلکه به او پیشنهاد شراکت داد تا چندین ایده طراحی برای کفش‌های دوندگی بهتری را ارائه کند. نایت و بوئرمن نهایتا در 25 ژانویه 1964 شراکت خود را با تاسیس شرکت لوازم ورزشی روبان آبی که بعدها منشا خلق «نایکی» شد، آغاز کردند. تا سال 1969 نایت با فروش اولیه خوب این محصولات توانست شغل حسابداری خود را رها کرده و به شکل تمام وقت برای شرکت روبان آبی مشغول به کار شد.

نوشته شده: شنبه 5 تیر 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

فرصت كوتاه

عاشق آن صخره هایم، ماه را هم دوست دارم

"کفش هایم کو؟..." که من این  راه را هم دوست دارم

اشک با من مهربان است و تبسّم مهربان تر

شور و لبخند و دریغ و  آه را هم دوست دارم

گر چه خارم، گاه گاهی راه دارم در گلستان

گرچه خاکم،  خاک آن درگاه را هم دوست دارم

عاشقم بر ذکر "یا رحمان"  و" یا حنّان" و "یا هو"  

ذکر "یا منّان" و "یا الله" را هم دوست دارم

عاشق شمسم، ولی حلّاج را هم می پسندم

سوز و حال خواجه عبدالله را هم دوست دارم

یوسفی گم کرده ام چون روزهای عمر و  هر شب

سر فرو بردن درون چاه را هم دوست دارم

با غریبان زمین هر لحظه در خود می گدازم

راستش این غربت جانکاه را هم دوست دارم

شنبه ها تا جمعه ها را داغدار انتظارم

حسرت آن جمعه ناگاه را هم دوست دارم

گرچه ، مرگ - این خلوت نایاب - را هم می ستایم

زندگی این فرصت کوتاه را هم دوست دارم

علیرضا قزوه

اردیبهشت 1389 – دهلی نو

  • برچسب ها: شعر،  
نوشته شده: چهارشنبه 2 تیر 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

راز موفقیت پرفروش‌ترین شرکت دنیا

كوشان غلامی
سام والتون در سال ۱۹۱۸ در اکلاهما به دنیا آمد و تا 5 سالگی در مزرعه پدرش کار می‌کرد. پس از آن به دلیل مخارج زندگی، آنها مزرعه را رها کردند و برای تجارت به شهرهای مختلف رفتند.


سام از همان کودکی مهمان‌نواز بود و بعدها نیز همین مهمان‌نوازی در مقابل مشتریان او را موفق کرد. در اوت ۱۹۴۵ او پس از مرخص شدن از ارتش، امتیاز فروشگاه «بن فرانکلین» در نیوپورت آرکانزاس را خریداری و یک ماه بعد آن را افتتاح کرد. در طول دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰، والتون ۱۵ شعبه دیگر بر تعداد فروشگاه‌های خود افزود. وی در زمستان ۱۹۶۲ در جلسه هیات مدیره پیشنهاد کرد که کالاها در فروشگاه‌ها با تخفیف به فروش برسند؛ ولی هیات‌مدیره نظر او را نپذیرفت.
والتون و برادرش در سال ۱۹۶۲ اولین فروشگاه با تخفیف را به صورتی ساده و سنتی در شهر آرکانزاس افتتاح کردند. در آن سال هیچ کس نمی‌توانست تصور کند خرده‌فروشی بتواند چنان رونقی داشته باشد که دست یافتن به آن برای دیگر کسب و کارها یک رویا به حساب آید؛ اما همت والای والتون بزرگ‌ترین خرده‌فروشی قرن را بنیان نهاد و نشان داد که آنچه انسان بخواهد، محقق خواهدشد. آنها دومین فروشگاه را در ۱۹۶۶ در شهر‌هاریسون افتتاح و در ۳۱ اکتبر ۱۹۶۹ آن را به وال-مارت تبدیل کردند.
در سال ۱۹۷۰ والتون اولین مرکز توزیع کالا و همچنین اداره مرکزی آن را به وسعت ۷۲ هزار فوت مربع احداث و از سال ۱۹۷۲ طرح سهیم کردن کارکنان در سود سالانه کمپانی را اجرا کرد. مثلا یک صندوقدار که ساعتی 11 دلار دستمزد می‌گرفت بعد از ۲۴ سال ۲۲۰ هزار دلار سهم از سود دریافت می‌کرد. فلسفه تجاری والتون در مدیریت این بود که یک محیط صمیمی در هر فروشگاه ایجاد کند و تاکید داشت که داشتن آرامش روحی هنگام کار خیلی مهم بوده و رضایت شغلی را سبب می‌شود. بدین ترتیب در هر کارمندی این احساس به وجود می‌آمد که وال-مارت واقعا متعلق به او است.
در طول سال‌های توسعه، والتون ضمن سرکشی به فروشگاه‌های خود، ‌توجه جدی به رقبا داشت و دنبال ایده‌های جدید در بیشتر کردن میزان فروش با قیمت‌های مناسب بود. او بدون رویارویی با فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ نظیر پنی، سیرز یا غولی به نام کی-مارت تمام تلاش خود را صرف توسعه در شهرهای کوچکی کرد که دارای پتانسیل زیاد بوده و در آنها برای رقبای دیگر صرفه رقابتی وجود نداشت. رشد وال-مارت شتاب گرفت و در پایان سال ۱۹۷۵ والتون ۱۰۴ فروشگاه با حدود ۶۰۰۰ کارمند و فروش سالانه ۲۳۶ میلیون دلار را تاسیس کرده بود.

ادامه مطلب
نوشته شده: دوشنبه 31 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

از درمان ناباروری تا...

از درمان ناباروری تا تملك دومین بنگاه مدیریت سرمایه‌های شخصی در جهان

الهام جوادی
ارنستو برتارلی، کارآفرین سوئیسی-ایتالیایی، با ثروت 2/8 میلیارد دلار پنجاه و دومین ثروتمند دنیا در سال 2009 بود. البته به گزارش مجله فوربز ثروت او در سال 2010 به ده میلیارد دلار افزایش داشته است.


ارنستو برتارلی، متولد 22 سپتامبر سال 1965 در رم ایتالیا و فرزند موسس شرکت داروسازی سرونو است. وی یک کارآفرین موفق در زمینه‌های کسب و کار، مدیریت مالی، مسابقات قایق‌های بادی و فردی فعال در امور خیریه است. او از سال 1996 سکان این شرکت را به دست گرفت و از سال 1998 و پس از مرگ پدر، به همراه خواهرش دونا کسب و کار او را به ارث برد.
خانواده ارنستو در سال 1977 از ایتالیا به سوئیس نقل‌مکان کردند. او در سال 1989 از کالج بابسون فارغ‌التحصیل شد و سپس برای ادامه تحصیل به دانشگاه‌ هاروارد رفته و در سال 1993 از مدرسه تجارت این دانشگاه مدرک MBA دریافت کرد. وی از سال 1996 به سمت مدیرعاملی و نایب‌رییسی شرکت پدر درآمد و پس از اینکه مدیر شرکت شد، تمرکز شرکت سرونو را از فعالیت دارویی به بیوتکنولوژی تغییر داد با این کار درآمد شرکت را از 809 میلیون دلار در سال 1996 به 8/2 میلیارد دلار در سال 2006 رسید. این شرکت به واسطه کشف یک هورمون طبیعی برای درمان ناباروری زنان به شهرت جهانی دست یافت. برتارلی در ژانویه سال 2007 توانست به توافقی برای فروش شرکت به شرکت آلمانی مرک KGaA به قیمت 3/13 میلیارد دلار دست یابد. این ادغام به ایجاد شرکت جدیدی به نام مرک-سرونو انجامید.
کسب و کار و فعالیت مالی کنونی برتارلی شامل گروه کپیتال کج، یک بنگاه مدیریت سرمایه‌گذاری و شرکت آرس لایف ساینس که بر پایه‌های دانش گسترده کسب و کار او ایجاد شده می‌باشد. آرس لایف ساینس یک شرکت خصوصی است که با سرمایه 500 میلیون یورویی برتارلی ایجاد شده و در شرکت‌هایی که در زمینه بیولوژی در کلاس جهانی کار می‌کنند، سرمایه‌گذاری می‌کند. بودجه این شرکت صرف 5 بخش خاص دارویی، بیوتکنولوژی، تشخیص بیماری، تکنولوژی پزشکی و خدمات سلامت و بهداشت می‌شود. هدف این شرکت افزودن ارزش پرتفولیو شرکت‌هایش از طریق یک تیم مدیریتی قوی که تجارب استثنایی، متخصصان سرمایه‌گذاری، دانش علمی و شبکه‌های صنعتی فراهم می‌کند، است.

نوشته شده: یکشنبه 30 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

میلیاردر عرب

میلیاردر عرب که صنعت رستوران‌داری خاورمیانه را به دست خود گرفته است

الهام جوادی
ناصر الخرافی، میلیاردر دیگری از دنیای عرب و رییس گروه ‌ام‌ای خرافی، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خصوصی در کشور‌های عرب زبان، با ثروت 1/8 میلیاردی خود پنجاه‌و‌چهارمین میلیاردر جهان می‌باشد.


ناصر الخرافی، متولد سال 1944، یک تاجر فعال در زمینه کسب و کار کویتی است. ثروت الخرافی به خاطر افزایش قیمت سهام متعلق به او در بسیاری از شرکت‌ها از جمله شرکت مخابرات موبایل زین، بانک ملی کویت و آمریکانا افزایش یافته است، گرچه ثروت او به دلیل رکود اقتصادی اخیر از 14 میلیارد دلار در سال 2008 به حدود 8 میلیارد دلار کاهش یافته است. ناصر الخرافی همچنین تامین‌کننده اصلی و گرداننده عمده صنعت روزنامه کویت است. برادر بزرگ‌تر ناصر الخرافی، جاسم، سخنگوی پارلمان کویت و خواهرش، فیضه، رییس دانشگاه کویت است. خانواده الخرافی اخیرا از سوی مجله فوربز در جایگاه بیست و نهم ثروتمندان دنیا قرار گرفته‌اند. ناصر الخرافی در بیش از 30 کشور در سرتاسر دنیا، از جمله در عراق، قرارداد‌های ساخت و ساز منعقد کرده است. بیشتر ثروت الخرافی از طریق شرکت ساخت و ساز خانوادگی او حاصل شده است، اما وی سهامدار صدها شرکت تابعه گروه ‌ام‌ای خرافی نیز می‌باشد.
گروه‌ ام‌ای خرافی که در کویت واقع شده، یک شرکت بزرگ خصوصی با مالکیت سهام بسیاری از شرکت‌های تجاری می‌باشد. درآمد این شرکت در سال 2006 در حدود 3/3 میلیارد دلار برآورد شده است. این شرکت در سال 1956 در کویت تاسیس شد و در حال حاضر در آفریقا، خاورمیانه‌ و در کشورهایی چون آلبانی، بلغارستان، هندوستان، قزاقستان، مولداوی و هلند فعالیت می‌کند. حوزه فعالیت گسترده این شرکت شامل آلومینیوم، آسفالت، کامپیوتر، سیمان، کودهای کشاورزی، مواد خوراکی، تاسیسات ساختمانی از پیش ساخته شده، مبادلات املاک، فولاد، مخابرات، خدمات هواپیمایی، هتلداری، واسطه‌گری سهام، آژانس‌های مسافرتی و غیره می‌باشد. تعداد کارمندان این شرکت در سال 2008 در حدود 100 هزار نفر اعلام شده است.
شرکت مخابرات زین که الخرافی یکی از سهامداران عمده آن است، یک شرکت مخابرات موبایل است که در سال 1983 در کویت با عنوان MTC تاسیس شد و بعدها در سال 2007 به زین تغییر نام پیدا کرد. این شرکت در 25 کشور در آفریقا و خاورمیانه فعالیت می‌کند و دارای 13000 کارمند است. حوزه خدمات این شرکت شامل خدمات مخابراتی موبایل، خطوط تلفن ثابت و اینترنت می‌شود.

نوشته شده: شنبه 22 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

ناشنیده‌هایی از زبان پارسی


ناشنیده‌هایی از زبان پارسی


آیا می‌دانستید برخی‌ها واژه‌های زیر را که همگی فرانسوی هستند فارسی می‌دانند؟ 
آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، تمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش، فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور، هال، هالتر، هورا و بسیاری از واژه‌های دیگر. 

 

آیا می‌دانستید که بسیاری از واژه‌های عربی در زبان فارسی در واقع عربی نیستند و اعراب آن‌ها را به معنایی که خود می‌دانند در نمی‌یابند؟ این واژه‌ها را ساختگی (جعلی) می‌نامند و بیشترشان ساختهٔ ترکان عثمانی است. از آن زمره‌اند:

ابتدایی (عرب می‌گوید: بدائی)، انقلاب (عرب می‌گوید: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و بسیاری از واژه‌های دیگر.  

بسیاری از واژه‌های عربی در زبان فارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری می‌فهمند، از آن زمره‌اند: 

رقیب (عرب می‌فهمد: نگهبان)، شمایل (عرب می‌فهمد: طبع‌ها)، غرور (فریفتن)، لحیم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسیاری از واژه‌های دیگر.

آیا می‌دانستید که ما بسیاری از واژه‌های فارسی‌مان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) می‌کنیم؟ این واژه‌های فارسی را یا اعراب از ما گرفته و عربی (معرب) کرده‌اند و دوباره به ما پس داده‌اند و یا از زبان‌های فرنگی، که این واژها را به طریقی از خود ما گرفته‌اند، دوباره به ما داده‌اند و از آن زمره‌اند:

ادامه مطلب
نوشته شده: پنجشنبه 20 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

احیای یک مارک ورشکسته

کوشان غلامی
در 24 مارس سال 1951، در شهر کوچک المیرا در ایالت نیویورک پسری به نام تامی هیلفایگر متولد شد. او در یک خانواده روسی کاتولیک بزرگ شد. تامی دومین فرزند از نه فرزند خانواده بود و از سنین جوانی به مد و لباس علاقه داشت و می‌دانست که در آینده در این زمینه کار خواهد کرد.


تامی استعدادی ذاتی در مد و تجارت داشت و همان‌طور که به تحصیل ادامه می‌داد، در سال 1969 هنگامی که 18 ساله بود، تصمیم گرفت تا فروشگاه لباس کوچکی را افتتاح کند. او کار خود را با 150 دلار آغاز کرد و اولین محصولاتش 20 جفت شلوار جین بودند. تامی ظاهرا از همان سنین جوانی حس و درک تجاری ذاتی بسیار خوبی داشت.
تامی همیشه با هدف کالایی برای مردم کار می‌کرد (همان چیزی که در آگهی‌های بعد او دیده می‌شود). او فروشگاهی با نام «مکانی برای مردم» را در شمال ایالت نیویورک افتتاح کرد که بیشتر نوجوانان از آن استقبال می‌کردند و آن مکان محلی هیجان انگیز برای آنها بود. پس از مدتی تعداد آن فروشگاه ها را به ده فروشگاه رساند.
او هر هفته به شهر نیویورك می‌رفت تا شلوارهای جین و مدل شلوارهایی را که از زیر زانو گشاد می‌شد و در شهر او وجود نداشت، تهیه کند و آنها را در فروشگاه خود به فروش برساند. مردم آن‌طور که انتظار می‌رفت، از این شیوه استقبال نکردند و هنگامی‌که هیلفایگر 25 ساله بود، فروشگاه های «مکانی برای مردم» با شکست مواجه شد، اما او پس از این عدم موفقیت، تجربه خوبی کسب کرد و در سال 1979 به همراه همسرش سوزی به شهر نیویورک سفر کرد تا شانس خود را در طراحی لباس امتحان کند.
او مدتی به‌عنوان دستیار دو طراح بزرگ و برجسته، کالوین کلین و پری الیز به آنها کمک کرد.

ادامه مطلب
نوشته شده: چهارشنبه 19 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

مردی که از راه خرید سهام میلیاردر شد

کارل سلیان ایکان، سرمایه‌گذار و سهامدار شركت‌های بزرگ، با ثروت 9 میلیارد دلار چهل و سومین فرد ثروتمند جهان و ثروتمندترین سهامدار در آمریکا است که از طریق خرید دارایی شرکت‌ها در مدیریت آنها دخالت می‌کند. کارل ایکان در 16 فوریه سال 1936 در ناحیه کویینز در شهر نیویورک آمریکا متولد شد و در آنجا رشد پیدا کرد.

وی در آنجا به دبیرستان فار راکوی رفت. پدر او یک خواننده مذهبی و مادرش معلم مدرسه بود. کارل سلیان به دانشگاه پرینستون رفت و در سال 1957 در رشته فلسفه فارغ‌التحصیل شد. وی سپس به دانشکده پزشکی دانشگاه نیویورک رفت؛ اما قبل از فارغ‌التحصیلی، تحصیل در این دانشگاه را رها کرد. او برای فراگرفتن اصول سرمایه گذاری به وال استریت رفت.

ایکان کار خود را در وال استریت در سال 1961 شروع کرد. وی در سال 1968 شرکت ایکان اند کو را که یک بنگاه اوراق بهادار بود، راه‌اندازی کرد. وی در سال 1978 شروع به در دست گرفتن کنترل برخی از شرکت‌ها کرد. او پست‌ها و جایگاه‌های اصلی یا حق کنترل بسیاری از شرکت‌ها از جمله RJR نابیسکو، TWA، تکزاکو، فیلیپس پترولیوم، وسترن یونیون، گلف اند وسترن، ویاکام، یونیرویال، دان ریور،‌ مارشال فیلد، E-II ، آمریکن کن، USX، مارول کامیکس، رولان، ایمکلان، فیرمونت هتل، کر مک گی، تایم وارنر و موتورلا را در اختیار دارد.

کارل سلیان ایکان در شركت (TWA (Trans World Airlines كه یک شرکت هواپیمایی بزرگ آمریکایی است و در سال 2001 توسط آمریکن ایرلاینز خریده شد، حق فروش بلیت‌‌ با تخفیف را دارا بود. وی توانست در جایگاه مدیر عامل TWA، این شرکت را از ورشکستگی نجات دهد؛ اما به‌رغم تزریق 100 میلیون دلار از ثروت خود در این شرکت، مجبور شد کنترل شرکت را در سال 1992 به کارکنان آن واگذار کند...

نوشته شده: یکشنبه 16 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

عشق به یادگیری، جوان روسی را میلیاردر کرد

مترجم: الهام جوادی
میخائیل پروخوروف (Mikhail Prokhorov)، جوان روسی، حتی با وجود کاهش 51 درصدی در ثروتش، هنوز با ثروت 5/9 میلیارد دلار ثروتمند‌ترین فرد روسیه است.


وی چهلمین فرد ثروتمند جهان نیز می‌باشد. میخائیل پروخوروف در 3 مه ‌سال 1965 در مسکو متولد شد. پدر او رییس دپارتمان ارتباطات بین‌الملل کمیته ورزش‌های جماهیر شوروی و مادرش یک محقق علمی بود که در موسسه مواد شیمیایی مسکو کار می‌کرد. میخائیل یک خواهر به نام ایرینا نیز دارد. شغل و زندگی حرفه‌ای پروخوروف شامل بانکداری بین‌المللی، مدیریت مالی، سرمایه‌گذاری‌های منابع طبیعی و نوآوری در تولید انرژی می‌شود.
میخائیل از موسسه مدیریت مالی مسکو فارغ‌التحصیل شده است. میخائیل پروخوروف یک میلیاردر کارآفرین خودساخته است. والدین او اخلاق کاری قوی و عشق به یادگیری و علاقه به ورزش را در وجود او القا کرده بودند. این ویژگی‌ها به میزان زیادی در کار حرفه‌ای او به وی کمک کرده‌اند. وی از سال 1989 تا 1992 در جایگاه مدیریت بانک بین‌المللی همکاری‌های اقتصادی مشغول به کار شد. او سپس برای مدت کوتاهی رییس هیات‌مدیره شرکت مدیریت مالی بین‌المللی (MFK بود). پروخوروف در سال 1993 و در سن 28 سالگی، در دوره خصوصی‌سازی گسترده صنایع دولتی پس از فروپاشی کمونیسم، (به همراه شریکش ولادیمیر پوتانین) خرید شرکت نوریلسک نیکل (یک شرکت استخراج و ذوب نیکل، پالادیوم و دیگر فلزات) را توسط بانک اونکسیم (که از سال 1993 رییس هیات‌مدیره آن بوده است) مهندسی و هدایت کرد.
پروخوروف به خاطر تبدیل نوریلسک از یک شرکت ناکارآمد به یکی از بزرگ‌ترین و سودآورترین شرکت‌های منابع طبیعی دنیا، شهرت دارد و مورد احترام قرار می‌گیرد. وی پس از فروش سرمایه‌های نامرتبط به استخراج شرکت، به سمت مدرنیزه کردن این کسب و کار گران و پیچیده که نیاز به کشتی‌های یخ‌شکن برای انتقال فلزات روی دریاهای شمالی و یخ‌زده، داشت، شروع به حرکت کرد. پروخوروف برای این کار روی یک کشتی فنلاندی جدید و نوآورانه که احتیاج به یخ‌شکن نداشت سرمایه‌گذاری کرد.
دفتر مرکزی نوریلسک در شهر سیبریان واقع است. در این منطقه شرایط محیطی و نیروی کار بسیار نامناسب است و آلودگی همچنان یک مساله مهم این منطقه است. پروخوروف سرمایه‌گذاری زیادی برای کنترل آلودگی انجام داده است. ...

ادامه مطلب
نوشته شده: دوشنبه 10 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

بزرگ‌ترین کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای در دنیا

بزرگ‌ترین کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای در دنیا

کوشان غلامی
در سال 1971 دو معلم به نام های «جری بالدوین» و «زو سیگل» با همکاری نویسنده‌ای به نام گوردون بوکر، یک کافی‌شاپ با نام استارباکس در Pike Place شهر سیاتل تاسیس کردند.


نام این شرکت از شخصیت استارباکس، یکی از شخصیت‌های «موبی دیک»، رمان معروف هرمان ملویل، گرفته شده بود و نشان استارباکس یک پری دریایی با دو دم را نشان می‌داد. مشوق این سه نفر در راه‌اندازی مکان فوق که در آن قهوه خام و تجهیزات مختلف مرتبط با آن به فروش می‌رسید، شخصی به نام «آلفرد پیت» بود.
در سال 1982 هووارد شولتز (Howard Schultz) با پیشنهاد فروش قهوه و اسپرسو نوشیدنی، در کنار قهوه خام، به جمع شرکا پیوست. در آن زمان عقیده عمومی بر این امر استوار بود که قهوه باید تنها در منازل افراد تهیه شود، بنابراین سه شریک دیگر (که معتقد بودند ورود به عرصه فروش نوشیدنی، باعث انحراف مسیر و مانع از رسیدن به هدف مورد نظر خواهد شد) پیشنهاد شولتز را نپذیرفتند.
پس از آن در سال 1985، شولتز به تنهایی یک سری کافی‌شاپ زنجیره‌ای تحت نام «ایل جیورناله» را تاسیس نمود. با این کار او آن قدر ثروتمند شد که توانست در سال 1987 حق امتیاز فروشگاه‌های استارباکس را به مبلغ 4 میلیون دلار بخرد. شولتز به سرعت از این حق امتیاز در کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای خود استفاده کرد و به گسترش کافی‌شاپ استارباکس در کشورهای مختلف همت گماشت.
اولین کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای استارباکس در همان سال، در شیکاگو و نیز شهر ونکوور کانادا تاسیس شدند و به تدریج استارباکس به یک امپراتوری در نام‌های تجاری تبدیل شد. در سال 1988 در 11 فروشگاه آن حدود 100 نفر کار می‌کردند و شعبه‌ها به سرعت در حال گسترش بود. در سال 1996 اولین کافی‌شاپ استارباکس خارج از آمریکای شمالی در شهر توکیو راه‌اندازی شد. در سال 1998 فروشگاه‌های این شرکت در کشور انگلستان نیز با استقبال فراوان روبه‌رو شد. در ماه آوریل سال 2003، قهوه‌های استارباکس به عنوان بهترین قهوه در سیاتل انتخاب شد و تعداد شعباتش در سراسر جهان به 6400 رسید.
استارباکس توانست به صورت آن مفهومی در آید که شولتز «مکان سوم» می‌نامید؛ یعنی محلی که بین محل کار و منزل واقع است و برای دیدن دوستان و گذراندن زمان تنهایی به آنجا می‌روید. در واقع تفاوت استارباکس با کافی‌شاپ‌ها و رستوران‌های دیگر این بود که مکان اجتماعی و محل معاشرت مردم بود و این تجربه حضور در استارباکس بود که برای آنها جذابیت داشت. این تجربه شامل موسیقی‌ها و نمایش‌های رومانس و زمان فراغتی که برای آنها فراهم شده بود نیز می‌شد. عمده شهرت کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای استارباکس، منوی اختصاصی آنها بود که در آن تنوع قهوه‌ها بسیار زیاد بود. در نتیجه به منظور آسان‌تر شدن انتخاب نوع و طعم قهوه برای مشتریان و همچنین امکان تست ترکیبات مختلف، منوها به صورت هفتگی تغییر می‌کرد.

ادامه مطلب
نوشته شده: شنبه 8 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

درگذشت پدر خودپرداز بانکها

جان شفرد بارون که در سال 1967 اولین ماشین خودپرداز پول برای بانک ها را در لندن اختراع کرد در سن 84 سالگی درگذشت.
  ------------------------------------------

به گزارش خبرگزاری مهر، جان شفرد بارون در سن 84 سالگی و پس از یک بیماری در اسکاتلند در گذشت. وی مخترع دستگاههای خودپرداز پول (ATM) است که در انگلیس به آن "بانکومت" می گویند.

اولین باجه خودکار پول که cash machine (ماشین تحویلدار پول) نام داشت در شرکت انگلیسی "دو لا رو" توسعه داده شد و در 27 ژوئن 1967 در بانک "بارکلایز" در "انفیلد تاون" واقع در شمال لندن نصب شد.

شفرد بارون بارها تعریف کرده بود که ایده ساخت خودپرداز زمانی که در وان حمام محل زندگی خود نشسته بود به ذهنش خطور کرد.

پدر دستگاههای عابربانک در این خصوص گفته بود: "می خواستم روشی را پیدا کنم که به کمک آن بتوانم پولم را در سراسر انگلیس و دنیا جابجا کنم. ناگهان به یاد دستگاههای توزیع کننده خودکار شکلات افتادم و به بانک بارکلایز پیشنهاد ساخت دستگاهی شبیه به آن را برای اسکناس دادم و آنها فورا با من یک قرارداد امضا کردند."

درگذشت پدر خودپرداز بانکها

در آن زمان هنوز کارتهای پلاستیکی تراشه دار وجود نداشتند و بنابراین اولین دستگاه خودپرداز بانک، نوعی از قبضهای ویژه را قبول می کرد. این قبضهای کاغذی دارای علائم ویژه ای مجهز به شماره شناسایی کاربر بودند.

به اعتقاد کارشناسان امور بانکداری الکترونیک ابزاری که شفرد اختراع کرد می تواند در آینده ای نه چندان دور تا 99 درصد از فعالیتهای بانکی را ارائه دهد و شهروندان سراسر دنیا با این ابزار می توانند بدون نیاز به اتلاف وقت در صف های بانک در کمترین زمان و حتی بدون اینکه از خودروی خود پیاده شوند به امور بانکی خود بپردازند.

پدر دستگاهی که توانست مفهوم مبادلات بانکی را تغییر دهد در 23 ژوئن 1925 در اسکاتلند متولد و در 20 می 2010 در زادگاه خود درگذشت.

نوشته شده: پنجشنبه 6 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

جهت عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید

استفاده از مطالب این وب سایت تنها با ذكر نام "بچه های آتش"بلامانع می باشد