تبلیغات
Click here to make Firefighter your default homepage!
اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
وب سایت بچه‌های آتش
بچه های آتش - مطالب پرسشهای نو

خطای حذف یارانه‌ 3 دهک

مسئله پرداخت یارانه‌ها و حذف سه دهک از دو منظر قابل بررسی است؛ نخست، واقعیت موجود و عینی و دوم به لحاظ اصولی. به لحاظ اصولی، تصور می‌شود حذف گروه‌های گوناگون اجتماعی از دریافت یارانه نفت به هر حال نادرست است. چراکه نفت یک میراث و ثروت ملی است و نه درآمد دولت و از آنجا که هنگام تقسیم ثروت، تبعیضی قائل نمی‌شوند و اینکه چه کسی داراست یا ندار تفاوتی نمی‌کند فکر می‌کنم به لحاظ اصولی و منطقی اینکه دهک‌هایی را از این ثروت محروم کنیم، مشکل دارد. کاملا موافقم که این ثروت را به قیمت روز دراختیار مردم بگذاریم و اگر کسی بیشتر مصرف کرد، پول بیشتری دهد ولی تقسیم یارانه باید مساوی باشد

 

در واقع با این نگاه مخالفم که از طرفی جوری قیمت‌ها را ارزان کنیم تا برای مثال در مورد حامل‌های انرژی هرکس ثروتمندتر است در خفا یارانه بیشتری بگیرد ولی در عمل و آشکار یارانه 30 درصد را حذف کنیم. کسی که اکنون 3 خودرو دارد از کسی که دارای 2 خودرو است، بیشتر یارانه انرژی مصرف می‌کند و کسی که 2 خودرو دارد از آنکه از یک خودرو بهره‌مند است، از یارانه انرژی بیشتر استفاده کرده و همین‌طور کسی که یک خودرو دارد از کسی که اصلا خودرویی ندارد، بیشتر انرژی مصرف می‌کند و افرادی که از ارز دولتی 2500 تومان بهره‌مندند از افرادی که بهره‌مند نیستند، بیشتر یارانه استفاده می‌کنند. بنابراین چه اشکالی دارد که یارانه را به همه مساوی دهیم؟

 

چنانچه اصول و منطق هم همین را می‌گوید. در عین حال و درعوض تمام قیمت‌ها را یکسان کنیم و همه یارانه‌های پنهان را حذف کنیم و اجازه دهیم هرکس که بیشتر مصرف کرد، پول بیشتری دهد. درحال حاضر وضعیت مخدوشی در پرداخت یارانه‌ها داریم به‌نحوی که تقریبا معلوم نیست هر فردی چقدر از ثروت ملی بهره‌مند است ولی در عین حال با تصمیم حذف 3 دهک به بدترشدن این شرایط دامن می‌زنیم یعنی به این آشفتگی که هیچ‌کس نمی‌داند میزان بهره‌مندی حقیقی و حقوقی افراد و گرو‌ه‌های اجتماعی به چه میزان است


به لحاظ عملیاتی در عین حال که می‌بینیم میراثی از دولت دهم و نهم به دولت فعلی رسیده که مدیریتش بسیار سخت است و ممکن است هزارمیلیارد تومان کسری ماهانه‌ به بار بیاورد اما شاید در کوتاه‌مدت چاره‌ای جز حذف دهک‌های پردرآمد نباشد. درعین حال واقعیت دیگر اینکه شناسایی دقیق این دهک‌ها کار سختی است چنانچه حتی در کشورهای غربی و در کشورهایی که سازمان و نظام آماری دقیقی دارند نیز مرز بین دهک‌ها کاملا نامشخص و مخدوش است و چندان روشن نیست. به‌همین دلیل از نظر اجرایی نیز تردید دارم که این موضوع قابل اجرا باشد. با این حال به نظرمی‌رسد دولت چاره‌ای ندارد

 

راه‌حل بهتر که می‌توان پیشنهاد داد اینکه یارانه هیچ‌یک از گروه‌های اجتماعی را حذف نکنیم اما در عین حال قیمت حامل‌های انرژی و نفت را تا جایی که امکان دارد به قیمت یکسان و جهانی نزدیک کنیم، یعنی هم ارز حاصل از صادرات نفت و هم خود فرآورده‌هایی که در داخل توزیع می‌شود. اجرایی کردن این پیشنهاد هزار بار به عدالت و آنچه تاکنون اجرا شده، نزدیک‌تر است. از منظر اقتصاد سیاسی نیز مخالف حذف برخی دهک‌ها هستم چون به اختلاف طبقاتی دامن زده بدون اینکه فایده‌ای داشته باشد

 

لذا دولت را به خویشتنداری بیشتر و دقت عمل در این مورد دعوت کرده و پیشنهاد می‌دهم قیمت حامل‌های انرژی در داخل و همین‌طور قیمت دلار و ارز حاصل از صادرات نفت را هرچه ممکن است به قیمت جهانی نزدیک کنیم و درآمد حاصله را بین همه ایرانیان توزیع کنیم که این به عدالت ‌خیلی نزدیک‌تر است.

 

منبع: انتخاب

نوشته شده: چهارشنبه 8 آبان 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

بیایید جلوی تجربه‌های تلخ را بگیریم

در حالی که پروژه گازرسانی شهر آبپخش در حال انجام است و بسیاری از قسمت های شهر گاز رسانی شده و مسئولین امر و مردم خوشحال هستند؛ در این نوشتار دیدگاهی متفاوت را مطرح خواهیم کرد. البته این موضوع تنها مربوط به شهر آبپخش نیست، که تمام استان و حتی خیلی از نقاط کشورمان را در بر می‌گیرد. هرچند این نگاه شاید بدبینانه به نظر برسد اما گفته‌اند که: "آدم خوش بین هواپیما می‌سازد و آدم بدبین چترنجات!!!". امید که این نوشتار چتر نجاتی باشد برای پیشگیری از حوادث دلخراش.

قبل از حادثه میخواهم هشدار دهم و اعلام دارم خطرهای بزرگی در کمین است که خدایی ناکرده می‌تواند به فاجعه منجر شود اگر که قبل از وقوع امکانات لازم را فراهم نکرده باشیم.

با توجه به اینکه بنده خود آتش نشان هستم و در این ارتباط مشغول به تحصیل؛ برای آشنایی بیشتر به آتش نشانی شهرمان سر زدم. واقعا جای تاسف بود. شهری با بیش از 20 هزار نفر جمعیت تنها 4 آتش نشان دارد. این بندگان خدا دوره آموزش لازم را برای کاری که انجام می‌دهند طی نکرده‌اند، امکانات لازم را ندارند و اصلا از ابتدایی ترین لوازم یک آتش نشان که لباس مخصوص می‌باشد و اول جان خودشان را حفظ می‌کند محرومند. اما افسوس که خاموش کننده و لباس هم ندارند چه رسد به دستگاه تنفسی و خودروی لازم برای اطفاء حریق و کپسول خاموش کننده و فوم ....

این عزیزان درحالی جان خود را به خطر می‌اندازند که نه آموزش کافی را دیده اند و نه تعدادشان به اندازه کافی است و نه امکانات دارند. پس نباید که انتظاری هم داشته باشیم و نباید به آنها ایراد گرفت.

جالب است بدانید که رئیس ایستگاه گزارش می‌داد که سال قبل 40 حادثه داشته‌اند ولی تنها در 6 ماه امسال بالغ بر 60 حادثه گزارش شده است.

حال خودتان قضاوت کنید با این گازرسانی که صورت گرفته و عدم آشنایی مردم با این انرژی مفید ولی کاملا خطرناک اگر خدایی ناکرده حادثه ای اتفاق بیفتد چه خواهد شد.

از دیگر موارد قابل ذکر گسترش سریع شهر و حتی وجود ساختمانهای طبقاتی، وجود نخلستانهای اطراف شهر، ایجاد شرکت‌های کوچک و بزرگ و اماکن عمومی در اطراف و داخل شهر و همین گازرسانی اخیر  نیز می‌باشد که هر کدام خطرات بالقوه‌ای هستند که می‌توانند یک فاجعه را به همراه داشته باشند.

با تمام این اوصاف باید به فکر آموزش مردم، ایجاد امکانات ایمنی لازم در ساختمانهای عمومی و طبقاتی و ادارات، گسترش سطح توانایی و امکانات آتش نشانی بود. اما این تغییرات قطعا بار مالی فراوانی دارد که از طریق شهرداری، بخشداری و حتی شرکت گاز شهری (به دلیل مرتبط بودن با گاز شهری) و اداره جهاد کشاورزی (به دلیل وجود باغات اطراف شهر)‌ و دیگر نهادهای مسئول و افراد خیر قابل تامین است.

امید که حادثه‌ای رخ ندهد، و مسئولین نیز قبل از وقوع حادثه تمهیدات لازم را اندیشیده، و امکانات لازم را برای مقابله با خطر فراهم کرده باشند.

باشد که از تجربه‌های تلخ دیگران درس بگیریم و خود حوادث تلخ را تجربه نکنیم.

وبلاگ بچه‌های آتش

"عصا"

نوشته شده: جمعه 16 دی 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

این بار حمله خودی‌ها به خلیج فارس

زمستان 83 بود. برای مصاحبه استخدامی شرکت گاز به عسلویه می‌رفتم. هوای بهاری جنوب بسیار زیبا بود جاده از زیر ردای نیلگون خلیج فارس می‌گذشت، به فاصله‌ای 40 -50 متری، تپه‌ها‌ و کوههای نه چندان بلند زاگرس، قد کشیده بودند. موج‌های مغرور خلیج فارس نغمه خوانی می‌کرد و بر زیبایی جاده ساحلی می‌افزود. باورم نمی‌شد چنین منظره‌ای در استان من باشد و من در حسرت جاده‌های ساحلی اروپا باشم. به رویا می‌مانست.

وقتی این رویا به حقیقت پیوست که بعد از مصاحبه به سمت جنگل‌های حرا رفتم. جنگلی سرسبر در دل دریایی بیکران. ساحل‌های بکر نای‌بند و رقص فرشتگان خجالتی (ماهی آنجل خجالتی- گرین راس و...) در این ساحل.

همه اینها رویایی بود نوید بخش زنده بودن و زنده ماندن خیلج فارس.

من استخدام شدم تا شاهد زیبایی‌های کشورم باشم. صنعت و طبیعت در جوار هم. شاکر خدا بودم از این نعمت؛ همه‌اش احساس می‌کردم که حتما این پاداشی است از برای کار خیری که کرده‌ام و خود غافلم. اما افسوس من بیخبر بودم. این آرامشی بود قبل از طوفان. من آمده بودم تا شاهد جنایتی باشم از سوی خودی‌ها. از سوی مسئولین کشورم. در این بین فریاد سکوت مسئولین استانی این غم را فاجعه بار می‌کرد. باید کاری کرد. هر چند دستم به جایی بند نیست. لیکن فریاد میزنم. داد میکشم شاید گوشی شنوا بیابم. شاید شاید بتوانم خلیج فارس مان را نجات دهم این بار نه از دست اجنبی ها که خودی‌ها نه از باب تغییر نام زیبایش که از باب تجاوز به سواحلش به زیبایی وجودش به زنده بودنش و...

نوشته شده: شنبه 10 اردیبهشت 1390    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

√ باز هم غزه

ما هم حرف دوستمان را تکرار میکنیم که:

سکوت تقریبی وبلاگ نویسان در مورد غزه چرا ؟!!! دوستانی میگویند ما در مملکت خودمان کم مشکل نداریم به ما چه ربطی داره ! مشکلات ما در مملکت و گرفتاری های شخصی باید دید ما را بر روی حقایقی که کمی اون طرف تر برای (انسان) هایی بی دفاع پیش می آد ببنده ؟

به نقل از: وب سایت یک بلاگ

نوشته شده: یکشنبه 24 آبان 1388    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

وقت اضافه برای خدا

لطفا تا آخرش بخونید

·   چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

·   چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

·   چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره!

·   چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

·   چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

·   چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه !

·   چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

·   چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

·   چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می کنیم!

·   چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

·   چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!

·   خنده داره اینطور نیست؟

·   دارید می خندید ؟

·   دارید فکر می کنید؟

·   این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست.

·   آیا این خنده دار نیست که وقتی می خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی ها را از لیست خود پاک می کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

·   این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره

نوشته شده: یکشنبه 20 اردیبهشت 1388    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

مولانا که بود؟

مولانا که بود؟ مثنوی چه می گوید؟ آیا ما بزرگان شعر و ادب این مملکت را می شناسیم آیا ما به بزرگانمان افتخار می کنیم؟ چرا مولوی با نام ترکیه در جهان شناخته شده است؟ چرا ما شمس را نمی شناسیم؟ اشعار مولوی را نشنیده ایم ؟ مشکل از کیست؟....

منتظر نظرات قشنگتان هستیم.

نوشته شده: سه شنبه 23 مرداد 1386    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

جان انسانها

آیا جان انسانها در ایران زمین ارزش دارد؟ اگه جواب مثبت است پس چرا ما با واژه ای به نام ایمنی بیگانه هستیم؟ ایمنی چیست ؟ پیشگیری یعنی چه؟ چرا کار را بر نیروی کاری ارجعیت می دهیم؟ مگر بزرگترین نیرو و سرمایه یک شرکت یا کارخانه کارکنان آن نمی باشد؟ مگر اسلام ما نمی گوید هر کس یک نفر را نجات دهد گویی تمام مردم جهان را نجات داده. پس چرا ما به جان انسانها بهاء نمی دهیم و رفاه آنها را در نظر نداریم؟..

 منتظر نظرات قشنگتان هستم؟ 

نوشته شده: سه شنبه 23 مرداد 1386    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

جهت عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید

استفاده از مطالب این وب سایت تنها با ذكر نام "بچه های آتش"بلامانع می باشد