تبلیغات
Click here to make Firefighter your default homepage!
اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
وب سایت بچه‌های آتش
بچه های آتش - مطالب ابر خط سیر

زندگی نامه دکتر علی شریعتی

در یکی از روزهای سال ۱۳۱۲ در خانواده محمد تقی شریعتی مرد دین و خدا، آموزگاری خردمند و انسانی پارسا و کوشا نوزادی چشم به جهان گشود.

پدرش با ارادت خاصی که به پیشوای  بزرگ شیعیان و ابرمرد دنیای اسلام داشت، او را” علی” نام نهاد. علی دوران کودکی را پشت سر گذاشت و راهی دبستان شد. شش سال بعد به دبیرستان فردوسی رفت و سپس دانشسرای مقدماتی را در مشهد به پایان برد. همه آنهائی که علی را از نزدیک میشناختند بدین واقعیت اعتراف دارند که میان علی جوان ۱۹ ساله با دیگر جوانان هم سن و سالش تفاوتی قابل درک وجود داشت. علی بر خلاف دیگر جوانان علم و آگاهیش به آموخته هایش در دوره دبیرستان و دانشسرا محدود نمی شد، وی با شوقی بسیار در محضر پدر فاضلش به کسب علم واقعی پرداخته و در آن سن وسال به آگاهی های چشمگیر دست یافته بود که تحصیلات درسی اش اعتبار چندانی در برابر آن آموخته ها نداشت.

وی با پایان کار دانشسرا به آموزگاری پرداخت و به کلاس درس قدم گذارد و به کاری پرداخت که در تمامی دوران زندگی کوتاهش سخت به آن شوق داشت و با ایمانی خالص با تمامی وجودش آنرا دنبال کرد.

شریعتی در سال ۱۳۳۴ به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشکده مشهد وارد گشت ورشته ادبیات فارسی را برگزید.

سال ۱۳۳۵ سالی است که با آن مرحله خاصی در زندگی علی آغاز می شود. در این سال علی همسری برمی گزیند و با یکی از همکلاسان خود بنام، پوران شریعت رضوی ازدواج می کند. علی ازآن تاریخ با بهره مند بودن از صمیمیت فداکاری، گذشت و جنبه های انسانی همسرش، دغدغه خاطری از بابت زندگی خانوادگی نداشت تا جائی که عمده بارمسئولیت زندگی بر دوش همسر فداکارش بود.

شریعتی در طول مدت تحصیل در دانشکده ادبیات با علاقه ای خاص به کار تحقیق و پژوهش در زمینه های مختلف پرداخت و دست به انتشار آثاری چون، ترجمه ابوذرغفاری، ترجمه نیایش اثرالکسیس کارل و یک رشته مقاله های تحقیقی در این زمینه همت گماشت. این همه معرف خصوصیات روحی و جهت فکری ودقت و ارزش کارهای تحقیقاتی جوانی بود که هیچگاه از تفکر، خلق و آفرینش بازنایستاد.

سفر به دیار غرب:

شریعتی در سال ۱۳۳۷ پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی چون شاگرد اول رشته شده بود، برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد.

نوشته شده: چهارشنبه 17 شهریور 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

بزرگ‌ترین کتاب فروشی دنیا

در روز 12 ژانویه 1964، جف بزوس پسر بزرگ میگوئل بزوس مدیر کمپانی «Exxon» به دنیا آمد. او از همان دوران کودکی نبوغ ویژه‌ای برای انجام کارهای خارق‌العاده و نو داشت.

پدربزرگش که تاثیر زیادی بر جف داشت، آینده درخشانی را برای او تصور می‌کرد، تا حدی که او تصمیم گرفت در آینده یک فضانورد یا یک فیزیکدان معروف شود که البته توان و استعداد خوبی هم در این زمینه از خود نشان داده بود.
او در دوران نوجوانی، با استفاده از یک جعبه مکعبی کوچک که تمامی اضلاع آن را آینه تشکیل می‌داد، یک مکعب بی‌انتها ساخت که این ابتکار او در آن سن و سال جالب توجه بود. همچنین در هنگام از کار افتادن آسیاب بادی مزرعه پدربزرگ، جف در اغلب موارد به راحتی آن را تعمیر می‌کرد.
او با هوش و استعداد بی‌نظیرش به عنوان شاگرد اول دبیرستان برگزیده و در رشته مهندسی برق و کامپیوتر مشغول به تحصیل شد. وی پس از فارغ‌التحصیلی در شرکت‌های «فیتل»، «بنکرز تراست» و «شاو» مشغول به کار شد.
او که تخصص ویژه‌ای در کامپیوتر داشت، با پدیدار شدن تجارت الکترونیک تصمیم گرفت تا از تخصص خود در این تجارت استفاده نماید. از این رو همراه همسرش مکنزی (Mackenzie) که یک رمان نویس بود و علاقه فراوانی به مطالعه کتب گوناگون داشت، سایت Amazon.com را بنا کرد. در ابتدا قصد آنها ساخت یک فروشگاه اینترنتی بود که کاربران یا شرکت‌ها بتوانند کتب و محصولات فرهنگی خود را از طریق آن به فروش برسانند. نام آمازون از رودخانه آمازون در آمریکای جنوبی گرفته شده بود.
آمازون در سال 1994 تاسیس شد و در 1995 به عنوان یک کتاب‌فروشی آنلاین شروع به کار کرد. جف دریافته بود که اینترنت با رشد سالانه‌ای تقریبا برابر 200 درصد در حال توسعه است. با این حساب ساده وی درهای مجازی کتابفروشی آمازون را در سال بعد به روی 13 میلیون مشتری از 160 کشور دنیا باز نمود.
بعد از مدتی آمازون محصولات دیگر کامپیوتری، وسایل الکترونیک، وسایل منزل، مواد غذایی و اسباب‌بازی را نیز به فروشگاه خود اضافه کرد. از سال 2000 لوگوی رسمی آن که نماد رضایت مشتریان از خرید خود بود، شکل گرفت. این لوگو یک پیکان کشیده شده از حرف a تاz به شکل یک لبخند بود و همچنین آرشیو کامل آمازون از انواع کتاب‌ها را بیان می‌کرد.

ادامه مطلب
نوشته شده: شنبه 26 تیر 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

سامسونگ؛ از فروش سبزیجات تا تولید LCD

در سال 1938 «لی بیونگ چول» کره‌ای، یك شركت بازرگانی به نام سامسونگ با چهل نفر کارمند تاسیس کرد که بیشترین حجم كاری آن بر صادرات ماهی و میوه و سبزیجات به چین اختصاص داشت.

بعد از یک دهه سامسونگ آسیاب‌های آرد و محصولات شیرینی‌پزی تولید می‌كرد و بعد از آن با رشدی بسیار سریع با مشاركت عده بیشتری اداره گردید و به یكی از 10 شركت بزرگ كره تبدیل شد.
از سال 1958 سامسونگ رو به ترقی، شروع به گسترش به صنایع دیگر از قبیل كشتی‌سازی، تولید مواد شیمیایی، رسانه، امور مالی و حسابداری كرد. در سال 1969 شركت سامسونگ الكترونیك در گروه سامسونگ متولد شد و کار اصلی آن تولید لوازم الکترونیکی از قبیل تلویزیون، ماشین حساب، یخچال، کولر و ماشین لباسشویی بود. سامسونگ در زبان كره‌ای به معنای «سه ستاره» می‌باشد. این شركت در دهه 1970با سرمایه‌گذاری در صنایع سنگین، صنایع شیمیایی و پتروشیمی و ساخت كشتی، راه صنعتی شدن را در پیش گرفت.
در 1973 دومین برنامه پنج‌ساله مدیریت اعلام و گذار از مرحله ساخت مواد اولیه به محصول نهایی به‌عنوان هدف اصلی شركت اعلام گردید. دهه 1970 دهه توسعه شركت سامسونگ بود و شركت‌های صنایع سنگین، پتروشیمی، كشتی‌سازی و صنایع دقیق سامسونگ تاسیس و اولین صادرات صنایع الكترونیك از سوی سامسونگ الكترونیك صورت گرفت. محصولات این شركت در دهه 1980 توانست به بازارهای جهانی راه یابد.
«لی كان هی» سومین پسر «لی بیونگ چول» (بنیانگذار گروه) در سال 1978 نایب‌رییس سامسونگ شد و در سال 1987 با مرگ پدر، جانشین او گردید. وی یك سال بعد برنامه انقلاب دوم سامسونگ را در شركت به راه انداخت. این برنامه مشتمل بر تجدید ساختار كسب و كار قدیمی و تبدیل شدن شركت به یكی از پنج شركت برتر الكترونیك و یكی از شركت‌های برتر در دنیا در قرن بیست‌و یكم بود. او به خوبی شركت را در عصر دیجیتال به پیش می‌برد. در سال ۱۹۸۱، شرکت بیش از ۱۰ میلیون تلویزیون سیاه و سفید تولید کرد و در سال ۱۹۸۸ با شرکت نیمه‌هادی و ارتباطات سامسونگ ترکیب شد.

ادامه مطلب
نوشته شده: شنبه 19 تیر 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

فندکی که هیچ گاه با وزش باد خاموش نشد

کوشان غلامی
سال‌ها قبل، فندک به عنوان وسیله‌ای قابل حمل‌ونقل برای روشن کردن آتش، جای خود را در میان مردم جهان باز کرد و مردم آن را به رسمیت می‌شناختند. وسیله‌ای که راحت‌تر از سنگ چخماق و کبریت، به کار مردمانی می‌آمد که محتاج آتش بودند. تنها مشکل فندک‌ها این بود که همانند کبریت، با وزش باد خاموش می‌شدند.


جورج بلیزدل (George G. Blaisdell) تصمیم گرفت فندک ضدبادی طراحی کند که هم ظاهری زیبا داشته باشد و هم استفاده آسان. وی در سال 1932 با الهام گرفتن از یک فندک مشابه اتریشی، نخستین فندک زیپو را در پنسیلوانیا تولید کرد و آن را به قیمت یک دلار و 95 سنت فروخت. او نام زیپو را به این دلیل برای این فندک انتخاب کرد که از صدای کلمه «زیپ» خوشش می‌آمد و «زیپو» صدای مدرن‌تری داشت.
زیپو با بنزین مخصوص به خود روشن می‌شد و برای روشن کردن آن فقط کافی بود یک بار فتیله‌اش آتش بگیرد. فندک که روشن می‌شد،‌ دیگر نیازی به نگه ‌داشتن چیزی وجود نداشت. فتیله ‌از بنزین مخصوص زیپو تغذیه می‌کرد و روشن می‌ماند.
طراحی و تزئینات زیپو، یکی از خصوصیاتی بود که این فندک را از سایر نمونه‌های خود متمایز کرد. اولین نشانه‌های توجه سازندگان زیپو به طراحی در فندک، در سال 1935 نمایان شد. در این سال بود که قطعه‌های تزئینی آهنی به آن اضافه شد تا زیباتر و خاص‌تر باشد. یکی از خصوصیات زیپو این است که همه فندک‌هایش، یک شماره اختصاصی دارند. اولین زیپویی که با شماره مخصوص تولید شد، در سال 1936 به بازار آمد. شماره این زیپو 2032695 بود. این کدگذاری در طول سالیان تغییر کرد و حتی به جایی رسید که روز و سال تولید آن نیز با کدهایی قابل فهمیدن بود. زیپو روی فندک‌هایی که زندانیان آن را تولید کرده‌اند، کدگذاری‌هایی کرد که نشان دهد این فندک را آنها ساخته‌اند. حتی نوع جرم و طول مدت زندانی بودن سازنده هر کدام از این فندک‌ها نیز با این کدها مشخص می‌شد.

ادامه مطلب
نوشته شده: دوشنبه 7 تیر 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

راز موفقیت پرفروش‌ترین شرکت دنیا

كوشان غلامی
سام والتون در سال ۱۹۱۸ در اکلاهما به دنیا آمد و تا 5 سالگی در مزرعه پدرش کار می‌کرد. پس از آن به دلیل مخارج زندگی، آنها مزرعه را رها کردند و برای تجارت به شهرهای مختلف رفتند.


سام از همان کودکی مهمان‌نواز بود و بعدها نیز همین مهمان‌نوازی در مقابل مشتریان او را موفق کرد. در اوت ۱۹۴۵ او پس از مرخص شدن از ارتش، امتیاز فروشگاه «بن فرانکلین» در نیوپورت آرکانزاس را خریداری و یک ماه بعد آن را افتتاح کرد. در طول دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰، والتون ۱۵ شعبه دیگر بر تعداد فروشگاه‌های خود افزود. وی در زمستان ۱۹۶۲ در جلسه هیات مدیره پیشنهاد کرد که کالاها در فروشگاه‌ها با تخفیف به فروش برسند؛ ولی هیات‌مدیره نظر او را نپذیرفت.
والتون و برادرش در سال ۱۹۶۲ اولین فروشگاه با تخفیف را به صورتی ساده و سنتی در شهر آرکانزاس افتتاح کردند. در آن سال هیچ کس نمی‌توانست تصور کند خرده‌فروشی بتواند چنان رونقی داشته باشد که دست یافتن به آن برای دیگر کسب و کارها یک رویا به حساب آید؛ اما همت والای والتون بزرگ‌ترین خرده‌فروشی قرن را بنیان نهاد و نشان داد که آنچه انسان بخواهد، محقق خواهدشد. آنها دومین فروشگاه را در ۱۹۶۶ در شهر‌هاریسون افتتاح و در ۳۱ اکتبر ۱۹۶۹ آن را به وال-مارت تبدیل کردند.
در سال ۱۹۷۰ والتون اولین مرکز توزیع کالا و همچنین اداره مرکزی آن را به وسعت ۷۲ هزار فوت مربع احداث و از سال ۱۹۷۲ طرح سهیم کردن کارکنان در سود سالانه کمپانی را اجرا کرد. مثلا یک صندوقدار که ساعتی 11 دلار دستمزد می‌گرفت بعد از ۲۴ سال ۲۲۰ هزار دلار سهم از سود دریافت می‌کرد. فلسفه تجاری والتون در مدیریت این بود که یک محیط صمیمی در هر فروشگاه ایجاد کند و تاکید داشت که داشتن آرامش روحی هنگام کار خیلی مهم بوده و رضایت شغلی را سبب می‌شود. بدین ترتیب در هر کارمندی این احساس به وجود می‌آمد که وال-مارت واقعا متعلق به او است.
در طول سال‌های توسعه، والتون ضمن سرکشی به فروشگاه‌های خود، ‌توجه جدی به رقبا داشت و دنبال ایده‌های جدید در بیشتر کردن میزان فروش با قیمت‌های مناسب بود. او بدون رویارویی با فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ نظیر پنی، سیرز یا غولی به نام کی-مارت تمام تلاش خود را صرف توسعه در شهرهای کوچکی کرد که دارای پتانسیل زیاد بوده و در آنها برای رقبای دیگر صرفه رقابتی وجود نداشت. رشد وال-مارت شتاب گرفت و در پایان سال ۱۹۷۵ والتون ۱۰۴ فروشگاه با حدود ۶۰۰۰ کارمند و فروش سالانه ۲۳۶ میلیون دلار را تاسیس کرده بود.

ادامه مطلب
نوشته شده: دوشنبه 31 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

احیای یک مارک ورشکسته

کوشان غلامی
در 24 مارس سال 1951، در شهر کوچک المیرا در ایالت نیویورک پسری به نام تامی هیلفایگر متولد شد. او در یک خانواده روسی کاتولیک بزرگ شد. تامی دومین فرزند از نه فرزند خانواده بود و از سنین جوانی به مد و لباس علاقه داشت و می‌دانست که در آینده در این زمینه کار خواهد کرد.


تامی استعدادی ذاتی در مد و تجارت داشت و همان‌طور که به تحصیل ادامه می‌داد، در سال 1969 هنگامی که 18 ساله بود، تصمیم گرفت تا فروشگاه لباس کوچکی را افتتاح کند. او کار خود را با 150 دلار آغاز کرد و اولین محصولاتش 20 جفت شلوار جین بودند. تامی ظاهرا از همان سنین جوانی حس و درک تجاری ذاتی بسیار خوبی داشت.
تامی همیشه با هدف کالایی برای مردم کار می‌کرد (همان چیزی که در آگهی‌های بعد او دیده می‌شود). او فروشگاهی با نام «مکانی برای مردم» را در شمال ایالت نیویورک افتتاح کرد که بیشتر نوجوانان از آن استقبال می‌کردند و آن مکان محلی هیجان انگیز برای آنها بود. پس از مدتی تعداد آن فروشگاه ها را به ده فروشگاه رساند.
او هر هفته به شهر نیویورك می‌رفت تا شلوارهای جین و مدل شلوارهایی را که از زیر زانو گشاد می‌شد و در شهر او وجود نداشت، تهیه کند و آنها را در فروشگاه خود به فروش برساند. مردم آن‌طور که انتظار می‌رفت، از این شیوه استقبال نکردند و هنگامی‌که هیلفایگر 25 ساله بود، فروشگاه های «مکانی برای مردم» با شکست مواجه شد، اما او پس از این عدم موفقیت، تجربه خوبی کسب کرد و در سال 1979 به همراه همسرش سوزی به شهر نیویورک سفر کرد تا شانس خود را در طراحی لباس امتحان کند.
او مدتی به‌عنوان دستیار دو طراح بزرگ و برجسته، کالوین کلین و پری الیز به آنها کمک کرد.

ادامه مطلب
نوشته شده: چهارشنبه 19 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

مردی که از راه خرید سهام میلیاردر شد

کارل سلیان ایکان، سرمایه‌گذار و سهامدار شركت‌های بزرگ، با ثروت 9 میلیارد دلار چهل و سومین فرد ثروتمند جهان و ثروتمندترین سهامدار در آمریکا است که از طریق خرید دارایی شرکت‌ها در مدیریت آنها دخالت می‌کند. کارل ایکان در 16 فوریه سال 1936 در ناحیه کویینز در شهر نیویورک آمریکا متولد شد و در آنجا رشد پیدا کرد.

وی در آنجا به دبیرستان فار راکوی رفت. پدر او یک خواننده مذهبی و مادرش معلم مدرسه بود. کارل سلیان به دانشگاه پرینستون رفت و در سال 1957 در رشته فلسفه فارغ‌التحصیل شد. وی سپس به دانشکده پزشکی دانشگاه نیویورک رفت؛ اما قبل از فارغ‌التحصیلی، تحصیل در این دانشگاه را رها کرد. او برای فراگرفتن اصول سرمایه گذاری به وال استریت رفت.

ایکان کار خود را در وال استریت در سال 1961 شروع کرد. وی در سال 1968 شرکت ایکان اند کو را که یک بنگاه اوراق بهادار بود، راه‌اندازی کرد. وی در سال 1978 شروع به در دست گرفتن کنترل برخی از شرکت‌ها کرد. او پست‌ها و جایگاه‌های اصلی یا حق کنترل بسیاری از شرکت‌ها از جمله RJR نابیسکو، TWA، تکزاکو، فیلیپس پترولیوم، وسترن یونیون، گلف اند وسترن، ویاکام، یونیرویال، دان ریور،‌ مارشال فیلد، E-II ، آمریکن کن، USX، مارول کامیکس، رولان، ایمکلان، فیرمونت هتل، کر مک گی، تایم وارنر و موتورلا را در اختیار دارد.

کارل سلیان ایکان در شركت (TWA (Trans World Airlines كه یک شرکت هواپیمایی بزرگ آمریکایی است و در سال 2001 توسط آمریکن ایرلاینز خریده شد، حق فروش بلیت‌‌ با تخفیف را دارا بود. وی توانست در جایگاه مدیر عامل TWA، این شرکت را از ورشکستگی نجات دهد؛ اما به‌رغم تزریق 100 میلیون دلار از ثروت خود در این شرکت، مجبور شد کنترل شرکت را در سال 1992 به کارکنان آن واگذار کند...

نوشته شده: یکشنبه 16 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

عشق به یادگیری، جوان روسی را میلیاردر کرد

مترجم: الهام جوادی
میخائیل پروخوروف (Mikhail Prokhorov)، جوان روسی، حتی با وجود کاهش 51 درصدی در ثروتش، هنوز با ثروت 5/9 میلیارد دلار ثروتمند‌ترین فرد روسیه است.


وی چهلمین فرد ثروتمند جهان نیز می‌باشد. میخائیل پروخوروف در 3 مه ‌سال 1965 در مسکو متولد شد. پدر او رییس دپارتمان ارتباطات بین‌الملل کمیته ورزش‌های جماهیر شوروی و مادرش یک محقق علمی بود که در موسسه مواد شیمیایی مسکو کار می‌کرد. میخائیل یک خواهر به نام ایرینا نیز دارد. شغل و زندگی حرفه‌ای پروخوروف شامل بانکداری بین‌المللی، مدیریت مالی، سرمایه‌گذاری‌های منابع طبیعی و نوآوری در تولید انرژی می‌شود.
میخائیل از موسسه مدیریت مالی مسکو فارغ‌التحصیل شده است. میخائیل پروخوروف یک میلیاردر کارآفرین خودساخته است. والدین او اخلاق کاری قوی و عشق به یادگیری و علاقه به ورزش را در وجود او القا کرده بودند. این ویژگی‌ها به میزان زیادی در کار حرفه‌ای او به وی کمک کرده‌اند. وی از سال 1989 تا 1992 در جایگاه مدیریت بانک بین‌المللی همکاری‌های اقتصادی مشغول به کار شد. او سپس برای مدت کوتاهی رییس هیات‌مدیره شرکت مدیریت مالی بین‌المللی (MFK بود). پروخوروف در سال 1993 و در سن 28 سالگی، در دوره خصوصی‌سازی گسترده صنایع دولتی پس از فروپاشی کمونیسم، (به همراه شریکش ولادیمیر پوتانین) خرید شرکت نوریلسک نیکل (یک شرکت استخراج و ذوب نیکل، پالادیوم و دیگر فلزات) را توسط بانک اونکسیم (که از سال 1993 رییس هیات‌مدیره آن بوده است) مهندسی و هدایت کرد.
پروخوروف به خاطر تبدیل نوریلسک از یک شرکت ناکارآمد به یکی از بزرگ‌ترین و سودآورترین شرکت‌های منابع طبیعی دنیا، شهرت دارد و مورد احترام قرار می‌گیرد. وی پس از فروش سرمایه‌های نامرتبط به استخراج شرکت، به سمت مدرنیزه کردن این کسب و کار گران و پیچیده که نیاز به کشتی‌های یخ‌شکن برای انتقال فلزات روی دریاهای شمالی و یخ‌زده، داشت، شروع به حرکت کرد. پروخوروف برای این کار روی یک کشتی فنلاندی جدید و نوآورانه که احتیاج به یخ‌شکن نداشت سرمایه‌گذاری کرد.
دفتر مرکزی نوریلسک در شهر سیبریان واقع است. در این منطقه شرایط محیطی و نیروی کار بسیار نامناسب است و آلودگی همچنان یک مساله مهم این منطقه است. پروخوروف سرمایه‌گذاری زیادی برای کنترل آلودگی انجام داده است. ...

ادامه مطلب
نوشته شده: دوشنبه 10 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

بزرگ‌ترین کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای در دنیا

بزرگ‌ترین کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای در دنیا

کوشان غلامی
در سال 1971 دو معلم به نام های «جری بالدوین» و «زو سیگل» با همکاری نویسنده‌ای به نام گوردون بوکر، یک کافی‌شاپ با نام استارباکس در Pike Place شهر سیاتل تاسیس کردند.


نام این شرکت از شخصیت استارباکس، یکی از شخصیت‌های «موبی دیک»، رمان معروف هرمان ملویل، گرفته شده بود و نشان استارباکس یک پری دریایی با دو دم را نشان می‌داد. مشوق این سه نفر در راه‌اندازی مکان فوق که در آن قهوه خام و تجهیزات مختلف مرتبط با آن به فروش می‌رسید، شخصی به نام «آلفرد پیت» بود.
در سال 1982 هووارد شولتز (Howard Schultz) با پیشنهاد فروش قهوه و اسپرسو نوشیدنی، در کنار قهوه خام، به جمع شرکا پیوست. در آن زمان عقیده عمومی بر این امر استوار بود که قهوه باید تنها در منازل افراد تهیه شود، بنابراین سه شریک دیگر (که معتقد بودند ورود به عرصه فروش نوشیدنی، باعث انحراف مسیر و مانع از رسیدن به هدف مورد نظر خواهد شد) پیشنهاد شولتز را نپذیرفتند.
پس از آن در سال 1985، شولتز به تنهایی یک سری کافی‌شاپ زنجیره‌ای تحت نام «ایل جیورناله» را تاسیس نمود. با این کار او آن قدر ثروتمند شد که توانست در سال 1987 حق امتیاز فروشگاه‌های استارباکس را به مبلغ 4 میلیون دلار بخرد. شولتز به سرعت از این حق امتیاز در کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای خود استفاده کرد و به گسترش کافی‌شاپ استارباکس در کشورهای مختلف همت گماشت.
اولین کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای استارباکس در همان سال، در شیکاگو و نیز شهر ونکوور کانادا تاسیس شدند و به تدریج استارباکس به یک امپراتوری در نام‌های تجاری تبدیل شد. در سال 1988 در 11 فروشگاه آن حدود 100 نفر کار می‌کردند و شعبه‌ها به سرعت در حال گسترش بود. در سال 1996 اولین کافی‌شاپ استارباکس خارج از آمریکای شمالی در شهر توکیو راه‌اندازی شد. در سال 1998 فروشگاه‌های این شرکت در کشور انگلستان نیز با استقبال فراوان روبه‌رو شد. در ماه آوریل سال 2003، قهوه‌های استارباکس به عنوان بهترین قهوه در سیاتل انتخاب شد و تعداد شعباتش در سراسر جهان به 6400 رسید.
استارباکس توانست به صورت آن مفهومی در آید که شولتز «مکان سوم» می‌نامید؛ یعنی محلی که بین محل کار و منزل واقع است و برای دیدن دوستان و گذراندن زمان تنهایی به آنجا می‌روید. در واقع تفاوت استارباکس با کافی‌شاپ‌ها و رستوران‌های دیگر این بود که مکان اجتماعی و محل معاشرت مردم بود و این تجربه حضور در استارباکس بود که برای آنها جذابیت داشت. این تجربه شامل موسیقی‌ها و نمایش‌های رومانس و زمان فراغتی که برای آنها فراهم شده بود نیز می‌شد. عمده شهرت کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای استارباکس، منوی اختصاصی آنها بود که در آن تنوع قهوه‌ها بسیار زیاد بود. در نتیجه به منظور آسان‌تر شدن انتخاب نوع و طعم قهوه برای مشتریان و همچنین امکان تست ترکیبات مختلف، منوها به صورت هفتگی تغییر می‌کرد.

ادامه مطلب
نوشته شده: شنبه 8 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

گفتگو با مدیران میلیاردر بورسی ایران !!!

از 30 نفری که در این لیست نام برده شده است ، هر کدام از شهری و با شروع از صنعتی خاص توانسته اند به پول فراوان برسند . پراکندگی جغرافیایی افراد بسیار متنوع است ولی نیمی از لیست را تهرانی ها و اصفهانی ها تشکیل می دهند بطوریکه شاهد حضور 10 تهرانی ، 5 اصفهانی ، 3 تبریزی ، 2 مشهدی ، 2 زاهدانی هستیم و رشت ، کرمان ، کرمانشاه ، کرج ، سمنان ، زنجان ، الشتر لرستان و رفسنجان هرکدام یک نماینده در لیست مزبور دارند .

در پی انتشار خبری در سایت عصر ایران با عنوان 30 پولدار ایرانی (میلیاردرهای ایران) چه کسانی هستند ، بر ان شدیم با نگاهی موشکافانه تری به لیست مزبور گزارشی در این زمینه تهیه کنیم .

از 30 نفری که در این لیست نام برده شده است ، هر کدام از شهری و با شروع از صنعتی خاص توانسته اند به پول فراوان برسند . پراکندگی جغرافیایی افراد بسیار متنوع است ولی نیمی از لیست را تهرانی ها و اصفهانی ها تشکیل می دهند بطوریکه شاهد حضور 10 تهرانی ، 5 اصفهانی ، 3 تبریزی ، 2 مشهدی ، 2 زاهدانی هستیم و رشت ، کرمان ، کرمانشاه ، کرج ، سمنان ، زنجان ، الشتر لرستان و رفسنجان هرکدام یک نماینده در لیست مزبور دارند .

تنوع زمینه فعالیت و سرمایه گذاری افراد نیز بسیار متنوع است به طوریکه در حدود 20 صنعت مختلف توانسته اند 30 فرد مختلف را به ثروت کلان برسانند .

3 نفر با صنعت گچ و سیمان ، 2 نفر با صنعت فولاد و آهن ، 2 نفر با صنعت بانکداری ، 2 نفر با صنعت معدن ، 2 نفر با صنایع پتروشیمی و شوینده ، یک نفر پالایشگاه دار ، یک نفر تاجر فرش ، یک نفر با صنایع غذایی یک نفر از طریق لوازم خانگی ، یک نفر با صنعت پلاستیک ، یک نفر از طریق صنایع شیشه و بلور ، 1 نفر با حمل و نقل دریایی ، 1 نفر با سرمایه گذاری روی صنعت چینی ، نفر دیگر با صنعت نساجی و دیگری با صنعت ساختمان توانسته اند شروع به پولدار شدن کنند .
 
بسیاری از این افراد زمینه های فعالیت و سرمایه گذاری خود را بارها در طی سال های متمادی حضورشان در عرصه اقتصاد تغییر داده اند ولی در هر حال چیزی که جلب نظر می کند زمینه های متفاوت این افراد در سرمایه گذاری است و به نوعی پتانسیل های بالای کسب درآمد در کشور را شاهد هستیم که متأسفانه به شکل بهینه از آن استفاده نمی شود وگرنه الان همه پولدار بودند!

در این زمینه با 2 تن از اعضای است صحبت کوتاهی انجام دادیم و نظرشان را در مورد لیست منتشر شده جویا شدیم . ..

نوشته شده: شنبه 8 خرداد 1389    | توسط: مدیر سایت    |    | نظرات()

از شاگردی بقالی تا میلیاردری

كارل آلبرشت، ثروتمندترین فرد آلمان و ششمین فرد ثروتمند جهان، با ثروت 5/21 میلیارد دلار، صاحب سوپرماركت زنجیره‌ای «آلدی سود» با كالاهای ارزان قیمت است. این فروشگاه زنجیره‌ای به خوبی توانست ركود اقتصادی اخیر دنیا را پشت سر بگذارد.


كارل هانس آلبرشت، متولد 20 فوریه سال 1920، كارآفرین آلمانی است كه به همراه برادرش تئو آلبرشت فروشگاه زنجیره‌ای آلدی را تاسیس كرده است. كارل و تئو آلبرشت در شرایط متوسطی در اسن بزرگ شدند. پدرشان ابتدا به عنوان یك كارگر معدن و سپس به عنوان دستیار نانوایی مشغول به كار شد. مادرشان صاحب یك خواروبارفروشی كوچك، در محله كارگران «شانه بِك» بود. تئو نزد مادرش به شاگردی پرداخت درحالی كه كارل در یك مغازه پخت غذاهای آماده مشغول به كار شد. كارل همچنین طی جنگ جهانی دوم در ارتش آلمان مشغول به خدمت شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1946، این دو برادر كسب و كار مادرشان را به دست گرفتند. تا سال 1950 برادران آلبرشت، 13 مغازه در «روهر والی» داشتند. این دو برادر ایده‌ای داشتند كه در آن زمان بسیار جدید بود. آنها حداكثر میزانی را كه به طور قانونی می‌توانستند از قیمت كالا قبل از فروش كم كنند (یعنی 3 درصد) به عنوان تخفیف در نظر می‌گرفتند. این در حالی بود كه پیشگامان بازار آن دوره كه اغلب نیز با هم همكاری داشتند، مشتریان را برای دریافت تخفیف ملزم به جمع‌آوری برچسب‌های تخفیف می‌كردند تا پس از جمع‌آوری و ارسال آنها بتوانند مقداری از پولشان را پس بگیرند. برادران آلبرشت همچنین كالاهایی را كه خوب به فروش نمی‌رفتند از لیست فروشگاهشان حذف می‌كردند. به علاوه آنها با عدم انجام تبلیغات و تا جای ممكن كوچك نگه داشتن اندازه فروشگاه‌هایشان، هزینه‌ها را كاهش می‌دادند.

نوشته شده: شنبه 4 اردیبهشت 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

آدیداس چگونه آغاز كرد؟

آدولف دسلر مغز متفکر اصلی نام تجاری آدیداس را مردم به عنوان پایه‌گذار صنعت لوازم ورزشی مدرن می‌شناسند.


نوجوانی وی در آلمان و در دوران رکود اقتصادی پس از جنگ جهانی اول سپری شد. او در همین دوران به خانواده‌اش کمک می‌کرد که با استفاده از باقی مانده‌های کیف‌های ارتشی خود دمپایی درست کنند، ولی علاقه و اشتیاق او همیشه ورزش و به خصوص فوتبال بود. در سال 1920 ساخت کفش‌های ورزشی را شروع کرد. او علاوه بر استفاده از تجربیات شخصی‌اش با تعداد زیادی پزشک، مربی ورزشی و کارشناس ورزشی هم مشورت می‌کرد و از همان ابتدا روی کارآیی هر کفش برای هر ورزش به خصوص تاکید داشت، بنابراین برای انواع گوناگون ورزش مثل دو، تنیس یا فوتبال، کفش‌های متفاوتی طراحی کرد. در سال 1949 بود که آدیداس گروپ به عنوان یک شرکت به ثبت رسید.
دسلر با نوآوری‌های پیوسته و پایبندی به طراحی کفش‌های مناسب برای ورزش‌های مختلف، توانست آدیداس را پیشاپیش دیگران قرار دهد. مثلا در زمینه فوتبال دسلر متوجه شد که اگر زمین مرطوب باشد، کفش‌های معمولی فوتبال کارآیی کافی ندارد، بنابراین به فکر افتاد که به کف کفش‌ها، میخ‌های مخصوصی اضافه کند که به فوتبالیست‌ها کنترل و دقت عمل بیشتری بدهد و با همین کفش‌های جدید بود که تیم آلمان در جام جهانی 1954 به مقام قهرمانی رسید.
درست مثل میخ‌های ته کفش‌های فوتبال این دسلر بود که برای اولین بار آج ویژه‌ای برای کفش‌های مخصوص ورزش دو طراحی کرد که به واسطه آن دوندگان می‌توانستند برای دویدن به دور محوطه کنترل بیشتری داشته باشند.
هدف دیگر او این بود که کفش‌هایش از بهترین مواد اولیه، متناسب با نوع حرکت ساخته شوند و به همین دلیل روی انواع مواد اولیه‌ای که ممکن بود برتری یا ویژگی خاصی داشته باشند، از جمله پوست کوسه ماهی و حتی چرم کانگورو، هزاران آزمایش انجام داد و نتیجه مهم‌ترین اختراع او کفش‌های ورزشی نایلونی بود.

ادامه مطلب
نوشته شده: پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

جهت عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید

استفاده از مطالب این وب سایت تنها با ذكر نام "بچه های آتش"بلامانع می باشد